از همان شروع به كار دولت نهم، سفرهاى استانى رئيس جمهور و هيأت دولت نيز آغاز شد و قطعاً ناظران منصف و مردميكه مستقيما واقعيتها را ديدهاند، اين سفرها را به جهت اثرات خاص آن در حوزههاي مختلف براي مردم و نظام، از ابتكارات و شاهبيت نوآورىهاى اين دولت مىدانند.

اما هنوز تعداد اين سفرها به اندازه انگشتان يك دست هم نرسيده بود كه برخىها زبان به تخريب سفرهاى استانى دولت گشودند؛ در حالى كه مردم در استانهاى خراسان جنوبى، ايلام، سيستان و بلوچستان و بسيارى از شهرهاى محروم، به استقبال محمود احمدىنژاد مي آمدند، مخالفين در رسانههاى خود سفرهاى دولت را سفرهايى پرهزينه و صرفاً تبليغاتى عنوان كردند و تصور مى كردند كه روند ادامه اين سفرها متوقف شود.
زمان زيادى نگذشت كه پوچى اين ادعا به اثبات رسيد و اخبار متعددى از مشى سادهزيستانه و روال كمهزينه اين سفرها در برخى رسانهها منتشر شد تا نشان داده شود كه سفرهاى استانى دولت نه تنها پرهزينه نيست، بلكه با حداكثر صرفهجويى در وقت و هزينه انجام مىشود.
اين مسئله باعث نشد كه از همت مخالفان دولت براى زير سؤال بردن سفرهاى استانى كاسته شود! چرا كه وعده رئيسجمهور براى سركشى به همه جاى كشور، خيلى زود عملى شده و مخالفان، اين حركت پرشتاب و فراگير را در افزايش محبوبيت دولتمردان نهم و به طور طبيعى، برجسته شدن ميزان فاصله دولتمردان گذشته با دولت كنونى در خدمترسانى به همه مردم ايران مؤثر مىديدند.
در عين حال آنها تأكيد مى كردند كه نگاه رئيسجمهور بايد كلاننگر باشد و به جاى آنكه وقت خود را در سفرها بگذراند، بايد در تهران بنشيند و بر اساس گزارشها امور را تدبير كند؛ در همين اثنا، مصوبات متعدد جلسات استانى هيأت دولت براى پيشرفت جهشى استانها، به بحث روز مردم و حتى رسانهها تبديل شده بود و پيشبينى مىشد كه بلافاصله اين مصوبات مورد هجمه قرار گيرد.
مخالفين سفرهاى استانى هيأت دولت، در مصاحبهها و مقالات خود سعى در القاى اين موضوع داشتند كه مصوبات دولت، كارشناسى نيست و ممكن نيست كه دولت بتواند در طول چند ساعت، دهها مصوبه داشته باشد، غافل از آن كه كار كارشناسى مصوبات و مشورت درباره آنها با مقامات و نمايندگان محلى، پيش از انجام هر سفر انجام مىشود و پشتوانه كارشناسى دارد و حتي بسياري از نمايندگاني كه براي خوشآمد احزاب خود، در مجلس داد غيركارشناسي بودن اين سفرها را سر ميدادند، پيش و پس از انجام سفر دولت به شهر يا استان خودشان به واقعيت ماجرا يعني كارشناسي بودن تصميمات پي بردند.
بعدها در نيمه دوم سال 86 (ديدار دانشجويان دانشگاههاى استان يزد 13 دي ماه 86) مقام معظم رهبرى نيز به اين شبهات اشاره و تأكيد كردند:
"اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است. اين كه به همه شهرها مىروند، اين خيلى براى من مهم است؛ خيلى براى من جالب است. رئيسجمهور، وزير و مديران ارشد اجرايى كشور به شهرهاى مختلف مى روند. اين رفتن به شهرها خيلى تأثير دارد. بعضى مىگويند آقا ما گزارشها را كه مىخوانيم، نه، گزارش خواندن فرق مىكند با رفتن.
شايد بيش از اغلب مديرها براى من گزارش مى آيد. وقتى انسان مىرود به يك شهرى، مى رود به يك استانى، مىنشيند با يك مردمى، مىنشيند با يك مجموعه جوانى، مىبيند گزارشها با آنچه كه واقعيت است، تفاوتهايى دارد.
انسان آنچه كه مىبيند و مىشنود، از گزارش خيلى با ارزشتر است. اين كار را امروز دولت دارد مى كند. به همه جاى كشور سفر مىكند. يك گوشهاى از اين را مىگيرند، تبديلش مىكنند به نقطه ضعف و ايراد گرفتن. چرا در اين سفر صد تا مصوبه داشتيد؛ در حالى كه پنجاه تايش بيشتر قابل عمل نيست، خيلى خوب، حالا پنجاه تايش عمل بشود؛ اين بهتر از هيچى نيست؟ اينها ايجاد يأس است. ايرادتراشىهاى بىخود..."

مسئولان دولتى خصوصاً متصديان امور سفرهاى استانى در معاونت اجرايى رياست جمهورى، بيشتر وارد صحنه شدند و مراحل كارشناسى مختلف به ثمر نشستن تصويب يك مصوبه در سفر استانى را تشريح كردند. اما اين نيز پايان كار نبود و يكى از سران فراكسيون دومخرداديهاى مجلس در نطق خود تأكيد كرد كه اگر حتى اين مصوبات كارشناسى شده هم باشد، اما چون با اسناد توسعه استانها منطبق نيست، پس بيهوده است. بعدها معاون پيگيرى معاونت اجرايى رئيسجمهور در مصاحبهاى بر اين نكته تأكيد كرد كه يكى از معيارهاى اصلى آماده شدن يك پيشمصوبه براى تصويب در جلسه استانى دولت، اسناد توسعه استانها است و قطعاً تمام مصوبات با اين اسناد منطبق است.
جالبتر اين كه بدانيم همين نماينده، در جلسه دولت در استان حوزه انتخابيه خود، از زحمات دولت در سفر استانى و مصوبات آن در اين استان قدردانى كرده و از پشتوانه كارشناسى مصوبات استانى دولت ابراز رضايت فراوان كرده بود!
مخالفين همچنان به شكلهاى گوناگون از قبيل انتشار برخى عكسها، تمسخر، ابهام در تعداد مردم استقبالكننده و حتى وارونگى و بزرگنمايى برخى سخنان رئيسجمهور و دولتمردان، تلاش كردند تا سفرهاى استانى را ناكام و بيهوده جلوه دهند تا اينكه مقام معظم رهبرى با اشراف خاص خود به مسائل و حتى جزئيات امور، در اوج فضاى تبليغاتى عليه سفرهاى استانى دولت كه هر روز اوج مى گرفت، در جمع مردم سمنان تأكيد كردند:
"خوشبختانه سركشى دولت و رئيسجمهور و وزراى محترم به مناطق مختلف كشور، آن آرزوى ديرينه ما را به نحو احسن برآورده كرده است."
شدت حملات به دولت به علت استقبال روزافزون مردم از رئيسجمهور خود، به قدرى افزايش يافت كه مقام معظم رهبرى با حمايت از سفرهاى استانى دولت در چند سخنرانى اكتفا نكرده و در سفر خود به استان يزد، بر اهميت و اثرگذارى چشمگير سفرهاى استانى دولت و رئيسجمهور تأكيد كردند.
ايشان 12 دىماه سال 86 در اجتماع پرشور مردم يزد در بخشى از سخنانشان، سفر رئيسجمهور به استانها را حركتى بسيار خوب و مبارك دانستند و فرمودند:
"بنده قدردانى مىكنم از اين حركت مجموعه دولت كه به شهرها مى روند، به راههاى دور مىروند، مشى مردمى اتخاذ مى كنند؛ اين ها باارزش است. با همه شهرها از دور و نزديك ملاقات مىكنند. بعضى از شهرها هستند كه مردم آنها يك مديركل را هم هرگز نمى توانستهاند ببينند، حالا رئيس جمهور را، وزير را، نزديك خودشان مى بينند، با آنها حرف مىزنند؛ اينها باارزش است. ما بايد قدردان اين چيز ها باشيم."
سه روز بعد نيز رهبر معظم انقلاب در ديدار عمومى مردم ابركوه بخشى از سخنان خود را به سفرهاى استانى دولت اختصاص داده و تأكيد كردند:
"مىبينيد مسئولين كشور، هيأت دولت، رئيسجمهور به سرتاسر كشور مسافرت مىكنند. اين معنايش اين است كه نگاه و عواطف و همت مسئولين بايد ميان همه شهرهاى كشور تقسيم شود. اينجور نباشد كه يك شهرى، يك منطقهاى كه دوردست است، از شعاع همت و تصميم مسئولين دور بماند؛ نه، دور و نزديك ندارد.
امروز در اين كشور شهرهايى و مناطق دوردست و كوچكى موفق مى شوند كه مسئولان كشور را، يعنى رئيسجمهور را، دولت را، وزرا را از نزديك ببينند، به آنها نامه بدهند يا حرف بزنند و از زبان آنها و حنجره آنها مستقيماً سخن بشنوند كه در روزگارهاى گذشته در طول تاريخ، اميد اين را نداشتند كه حتى يك مدير درجه سه به آنها سركشى كند."
با اين بيانات صريح و همچنين شفافسازى دولت درباره جزئيات و روند سفرهاى استانى، ديگر باب مخالفتهاى جنجالى با سفرهاى استانى رئيسجمهور بسته به نظر مىرسيد، اما طمع قدرت كساني كه ابزارهاي رسانهاي در اختيار دارند، بيش از آن است كه بخواهند به امر "ولي امر" دست از لجاجت بردارند.
در عين حال مقام معظم رهبري همواره سفرهاي استاني را به عنوان شاهبيت اقدامات دولت نهم مدنظر داشته و در هر موقعيتي از آن به عنوان يكي از بزرگترين كارهاي دولت نهم نام بردند.

آخرين سخنان مقام معظم رهبري درباره سفرهاي استاني در سخنراني معروف ايشان در جمع اعضاي هيئت دولت(2 شهريور 87) بود كه از سفرهاي استاني به عنوان اولين امتياز مثبت دولت نهم نام بردند و فرمودند:
"با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همه نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛
در هر مجموعهاى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد"
اما زير سوال بردن كاري كه رهبر انقلاب آن را "آرزوي ديرينه" خود و "امتياز اول" دولت نهم ناميدند، همچنان ادامه دارد ...
شايد ماجراي استيضاح کردان و حواشي آن، به عقيده برخی، بيش از حد بزرگنمايي شده باشد اما هرچه هست، ذهن نخبگان دلسوز انقلاب اسلامي يا به عبارت سادهتر، نيروهاي ارزشي را به شدت مشغول کرده و نگرانيهایی را برانگيخته باشد كه چرا بايد دولت نهم و رئيس جمهوري مكتبي مانند احمدينژاد هزينههايي اينچنيني بپردازند؟
در اين ميان، علاوه بر دشمنان قسمخورده انقلاب، افراد ديگري هستند كه خارج از گود نشسته و با طراحي و فتنهانگيزي، از ايجاد بحرانهاي پيدرپي براي دولت و نظام اسلامي لذت ميبرند.
با اين حال، جستجوي پاسخ سؤالات زير مي تواند به شفافيت فضاي غبارآلود كنوني كمك كند:
۱- افرادی مانند كردان و رحيمي در دولت اصولگراي احمدينژاد چه ميكنند و چنين افرادي با رويكردهاي شناخته شده، چه سنخيتي با دولت نهم دارند؟!
۲- نقش علي لاريجاني در معرفي كردان به دولت چه بود؟
۳- چرا لاريجاني اصرار زيادي در رأي آوردن كردان داشت؟
۴- چرا لاريجاني مخالف برگزاري جلسه غيرعلني مجلس در روز رأي اعتماد به وزير كشور بود؟
۵- چرا لاريجاني همان روز نگران مدرك كردان نبود؟
۶- چرا لاريجاني اين روزها نقش مخالف كردان را بازي ميكند؟
۷- چرا لاريجاني ديگران را هم براي استيضاح كردان تشويق ميكند؟
۸- چرا لاريجاني همه مسائل مربوط به كردان را به گردن احمدينژاد انداخته و طوری رفتار می کند که گویی روز رأی اعتماد، برای بار اول کردان را می دیده است؟ در حالی که کردان سالها همه کاره او در سازمان صداوسیما بود.
۹- چرا ماجراي كردان، بعد از وزارت او مطرح شده است؟
۱۰- چرا ماجراي مدرك ديگران نيز بعد از دولت احمدينژاد مطرح شده است؟
۱۱- چرا اصلاحطلبان دوست دارند كردان همچنان وزير كشور باقي بماند؟
12- چرا دانشگاه جاسبي وقتي كردان را عضو هيأت علمي خود كرد، مدرك او را بررسي نكرد؟
13- آيا واقعا جاسبي نمي دانست كه مدرك كردان اولاً در ظاهر افتخاري است و ثانياً مجعول بوده؟
14- كساني كه به گفته رئيسجمهور، تا 5 ماه قبل كردان عنصر محوري جلسات سياسي آنها بود و سريترين حرفها را با او در ميان ميگذاشتند و اكنون علم استيضاح را علم كرده اند، چه كساني هستند؟
15- چرا سالها است كه نمايندگان مجلس، مستقيماً مبلغي را از دولت دريافت ميكنند؟
16- چرا دولتهاي سابق نيز چنين مبالغي را مستقيماً به نمايندگان مجلس ميپرداختند؟
17- ساخت و ساز مسجد، مدرسه و حمام به نمايندگان مجلس چه ربطي دارد و دستگاههاي اجرايي مانند استانداري، وزارت مسكن، سازمان اوقاف و امور مساجد و … اين وسط، چه كاره هستند؟
18- نمايندگان مجلس، اين پولها را كجا مصرف ميكنند؟
19- چرا قبلاً اين پولها را ميگرفتند و شكايت نميكردند؟
20- چرا قبلاً دولتها كه چنين كمك هزينههايي به نمايندگان ميدادند، به پرداخت رشوه محكوم نميشدند؟
21- ماجرای نطق بهزاد نبوی در جلسه استیضاح خود و به محاجه طلبیدن نمایندگان در مجلس سوم، درخصوص اینکه هرکس پاترول نگرفته، دست بلند کند و یا داستان توزیع سیمکارت تلفن همراه قبل از استیضاح یکی از وزرای مخابرات در دهه 70 که در مورد اول با سکوت نخست وزیر وقت و در مورد دوم با ابراز رضايت رئیس جمهور وقت از ناکامي استيضاح همراه شد، چه ارتباطی با برخی زدوبندهای مخدوش دارد؟
22- چرا مدیرکل پارلمانی دولت ميخواسته از نمايندگان مجلس، امضاي پنهاني بگيرد؟