علي (ع) مردي دشمن ساز و ناراضي ساز بود . اين يكي ديگر از افتخارات بزرگ او است.
هر آدم مسلكي و هدفدار و مبارز و مخصوصا انقلابي كه در پيعملي ساختن هدفهاي مقدس خويش است و مصداق قول خدا است كه: «يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومة لائم ». "در راه خدا ميكوشند و از سرزنش سرزنشگري بيم نميكنند".

دشمن ساز و ناراضي درست كن است، لهذا دشمنانش مخصوصا در زمان خودش اگر از دوستانش بيشتر نبودهاند كمتر هم نبوده و نيستند. اگر شخصيت علي امروز تحريف نشود و همچنانكه بوده ارائه داده شود، بسياري از مدعيان دوستيش در رديف دشمنانش قرار خواهند گرفت.
علي در راه خدا از كسي ملاحظه نداشت بلكه اگر به كسي عنايت ميورزيد و از كسي ملاحظه ميكرد به خاطر خدا بود. قهرا اين حالت دشمن ساز است و روحهاي پرطمع و پر آرزو را رنجيده ميكند و به درد ميآورد.
پيغمبر اكرم ( ص ) آنان را مخاطب ساخت و گفت: « يا ايها الناس لا تشكوا عليا فو الله انه لاخشن في ذات الله من ان يشكي » (1). "مردم ! از علي شكوه نكنيد كه به خدا سوگند او در راه خدا شديدتر از اينست كه كسي درباره وي شكايت كند".

در ميان اصحاب پيغمبر هيچكس مانند علي دوستاني فداكار نداشت، همچنانكه هيچكس مانند او دشمناني اينچنين جسور و خطرناك نداشت. مردي بود كه حتي بعد از مرگ، جنازهاش مورد هجوم دشمنان واقع گشت. او خود از اين جريان آگاه بود و آن را پيش بيني ميكرد و لذا وصيت كرد كه قبرش مخفي باشد و جز فرزندانش ديگران ندانند، تا آنكه حدود يك قرن گذشت و دولت امويان منقرض گشت، خوارج نيز منقرض شدند و يا سخت ناتوان گشتند، كينهها و كينهتوزيها كم شد و به دست امام صادق تربت مقدسش اعلان گشت.
* قسمتی از کتاب «جاذبه و دافعه حضرت علي (ع)» شهید مطهری (با تشكر از وبلاگ خاكريز)
احمد توكلي از حسين موسويان حلاليت طلبيد و متن حلاليتخواهي را در سايت خود منتشر كرد. اين كار براي كساني كه چندان دستي بر آتش سياست نداشته و يا موسويان و توكلي را خوب نشناسند، در ظاهر اقدامي شجاعانه و خدايي به نظر مي آيد؛

اما عذرخواهي و حلاليتطلبي احمد توكلي از موسويان ابعاد ديگري هم دارد:
1- موسويان از چندين سايت خبري شكايت كرد. يكي از اين سايتها سايت "الف" بود كه متعلق به احمد توكلي است. وكيل موسويان به همه مسئولان اين سايتها گفت كه اگر رسما عذرخواهي كنيد و آن را در سايت خودتان منتشر كنيد، شكايت را پس ميگيريم. تقريبا هيچ كدام از سايتهايي كه از آنها شكايت شد، به خاطر حفظ عزت و اعتقاد به راهي كه در آن قدم گذاشته بودند، حاضر به عذرخواهي نشدند. اما چندي پيش ابتدا احمد توكلي به صورت كتبي از موسويان عذرخواهي كرد و اكنون نيز متن عذرخواهي را بر روي سايت "الف" منتشر كرد.
2- حسين موسويان بلافاصله پس از حلاليت خواهي توكلي، نامه اي در پاسخ به وي منتشر كرد؛ موسويان ابتدا در نامه خود تلاش كرد كه به صورت مصنوعي وجههاي ارزشي از خود به نمايش بگذارد و براي اين كار در ابتداي نامه خود از يك آيه قرآن استفاده كرد و در انتهاي نامه خود نيز گفت كه در كنار حرم جدم امام رضا(ع) شما را حلال كردم!
موسويان در بخش ديگري از پاسخش به توكلي با استفاده از شيوه هايي كه وي و دوستانش به خوبي به آن مسلط هستند، از مظلومنمايي هم غافل نماند.
3- اين اولين حلاليت خواهي احمد توكلي نبوده است. وي پيش از اين از برخي مسئولان دولت نهم نيز طي نامههايي حلاليت خواست، اما آن نامهها را منتشر نكرد. اما حالا مي بينيم هم نامه حلاليتخواهي توكلي از طريق سايت وي به صورت علني منتشر شد و هم پاسخ موسويان به صورت علني؛ در اين ميان حتما انتظار دارند همه باور كنند كه علني شدن اين دو نامه كاملا با نيت خير و بدون هيچ هدف سياسي بوده است!
4- در عين حال كه در اين ميان رسانههاي نزديك به رفسنجاني، خاتمي و حسن روحاني كوشيدند با نمايش چهره اي مظلوم از موسويان به اهداف سياسي خود دست يابند و اصولگرايان واقعي را مورد هجمه قرار دهند، اما كسي سخن از اين به ميان نياورد كه اگر موسويان بيگناه بود، پس به چه جرمي در دادگاه به 2 سال حبس تعليقي و 5 سال محروميت از مشاغل ديپلماتيك محكوم شد؟ و مجازات وي تازه با تخفيف اين مقدار اعلام شد؟

"اتهام حسين موسويان پس از طي مراحل بازپرسي و تكميل تحقيقات به استناد ماده 505 قانون مجازات اسلامي احراز شد.
پس از احراز اتهامات، اين پرونده با صدور كيفر خواست از سوي دادستان تهران به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران ارجاع و رئيس دادگاه براي تاريخ 10/1/87 وقت رسيدگي تعيين كرد.
در اين تاريخ متهم(حسين موسويان) همراه وكلاي خود در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران حاضر و تحت محاكمه قرار گرفت و به استناد ماده 505 قانون مجازات اسلامي به جرم اقدام عليه امنيت ملي كشور از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات سري پيرامون سياست خارجي و نگهداري اسناد و مدارك داراي طبقهبندي توسط دادستان عمومي و انقلاب محكوم شد.
از آنجايي كه موسويان براي اولين بار مرتكب جرم ميشد و جزو خانواده شهدا بود و در دستگاههاي اجرايي سوابق داشت، قاضي زندان وي را از تعزير به تعليق تبديل كرد."
حسن روحاني اخيرا طی سخناني مسائلی را علیه دولت مطرح کرد که باور کردن این سخنان به عنوان اظهارات یک عضو نهادهای مهم نظام بسيار سخت است.

عجيب آن است كه چگونه كسي مي تواند در برخي اركان اصلي نظام حضور داشته باشد اما در عين حال عليه دولت سخت كوشي كه در ابعاد داخلي و خارجي منشاء تحولات و خدمات بزرگ و بي نظيري بوده و از جنبه هاي مختلف مورد حمايت و تاييد رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است، تا اين حد خصمانه و كينه ورزانه، موضعگيري نمايد. آيا چنين رويكردي، صلاحيت ادامه عضويت آن فرد را در اركان مهم نظام زير سوال نمي برد؟
اگر به دقت به رویکرد و جهت گیری سخنان اخیر آقای روحانی بنگریم، این اظهارات به منزله ريختن آب به آسياب دشمنان ملت ايران است. آمريكا در صدد القاء اين باور است كه تحريمهاي زورگويانه آنها بر ملت ايران ثمر بخش بوده است و سخنان مزبور، به دشمنان خارجي انقلاب تفهيم كرد كه اقدامات آنها موثر بوده و ايران در معاملات خارجي با مشكلات بانكي و اعتباري مواجه شده است.
اين اظهارات به طور طبيعي صلاحيت فرد مزبور را براي حضور در جلسات رسمي كه مسائل محرمانه و سري كشور در آنجا مطرح مي شود از بين مي برد. استفاده سوء از اطلاعات در دسترس براي نيل به مقاصد سياسي يادآور خاطرات تلخي است كه برخي همكاران ايشان از خود بر جاي گذاشتند.

1- آقاي روحاني سياست دولت را در ارتباط با انرژي هسته اي زير سوال برده و به آسيب هاي ناشي از اعمال اين سياست اشاره كرده است در حالی که دستيابي به چرخه كامل سوخت هسته اي يك آرمان ملي است و دولت نهم با تصميم قاطع و تكيه بر حمايت مردم كه آن را به صراحت و به مناسبت هاي مختلف ابراز كرده اند، اين هدف مهم را پي گرفته است؛
اما بسيار تعجب انگيز است كه چرا اين آقا از حركت ملت ايران در مسير دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي، آن هم با كمترين هزينه ممكن ناخرسند به نظر مي رسد و البته اين سوال نيز باقي است كه بزرگنمايي اقدامات كم اثر دشمن حامل چه دستاوردي است؟
2- آقاي روحاني در بخشی از سخنانش گفته است كه عدهاي هر ماه به سراغ حساب ذخيره ارزي مي روند و هرچه در آن است را جارو مي کنند. قطعا محتوا و ماهيت اين سخنان، مبين هيچ هدف سازنده يا دلسوزانه اي نيست؛ اظهار نظرهاي فله اي، امكان پاسخگويي دقيق و درست را از ديگران سلب مي كند. از اين ادعا كه عده اي هر ماه به سراغ حساب ذخيره ارزي مي روند و هرچه در آن است را جارو مي كنند ، چنين برداشت مي شود كه در كشور ، هيچ قانون و مجوزي براي نظارت و كنترل حساب ذخيره ارزي وجود ندارد.
ايشان اگر از واقعيت موضوع و نحوه برداشت از صندوق ذخيره ارزي بي اطلاع است كه صلاحيت وي براي عضويت در نهادی همچون مجمع تشخيص مصلحت نظام زير سوال مي رود و اگر مي داند كه دولت بدون كسب اجازه از مجلس يا رهبري، حق برداشت از اين صندوق را ندارد، بايد روشن سازد كه با دروغ پراكني و تحريف واقعيت، درصدد دستيابي به چه هدفي است؟
3- آقاي روحاني گفته است كه در سه سال گذشته با درآمد سرشار نفت به جز خريد پرتقال، سيب و انگور و موز از خارج، هيچ پروژه بزرگ و کار سرنوشت سازي انجام نشده است.
شايد نتوان به ايشان در مورد بي اطلاعي از واقعيت ها چندان خرده گرفت، اين مشكلي است كه ممكن است برخي از مردم عادی نيز با آن مواجه باشند و عمدتا متاثر از ناآگاهي و بي خبر بودن از اجرايي شدن بيش از يكصد هزار طرح و پروژه بزرگ و كوچك در كشور طي سه سال گذشته از سوي دولت نهم است.

عدم ارتباط با متن مردم بويژه شهروندان ساكن در شهرها و روستاها و تاثيرپذيري از رسانه هايي كه خدمات و فعاليت هاي گسترده و كم نظير دولت را از ديد مردم دور نگه داشته و افكار عمومي را تحريم خبري كرده اند، حاصلي جز پيدايش اين نگاه خلاف واقع ندارد.
4- آقاي روحاني به تورم بالاي 20 درصدي اشاره كرده و در عين حال گفته است كه مگر شعار انتخاباتي دولت اين نبود که تورم را تک رقمي ميکند. اما آقای روحانی نگفته است که مگر مي شود قيمت نفت از بشكه اي 30 دلار به 120 دلار افزايش پيدا كند و ساير اقلام و كالاها در تجارت جهاني تحت تاثير آن قرار نگيرد. افزايش شديد قيمت نفت، يك تورم لجام گسيخته جهاني را بوجود آورد و اين تورم تاثير خود را در اقتصاد كشورهاي مختلف از جمله در اقتصاد ايران برجاي گذاشت، به طور مثال قيمت گندم، جو، برنج و كالاهايي نظير آن تا چهار برابر افزايش يافت.
اينطور نيست كه فقط درآمدهاي ناشي از افزايش قيمت نفت نصيب ما شود و در مقابل چيزي را از دست ندهد. سياست هاي دولت كاملا در جهت تك نرخي كردن تورم تنظيم شده بود كما اينكه در سال اول دولت نرخ تورم سير نزولي داشت و از 15 درصد به 13 درصد رسيد اما تورم جهاني وضعيت اقتصادي بسياري از كشورها را متزلزل كرد و در اقتصاد ايران نيز اثر تخريبي بر جاي گذاشت.
منحرف كردن ذهن مردم از توجه و تمركز بر واقعيت ها، خيانت در حق مردم است.
این روزها کسانی که برای به صحنه آوردن جناب خاتمی شبانه روز تلاش می کنند به گونه ای از رئیس جمهور سابق سخن می گویند و فضایل وی را در بوق و کرنا می کنند که تو گویی با آمدن خاتمی نه فقط ایران که اوضاع کل جهان ختم به خیر خواهد شد و جهان دیگر روی غم و ناراحتی را نخواهد دید. طرفه حکایتی است؛

در دولت اصلاحات، زمانی که موج نارضایتی ها از کم کاری مسئولین، سیاست بازی، غائله آفرینی و رواج بی بندوباری فزونی گرفته بود، جناب ابطحی درباره اینکه چرا چشمان رییس جمهور پف کرده و خواب آلوده به نظر می رسد، در سایت خود چنین می نویسد که ظاهرا ایشان هم مثل من تا پاسی از شب مشغول تماشای مسابقه فینال فوتبال جام جهانی بودند و دیر خوابیده اند!!

این روزها نیز اما چشمان رئیس جمهوری دیگر همواره خسته به نظر می رسد؛ راز چشمان خسته احمدی نژاد از تماشای فوتبال نيست ...
شايد خيلي از كساني از اسم اصولگرايي را با خود همراه دارند و هر از چندگاهي-خواسته يا ناخواسته- به تخريب مخالفان عليه رئيس جمهور كمك مي كنند، به خوبي به ياد نياورند و يا فراموش كرده اند كه مقام معظم رهبري در سفر ارديبهشت ماه سال جاري به شيراز تاكيد كردند كه مراقب باشيد پازل دشمن را تكميل نكنيد، حتي با يك حرف و يا خواسته به حق.
شايد اين را ديگر يادشان نرفته باشد كه رهبري در ديدار اخير هيئت دولت با ايشان، معركه مخالفتهاي داخلي و خارجي با دولت نهم را به جنگ احزاب (جنگ خندق) تشبيه كردند، جنگي كه همه در داخل و خارج عليه دولت با يكديگر متحد شده اند.
حال در اين ميان فردي مثل علي مطهري كه به اسم اصولگرايي و با تكيه بر نام بلندمرتبه استاد شهيد مرتضي مطهري وارد مجلس شده است، بايد در ميان معركه هجمه ها به دولت، معركهگردان كاري شود كه تكميل كننده پازل دشمن است؟!
قطعا اقدامي كه بدون درك صحيح از شرايط زمان و مكان، و بدون در نظر گرفتن مصالح حقيقي انجام شود، اقدامي اصولگرايانه نيست و گرچه طرح سوال از رئيس جمهور حق قانوني نمايندگان است، اما جمع آوري امضا براي طرح سوال از رئيس جمهور در مقطع و شرايط كنوني، آن هم از سوي نماينده اي كه سوابق و عنوان اصولگرايي را به يدك مي كشد امري قابل توجيه نيست.
با اينكه به حمايت از دولت اصولگراي نهم و شخص رئيس جمهور مكتبي تا آخر ادامه خواهيم داد، اما بهتر است آقاي احمدي نژاد هم تكليف مشايي را يكسره كند تا هم حاميان صديق دولت بيش از اين سرافكنده نشوند و هم يكي از بهانه هاي مهم از تخريبگران دولت گرفته شود.
مي دانيم كه تخريبگران هر روز بهانه اي جديد براي تخريب دولت پيدا مي كنند اما در مورد مشايي نبايد غفلت كرد چرا كه قطعا بركناري وي عقب نشيني در مقابل مخالفان نيست، بلكه بازگرداندن اعتماد حاميان صديق انقلاب است.
* در قانون حمايت از خانواده مصوب 1353، دو ماده 16 و 17 وجود داشت كه ماده 16 آن تصريح ميكرد كه مرد نميتواند با داشتن زن، همسر دوم اختيار كند، مگر در 9 مورد كه به عنوان مجوز ازدواج مجدد مردها، قبول كرده بود؛ يك مورد آن، رضايت همسر اول بود و هشت مورد ديگر، نياز به اجازه همسر اول نداشت و با حكم دادگاه، مرد ميتوانست ازدواج مجدد كند.
* ماده 17 اين قانون كه ضمانت اجراي ماده 16 بود، در سال 1363 طي نظريهاي از سوي فقهاي شوراي نگهبان، خلاف شرع اعلام شد و در واقع با اين نظر، ماده 16و 17 خلاف شرع اعلام شد و اين دو ماده در سال 63 ابطال شد و عملاً با توجه به تجويز تعدد زوجات در قانون مدني و ممنوعيتي كه ديگر وجود نداشت، افرادي كه مبادرت به ازدواج مجدد ميكردند، بيهيچ مانعي ميتوانستند آن ازدواج را ثبت كنند و در نتيجه آن، دامنه ازدواج مجدد بدون هيچ محدوديت انتظامي و حكومتي قابل اجرا بود
* يكي از مادههاي لایحه جديد حمایت از خانواده، قانون حمايت از خانواده مصوب 1353 را به طور كامل ابطال و منسوخ ميكرد، پس با توجه به مواردي از قوانين كه در لايحه قوه قضاييه صراحتا نسخ ميشد، بدون ترديد ازدواج مجدد هيچ منعي پيدا نميكرد و بدون رضايت همسر اول و بدون حكم دادگاه، مرد ميتوانست همسر ديگري اختيار كند. اما با اضافه شدن ماده 23 از سوي دولت به لايحه حمايت از خانواده كه توسط قوه قضاييه آماده شده بود، نوعي محدوديت براي ازدواج مجدد مردان ايجاد كرد كه اگر اين ماده حذف شود، نگراني وجود دارد كه حقوق همسران اول در ازدواج مجدد مردان ناديده گرفته شود.
* حذف ماده ۲۳ از لایحه حمایت از خانواده به معناي گسترش و اجازه ازدواجهاي مجدد بدون هيچ مقررات و محدوديتي خواهد بود و قيود مربوط به ازدواج مجدد از بين ميرود، در حالي كه در ماده 23، اختيار همسر دايم بعدي، منوط به اجازه دادگاه، پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراي عدالت بين همسران است
* با مادهاي كه دولت به لايحه جامع حمایت از خانواده اضافه كرده، حتي اگر همسر اول تحت فشارهاي مختلف رضايت هم داشته باشد، باز هم ازدواج مجدد مشروط به اجازه دادگاه است كه ساير شرايط را دقيقا مورد بررسي قرار مي دهد
* در ماده 23 لایحه حمایت از خانواده يك تبصره وجود دارد كه بر اساس آن در صورت تعدد ازدواج، همسر اول ميتواند مهريه خود را مطالبه كند و اجازه ثبت ازدواج مجدد علاوه بر ساير محدوديتهاي كه قانون براي مرد اعمال كرده، منوط به پرداخت مهريه زن اول است
* در ماده 47 لايحه حمايت از خانواده در جهت حمايت از حقوق زنان، تصريح شده است كه هر سردفتري بدون اجازه دادگاه، اقدام به ثبت ازدواج مجدد نمايد به انفصال دايم از سردفتري محكوم ميشود، اگر هم مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي اقدام به ازدواج دائم نمايد، هم جزاي نقدي براي آن بين 20 تا 100 ميليون ريال پيشبيني شده و هم محروميتهاي اجتماعي كه به تناسب، دادگاه حكم خواهد داد
* اين قانون راه را براي ازدواج متمكنين باز نميكند بلكه براي تامين عدالت چارهانديشي ميكند؛ مشخص است فردي كه تمكن مالي اداره يك زندگي ندارد، اگر بخواهد ازدواج مجدد كند، يا ميخواهد حقوق زن اول را ضايع كند، يا يكي را به نفع ديگري تحت فشار بگذارد و يا هر دو زن تحت فشار مالي باشند كه همه اين حالتها غير عادلانه است و ظلم به زن است
* بر اساس لایحه حمایت از خانواده، كسي كه ميخواهد ازدواج مجدد كند، ابتدا بايد مشخص باشد كه حقوق زن اول را تامين كرده است؛ كسي كه نميتواند نفقه زن اول را بدهد و زن اولش از نيازهاي اوليه محروم است، چگونه ميشود همين نيازها را هم نصف كند؟ روشن است كه ظلم به زوجه اول است
* خداوند كساني را كه از فقر ميترسند براي ازدواج اول توصيه كرده كه توكل به خدا كنند و خدا آنها را بي نياز ميكند، اما اين حكم در مورد ازدواج دوم كه نيست؛ پس كسي كه ميخواهد براي دومين بار ازدواج كند بايد تمكن مالي لازم را داشته باشد، نميتوان گذاشت فردي به واسطه ازدواج دوم، بين دو خانواده توزيع فقر كند
* بر اساس اين لايحه بايد دادگاه با اخذ تعهدات لازم اطمينان حاصل كند كه فرد نميخواهد زن اول يا زن دوم را دچار مشكلات اقتصادي و معيشتي كند و دادگاه باید این را احراز کند که کسی که می خواهد ازدواج مجدد کند، که آیا توان مالي اداره دو زندگي را به صورت متعارف، متناسب، عادلانه و مساوي دارد یا نه.
* پيشبينيهاي لایحه جامع حمایت از خانواده از طريق نظارت حكومتي، به نحوي يك امنيت براي خانوادهها ايجاد ميكند و دادگاه به افرادي كه معلوم نيست بتوانند دو زندگي را با عدالت و توانمندي اداره كنند، اجازه ازدواج مجدد نخواهد داد
حالا چطور عده ای جنجال می کنند که دولت به دنبال گسترش ازدواج مجدد است؟ چرا نعل وارونه می زنند؟
وضعيت دوم خردادي ها را كه مي دانيد. هر روز بدتر از ديروز؛ به همين خاطر هم هر روز دنبال بهانه اي براي مطرح كردن خودشان مي گردند تا حداقل به طور كامل از صحنه سياسي-اجتماعي و فرهنگي ايران حذف نشوند.
پس از پيروزي هادي ساعي در المپيك پكن، اين طيف كوشيدند در ميان ناراحتي علاقمندان ورزش از ناكامي ورزشكاران ايران در المپيك، پيروزي هادي ساعي را به جناح خود نسبت دهند؛
پس از آن هم در تدارك نشستهايي خبري بودند كه با حضور هم حزبي هاي خودشان مثل صفايي فراهاني- كه مدتي پوستين ورزشي بر تن داشتند- براي منافع حزبي خودشان بر زخم مردم نمك بپاشند
اما خدا جاي حق نشسته ...

امروز (سه شنبه 12 شهريور) ساعي در نهاد رياست جمهوري با رئيس جمهور ديدار صميمانه اي انجام داد و اهداف نفاق آلود جريان دوم خرداد براي اختلاف افكني بين مسئولان و ورزشكاران با اغراض سياسي، ناكام ماند.
نمي گويم كه ساعي فردي سياسي است و اصولگرا يا دوم خردادي است، اما هرچه هست، تا حالا با اغراض سياسي دوم خردادي ها همگام نشده و انها بيخود وقتشان را هدر مي دهند.
حالا هم آنها هرچه مي خواهند براي توجيه خودشان آسمان ريسمان ببافند و قلم فرسايي كنند، مهم اين است كه خدا جاي حق نشسته و شعور ملت خيلي بالاتر از چيزي است كه آنها تصور مي كنند
* خبر ديدار هادي ساعي با رئيس جمهور را اينجا بخوانيد