پس از اقدام شجاعانه "منتظرالزيدي" در پرتابكردن كفش به سوي بوش، رسانههاي غربي تمام تلاش خود را به كار گرفتهاند تا با ترفندهاي مختلف خبري، اقدام وي را مخدوش كرده و تنفر عراقيها از آمريكا را به سمت ايران سوق دهند.

با اقدام خبرنگار عراقي در پرتاب كردن دو لنگه كفش به سمت بوش در كنفرانس خبري وي در عراق، عمق نفرت مردم اين كشور از آمريكا و متجاوزان غربي به سرعت در رسانههاي دنيا منعكس شد؛ بلافاصله مردم عراق نيز به خيابانها آمدند و با در دست داشتن كفشها و دست نوشتههايي، از اقدام ضدآمريكايي خبرنگار عراقي در سطح گستردهاي حمايت كردند و موج محبوبيت اين خبرنگار به ساير ملتها حتي به ايران نيز رسيد.
رسانههاي غربي كه با آبروي بيش از پيش ريخته شده آمريكا مواجه شدند، در همان ساعات اوليه مخابره خبر اقدام خبرنگار عراقي، كوشيدند با ترفندهاي خبري، اقدام وي را مخدوش كرده و از افزايش موج محبوبيت اقدام ضدآمريكايي اين خبرنگار جلوگيري كنند.
این رسانهها ابتدا از مست بودن الزیدی به الکل و استعمال مواد مخدر توسط وی خبر دادند و سپس ادعا کردند او سني مذهب و وهابي است تا شيعيان و برخي مسلمانان ساير كشورها از اقدام اين خبرنگار حمايت نكنند
رسانههاي غربي در ادامه تلاش خود كشيدند با خبرسازيهاي مجعول اينگونه به مخاطبان خود القا كنند كه اين خبرنگار مواضع ضدايراني نيز دارد؛ به همين خاطر يكي از همان رسانهها در مصاحبهاي با يكي از بستگان اين خبرنگار كه مدعي بودند نخواسته نامش فاش شود، اين شايعه را رقم زد كه عراقيها علاوه بر آمريكا با ايران نيز مخالف هستند! در واقع رسانههاي غربي به دنبال اين هدف بودند كه با تغيير جهت تنفر مردم عراق از امريكا به سمت ايران، اندكي بر رسوايي آمريكا سرپوش بگذارند.
اما خانواده اين خبرنگار انجام چنين مصاحبه اي با رسانههاي غربي را تكذيب كردند و به فاصله چند ساعت مشخص شد كه "منتظر الزيدي" نهتنها شيعه است بلكه اعضاي خانواده وي كه از هواداران جريان صدر در عراق هستند، تاكيد كردند كه هيچ يك از اعضاي خانواده "الزيدي" مصاحبهاي با هيچ رسانه غربي نداشتند و تمامي ادعاهاي آسوشيتدپرس يا رويترز درباره مخالفت وي با ايران دروغ محض است.
اين ترفند رسانههاي غربي در حالي ناكام ماند كه برخي سايتهاي داخلي دقيقاً همسو با رسانههاي غربي تلاش كرده بودند با تكرار اخبار مجعول، اقدام ضدآمريكايي خبرنگار عراقي را زير سوال ببرند و از محبوبيت او در ايران بكاهند.

در حالي كه تاكنون بوش و سران غربي از ترس واكنش مردم عراق به صورت سرزده به اين كشور سفر كردهاند، محمود احمدينژاد سال گذشته با اعلام قبلي به عراق سفر كرد و در ديدارهاي مختلف با نخبگان، مسؤولان و گروههاي گوناگون عراقي حضور يافت و حتي با خبرنگاران عراقي يكي از صميمانهترين نشستهاي خبري خود را برگزار كرد و اخبار محبوبيت ايران و احمدي نژاد در عراق به كل دنيا مخابره شد.
به نظر ميرسد ادامه تلاش رسانههاي غربي براي جلوگيري از انعكاس موج نفرت مردم جهان از آمريكا و غربيهاي حامي او ديگر بي نتيجه باشد چرا كه دروغها و خوي تجاوزكارانه سلطهگران در واپسين روزهاي حكومت بوش كوچك، به آن اندازه برملا شده كه هيچ رسانهاي را ياراي سد كردن آن نيست.
* برادر خبرنگار عراقي: منتظر الزيدي از شيعيان دوستدار ايران است
* الزيدي از شيعيان غيور عراق است
* گزارش تصويري/ انعكاس حركت ضدآمريكايي منتظر الزيدي، خبرنگار عراقي در مطبوعات جهان-۱
* گزارش تصویری/ انعکاس حرکت ضدآمریکایی منتظر الزیدی، خبرنگار عراقی در مطبوعات جهان-۲
* گزارش تصویری/ انعکاس حرکت ضدآمریکایی منتظر الزیدی، خبرنگار عراقی در مطبوعات جهان-3
* گزارش تصويري/ تظاهرات مردم عراق در حمايت از اقدام خبرنگار عراقي عليه بوش
* گزارش تصويري/ تجمع انجمن صنفي روزنامه نگاران لبنان براي حمايت از خبرنگار عراقي
* گزارش تصويري/ حمايت مردم پاكستان از خبرنگار عراقي
* كاريكاتورهاي منتشر شده در رسانه هاي جهان درباره پرتاب كفش به سمت بوش-1در حج سال 1366 حاكمان سعودي دست به كشتار بيرحمانه حجاج ايراني و خارجي حاضر در مراسم برائت از مشركين زدند ...
امام روح الله به آن مناسبت پيامي صادر فرمود كه در بخشهايي از آن، اين جملات بسيار تامل برانگيز و تاريخي است: * كليدداران كنونى كعبه لياقت ميزبانى سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تامين آمريكا و اسرائيل و تقديم منافع كشورشان به آنان كارى از دستشان برنمى آيد... * حكومت آل سعود، اين وهابيهاى پست بيخبر از خدا بسان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند ... * حقا كه اين وارثان ابى سفيان و ابى لهب و اين رهروان راه يزيد روى آنان و اسلاف خويش را سفيد كرده اند * خداوند سعوديهاى عصر را و تمام اعصار تاريخ را ستمگرانى بيش نمى داند كه قابل هدايت نيستند * در هر صورت آلسعود براى تصدى امور كعبه و حج لياقت نداشته و علما و مسلمانان و روشنفكران بايد چاره اى بينديشند...حال با سران اين رژيمهاي عربي خودفروخته كه هيچ آبرويي برايشان باقي نمانده، چه بايد كرد؟؛ سلام بر آنانكه از راه مجاهداني همچون خالد اسلامبولي پيروي كنند ...


كربلا فقط یک شهر و یک نام نیست؛ هرجا که اهل حق در محاصره ناجوانمردانه یزیدیان زمانه باشند، آنجا کربلاست؛ کسانی هم که محاصره شدگان را می بینند اما فریادی بر نمی آورند را کوفی نام می نهند در مکتب ما.
خوب می دانم و می دانید که بیان جملات احساسی و قلم فرسایی دردی دوا نمی کند؛ اکنون هم مقصود این نیست که به واسطه بر هم نخوردن ژست اسلامی مان همدردی ای با محاصره شدگان غزه کرده باشیم و خلاص؛ نه، مقصود این است که در غفلت نمانم و نمانیم...
اگر جایگاه مسلمانی خود و واقعه ای که در حال روی دادن است را خوب بشناسیم، تا غزه در محاصره است، در این مکتب، دیگر آسایش حرام می شود بر ما...
نباید اجازه دهیم روزمرگی و تکرار جنایت، ما را از انجام وظیفه باز دارد؛ در مقابل جنایت یزیدیان، در هر زمان و برای هزارمین بار هم که باشد، سکوت، معنایی جز خیانت ندارد و سکوت کنندگان را نامی جز "کوفی" نمی توان نهاد...

و در این میان وای به حال کسانی که علاوه بر "سکوت"، "سازش" هم کرده اند ...
محاصره "غزه" توسط رژیم صهیونیستی، تعطيلى نيروگاه هاى برق، نبود دارو، قطع سوخت و آلودگي آب هاى آشاميدنى، "غزه" را امروز به "کربلا" تبدیل کرده و وای به حال آن حکام عرب که با یزیدیان صهیونیست سر سازش داشته و راه را برای جنایت هموار کرده اند ...
اما محکوم کردن "سکوت کنندگان" و "سازشکاران" و صد البته محکوم کردن "جنایتکاران"، آیا به تنهایی دردی دوا می کند از ما و فلسطینی ها؟ ...
چه باید کرد؟
1- بارها ثابت شده است که رژیم صهیونیستی زبانی جز زبان زور نمی فهمد؛ باید منافع صهیونیستها در هر جای دنیا مورد تهدید قرار گرفته و در مقابل هر جنایت جدید رژیم صهیونیستی، منافعی از آنها در هر جایی که هست متلاشی شود و اعلام شود که این کار در پاسخ به فلان جنایت بوده است. این کار در مورد وضعیت امروز غزه کاملا مناسب به نظر می رسد.
2- در شرایطی که غزه در آستانه قربانی شدن در یک جنایت تاریخی دیگر قرار گرفته، وضعیت خاص و ویژه ای باید در دولتهای اسلامی منطقه حاکم باشد؛ به بیان دقیق تر، مسائل بدون اولویت باید با یک زمان بندی مشخص، از دستور کار سیاست خارجی کشورهای اسلامی خارج شده و پیگیری موضوع غزه در اولویت قرار گیرد.
نوشتن نامه های پی در پی به همه مسئولان اثرگذار در کشورها و سازمانهای بین المللی و مدعیان حقوق بشر، دیدارهای مستمر با مقامات همسوی کشورها، تماس تلفنی با مسئولان کشورهای منطقه و مقامات مدعی در نهادهای بین المللی، صدور بیانیه رسمی، احضار یا اخراج سفرای کشورهای اصلی حامی رژیم صهیونیستی و اقداماتی از این دست باید در دستور کار فوری دولتهای اسلامی قرار گیرد.
انجام این کار برای دولت جمهوری اسلامی ایران، بیش از سایرین ضروری است. (توضیح اینکه واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران به موضع غزه تا کنون به هیچ وجه کافی نبوده و آقای احمدی نژاد هم فقط به چند مصاحبه و سخنرانی اکتفا کرده است؛ که اکتفا به همین حد از واکنش، از نظام جمهوری اسلامی و دولت محمود احمدی نژاد، به هیچ وجه تاکنون قانع کننده نبوده و موجب تاسف است)
3- در عصر کنونی، بر انگیختن واکنش افکار عمومی کشورهای مختلف، بیش از پیش لازم به نظر می رسد و این وظیفه رسانه های آگاه است. از رسانه های غربی که حکامشان حامیان بی چون و چرای رژیم صهیونیستی هستند که نمی توان انتظاری داشت، پس دایره رسانه هایی که می توان به آنها امید بست، محدود به رسانه های اسلامی می شود و در عین حال در این میان هم، توقع از رسانه های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران بیش از آن چیزی است که تاکنون انجام شده است.
اکنون که مسلمانان غزه در محاصره اند، عادی ماندن برنامه های شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی هیچ معنایی ندارد. همه اعم از مسلمان و غیرمسلمان از نوع برنامه هایی که در مقاطع خاص زمانی از شبکه های اسلامی پخش می شود، باید بفهمند که ما از ادامه محاصره و جنایت به شدت عصبانی هستیم. و البته این کار اراده ای انقلابی می خواهد و برای بعضی ها به دلیل تلاش برای حفظ ژست روشنفکری، شاید این کار ممکن به نظر نرسد.
برای واکنش مناسب رسانه ای به جنایات در غزه، باید تیمی ویژه در رسانه های کلیدی جهان اسلام تشکیل شود که با برنامه ریزی خاص و منسجم، با عملیاتهای ویژه خبری و در نظر گرفتن محدودیت زمان، ضربات پی در پی رسانه ای به دشمن وارد کنند.
این نکته نباید مورد غفلت باشد که در این کار نیازمند آن هستیم که پیام خود را بدون فوت وقت، به زبانهای زنده دنیا از طرق مختلف به افکار عمومی کشورهای مختلف و سیاسیون بین المللی منتقل کنیم؛ علاوه بر آنکه رسانه های خرد از جمله وبلاگ نیز باید برای پشتیبانی از رسانه های کلان اسلامی و در کنار آن، اعمال فشار در عرصه بین المللی از طریق روش های نوین، دست به کار شوند
4- باید از رسانه های کلیدی و اثرگذار دنیا که در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی سکوت کرده، واقعیت را تحریف کرده و یا حمایت می کنند، فهرستی دقیق تهیه شود و با یک برنامه ریزی دقیق و پیش بینی کانل های ارتباطی متعدد، سهل الوصول ترین راهها را در اختیار مسلمانان کشورهای مختلف قرار دهیم تا اعتراضی گسترده علیه اینگونه رسانه ها شکل بگیرد و عملا هزینه سکوت، تحریف واقعیت و حمایت آنان از جنایات رژیم صهیونیستی به شدت افزایش یابد. (ایجاد طومار اینترنتی، پست الکترونیکی، هک کردن سایتهای خاص و ممانعت از فعالیت خبرنگاران رسانه های حامی رژیم صهیونیستی از جمله این راهکارها است)
برای این کار نیز می توان گروه های ویژه ای از سوی دولتهای اسلامی پیش بینی شود.
5- مسئولان کشورهای غربی و حتی سران رژیم صهیونیستی نباید در هیچ سفری در حاشیه امن قرار داشته باشند. سازماندهی برای اعتراض گسترده به آنان- به دلیل سکوت در مقابل محاصره غزه- باید به سرعت در دستور کار دولتها و گروههای خاص اسلامی از جمله دولت جمهوری اسلامی باشد.
باید فعالین حقوق بشری و اسلامی را به صورت برنامه ریزی شده و با ارائه اطلاعات مورد نیاز، برای تجمع در مقابل محل استقرار یا محل ملاقاتهای سران یا حامیان رژیم صهیونیستی سازماندهی کرد. در عین حال باید پوشش رسانه ای مناسب برای این اقدامات پیش بینی شود چرا که انجام اعتراضات مدنی بدون پوشش مناسب رسانه ای قطعا بی اثر خواهد بود.
در ایران نیز گروههای دانشجویی و مردمی برای انجام اعتراضات زنجیره ای در اماکن مختلف به نحوی برنامه ریزی کنند و کار را عملیاتی سازند که توجه رسانه های خاص در دنیا جلب شود، علاوه بر آنکه رسانه های برون مرزی جمهوری اسلامی نیز باید تمام قد در اختیار باشند.
6- تعیین تکلیف با سران سازشکار برخی کشورهای باصطلاح اسلامی از جمله ملک عبدالله پادشاه خائن عربستان، ملک حسین پادشاه اردن و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز باید به سرعت در دستور کار مسلمانان غیرتمند قرار گیرد. تجربه اعدام انقلابی انورسادات رئیس جمهور سابق مصر به جرم انعقاد قرارداد کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی، در این زمینه بسیار مفید به نظر می رسد و خوب است از آن در مورد نوع تعیین تکلیف با سایر حکام خائن کشورهای اسلامی- که با رژیم صهیونیستی سر سازش دارند- الگوبرداری شود.
ناگفته نماند که تعیین تکلیف با سران سازشکار کشورهای اسلامی یکی از راهکارهایی است که در آن واحد، چندین هدف را به یکباره محقق خواهد کرد. به بیان صریح تر، اگر با سازشکاران با رژیم صهیونیستی تسویه حساب شود:
1- افکار عمومی در کشورهای مختلف بیدار می شود
2- توجه همه رسانه های دنیا به یکباره جلب می شود
3- همه نهادهای بین المللی خواهند دانست که مسلمانان از جنایات رژیم صهیونیستی به شدت عصبانی هستند و با هیچ کس شوخی ندارند
4- سایر دول کشورهای اسلامی حساب کار خود را می کنند
5- چون پیام تعیین تکلیف با سازشکاران به سرعت به سران کشورهای غربی و حتی سران کشورهای منطقه می رسد، این اقدام، تمامی اهداف دولتهای اسلامی که به واسطه دیپلماسی در جهت حمایت از غزه دنبال می کردند را خود به خود یکجا محقق می کند
خلاصه مطلب: اگر همه بسیج شویم و همه امکانات را بسیج کنیم، نه تنها آمریکا، که اسرائیل هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و دیگر اجازه نمیدهیم که در عصر ما مظلومان را به مسلخ ببرند ...