مدیران پرشین بلاگ با درج اخبار متعدد کوشیدند اینگونه القا کنند که این سایت هک شده و حتی هکرها هویت عراقی دارند! در حالی که قرائن گویای واقعیات دیگری است.
شواهد قابل توجه نشان می دهد که این اتفاق تنها از طریق دسترسی به کد کاربری و کلمه عبور مدیر سایت ممکن بوده است. در واقع در این ماجرا هک صورت نگرفته است و تنها فردی-بخوانید مدیران پرشین بلاگ- با دسترسی به USER , PASSWORD مدیر رجیستری سایت اقدام به تغییر مشخصات مالک دامنه و DNS های پرشین بلاگ از روی آن کرده است و پس از آن مدعی شده که پرشین بلاگ هک شده است.
نکته جالب توجه اینکه اخیرا یکی از سیاسیون معروف اصلاح طلب که عامل پشت پرده استفاده ابزاري طيف دوم خرداد از پرشين بلاگ محسوب می شود، پس از آزادي بوترابي از زندان، گفته است که به زودي پرشين بلاگ تعطيل مي شود. دقیقا در همین ایام نیز به یکباره مدیران پرشین بلاگ مدعي شدند که این سرویس دهنده وبلاگ فارسی هک شده است.
به معنای دقیقتر می توان گفت که متاسفانه مدیران مدعی پرشین بلاگ نه تنها شعور مخاطبان اینترنتی و رسانه ها را نادیده انگاشته اند، بلکه به خاطر منافع پشت پرده خود، اطلاعات خصوصی وبلاگ های کاربرانشان را هم به بازی گرفته اند.
و در پشت پیغام صفحه اول پرشین بلاگ مبنی بر اینکه " دسترسی به پرشین بلاگ ممکن نیست. لطفا چند روز دیگر مراجعه کنید"، ناگفته های دیگری نیز نهفته بود که طی روزهای آینده بیشتر نمایان می شود.
دشنام خدا حواله دشمن دین
بر دشمن مرتضی و زهرا نفرین
از سهمیه خودش ببخشد شیعه
در دوزخ دشمنان بریزد بنزین
بايد اسرائيل را نابود كرد ...

روزي كه آن اتفاق در قانا افتاد، بيروت بودم. قرار بود شب قبلش به همان مناطق برويم كه اگر ميرفتم، شايد جنايت قانا را از نزديك شاهد بودم.اما نميدانم چه شد كه نرفتم. دلم نرفت. نميدانم چرا ...
فقط گريه مي كردم. ديوانه شده بودم. مردم هم ديوانه وار ريخته بودند بيرون. ساختمان دفتر بي خاصيت سازمان ملل در لبنان را ويران كردند. آنجا بودم. عكس گرفتم. خبر فرستادم. اما چه فايده، باز هم بغض گلويم را مي فشرد ...
دلم تنگ است. فقط مينويسم. براي دلم ...
وقتي تبليغات گروه وابسته ۱۴ مارس را در لبنان مي ديدم، ياد دوم خردادي ها مي افتادم. آدم هاي خائن، وطن فروش، كثيف اما پرهياهو و پرمدعا ...
يك جاي ديگر هم بغض مي كردم. وقتي كه آواره ها، زخمي ها، همه مي گفتند : جانمان، بچه هامان، همه هستيمان فداي سيد حسن نصر الله و مقاومت. "بالروح، بدم، نفديك نصرالله". اين شعار را همه جا ميشد شنيد. حتي از زبان زخمي هاي خانواده از دست داده. جانمان، روحمان، فداي تواي سيد حسن نصرالله ...

به المنار غبطه مي خوردم. خيلي خوب و معتقدانه كار مي كردند. مردانه، دقيق و اثرگذار برنامه مي ساختند. المنار هر شب دعاي جوشن صغير پخش مي كرد. سيد حسن گفته بود توسل كنيد.
حتي يكبار با آنها دعاي كميل خوانديم. لذت قرائت دلرباي دعاي كميل با لهجه جوان شيعه لبناني را هنوز احساس ميكنم ...
مردان المنار خيلي به وظيفه خود اعتقاد داشتند. آنها به خوبي مخاطب را توجيه ميكردند كه انهدام دهها تانك پيشرفته ميركاوا كه حتي با آر پي جي هم قابل انهدام نيست يعني چه.
آنها به خوبي نشان ميدادند كه جنگ چريكي دهها جوان معتقد حزب الله در مقابل هزاران نظامي چهارمين ارتش قدرتمند جهان يعني چه.
آنها به خوبي نشان ميدادند كه انهدام ناو پيشرفته اسرائيل همزمان با كنفرانس خبري زنده سيد حسن نصرالله يعني چه.
يكبار به شوخي گفتم الجزيره از المنار بهتر است. آنچنان برافروخته شدند كه تا آخرين روز حتي به شوخي مي گفتند: "المنار بس" يعني فقط المنار. اما شبكه هاي ما چه؟
سه روز جنوب لبنان بودم. شهر مقاوم صور ...
تقريبا هر روز هواپيماهاي اسرائيلي بر فراز اين شهر در حال پرواز بودند. براي دقايقي صداي مهيبي شنيده مي شد. زود محل صدا را پيدا ميكرديم. عامل صدا، دهها موشك حزب الله بود كه در چند ثانيه، شايد حدود 1 دقيقه به سوي رژيم صهيونيستي شليك مي شد. اما كاري از هواپيماهاي جنگنده اسرائيل بر نمي آمد. نميدانم چرا.
شايد خداوند پرده ضخيمي بر چشمانشان كشيده بود تا جانبركفان حزب الله در گزند موشكهاي اسرائيل وحشي در امان باشند ... شايد ...
يك روز از آن سه روز كه در جنوب لبنان بودم، روز تولدم بود. ۱۰ مرداد. كاش همان روز مي مردم و روستاي ويران شده "سلعا" را نمي ديدم.
آن روز رفتم به"سلعا". هنوز جنگ ادامه داشت و در زير ساختمان هاي ويران شده آن روستا جسد ۸ نفر باقي مانده بود. نميدانم در نهايت آن اجساد شهدا را پيدا كردند يا نه. من فقط يك عروسك پيدا كردم.
آن عروسك را با خودم آوردم ايران. سيدالحسيني خبرنگار صدا و سيما در سوريه كه موقع برگشت از لبنان ديدمش،ميگفت اين از همان عروسك هايي است كه مردم به ضريح حضرت رقيه هديه مي دهند و توليت حرم آنها را به بچه ها مي دهد ...

كاش اين عروسك را با خودم نمي آوردم. الان در خانه ماست. اما هر وقت مي بينمش،ياد بچه هايي مي افتم كه در قانا، مظلومانه، بي گناه و معصومانه شهيد شدند...
دلم گرفته. شايد هنوز در لبنان جا مانده باشد، شايد ...
سايت فارسي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي دقيقا همزمان با 18 تير سال جاري به سردبيري "منوشه امير" افتتاح شد. وزير امور خارجه اين رژيم از "منوشه امير" تحت عنوان كارشناس امور ايران نام برده است.
در كنفرانس خبري وزارت خارجه رژيم صهيونيستي كه براي افتتاح اين سايت ترتيب داده شده بود و حكايت از سرمايه گذاري كلان اين رژيم براي اثرگذاري بر افكارعمومي ايران دارد، خانم "تيسپي ليوني" معاون نخست وزير و وزير خارجه اين رژيم و خانم "اميرا اورون" سرپرست بخش رسانه هاي گروهي عربي و فارسي سخنراني كردند.
وزير خارجه رژيم تروريست صهيونيستي، در اين كنفرانس مدعي شد كه اسرائيل با ايران خصومتي ندارد اما بلافاصله در سخناني خصمانه و تروريستي خواستار صدور قطعنامه هاي بعدي از سوي شوراي امنيت عليه ايران شد تا ملت ايران از انرژي صلح آميز هسته اي دست بردارند.
در عين حال همزمان با راه اندازي پرهياهوي اين سايت، سايت فارسي راديو اسرائيل اعلام كرد كه تاكنون به صورت داوطلبانه فعاليت كرده است و به دليل نبود بودجه! قراردادن متن اخبار بروي سايت اينترنتي راديو اسرائيل را قطع مي كند.
سايت فارسي راديو اسرائيل در ادامه متن اعلام قطع فعاليت اين سايت، در يك مظلوم نمايي مضحك، نوشته است : "کاسه صبر ما که سالها داوطلبانه و با صبوري بسيار و با صرف ساعات طولاني اين وظيفه را ادامه داده بوديم، لبريز گرديد و اين خدمت را فعلا راکد ميگذاريم. در طول سالها، اين خدمت داوطلبانه را پس از پايان پخش برنامه زنده، انجام داديم و گاه تا نيمه شب، در ساختمان راديو مانديم تا اين خدمت به بهترين نحو انجام شود."
با توجه به قرائن موجود به نظر مي رسد، سايت هاي فارسي زبان رژيم صهيونيستي در پي ناتواني در القاء اخبار كذب خود به افكار عمومي ايران، دچار بحران شده و يك درگيري دروني در بخش رسانه هاي گروهي فارسي اين رژيم رخ داده است.
تعطيلي سايت فارسي راديو اسرائيل كه خودشان علت آن را نبود بودجه! عنوان كرده اند، در همين راستا ارزيابي مي شود كه رژيم صهيونيستي از اثرگذاري راديو اسرائيل نااميد شده است.
اين احتمال از آنجا قوت مي گيرد كه "منوشه امير" تاكنون مدير بخش فارسي راديو اسرائيل بوده و به دليل انتقال به سردبيري سايت فارسي وزارت خارجه مدعي شده كه راديو اسرائيل نميتواند ادامه كار دهد.
نام اصلي "منوشه امير" - صهيونيست ايراني تبار- منوچهر ساچمهچي است و هم اكنون مديريت پشت صحنه چند تلويزيون ماهواره اي ضد انقلاب در لس آنجلس از جمله NITV و تلويزيون آزادي را بر عهده دارد.
وي پس از تزلزل مباني اصلي رژيم صهيونيستي در موضوع هولوکاست توسط محمود احمدي نژاد رئيس جمهور، بخش فارسی سايت بنياد اسرائيلی يدوشم (بنياد يادبود هولوکاست) را نيز راه اندازي كرده بود.
عليرضا نوري زاده در ميان ضدانقلابيون فراري مقيم آمريكا، از نوچه هاي اصلي "منوشه امير" محسوب مي شود كه حلقه هاي پيوند ضدانقلاب مدعي دفاع از ملت ايران با صهيونيست هاي تروريست و نژادپرست را بيش از پيش نمايان ميكند.
اينگونه افراد معمولا كساني هستند كه نه تنها اعتقادي به اصل مهم ولايت فقيه ندارند بلكه حتي به خاطر تسلط به اخبار، سخنان رهبري را هم درست و دقيق مطالعه نمي كنند.
چون نميخواهم آنها به زحمت بيافتند، جملاتي از مقام معظم رهبري در ديدار مردم گرمسار كه ۲۱ آبان ماه سال گذشته انجام شد را عينا از سايت ايشان نقل مي كنم تا همگان بدانند رهبري هم در سخنانش از كلمه "لجن پراكني" در مورد بعضي مطبوعات استفاده كردند.

ايشان در بخشي از سخنانشان فرمودند:
" در عرصهى سياسى كشور هم امروز وحدت و يكپارچگى مردم از هميشه بيشتر محسوس است. عدهاى شعار مىدادند؛ شعارهايى كه فقط براى جدا كردن مردم از يكديگر خوب بود؛ به اين هم قانع نبودند، شعار حاكميت دوگانه مىدادند؛ يعنى در خود حاكميت و مديريت كشور دودستگى به وجود آيد و به جان هم بيفتند؛ اين را صريحاً شعار مىدادند و خجالت هم نمىكشيدند.
اينها بحمداللَّه منزوى شدهاند. امروز يكپارچگى و همدلى در مديريت كشور، يك نعمت بزرگى است. مردم، دلهايشان به هم نزديك است و اتحاد بين مردم و دولت هم خوب است. البته تبليغاتى انجام مىگيرد.
چندى پيش رئيس جمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويى مىكنند، بددهنى مىكنند، لجنپراكنى مىكنند؛ و بعضى از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مىبينم؛ من حق را به رئيس جمهور دادم. من معتقدم - نمىگويم همهى مطبوعات - بعضى از مطبوعات نه اينكه انتقاد مىكنند - انتقاد ايرادى ندارد - بىانصافى مىكنند؛ از روشهاى تبليغاتى و رايج دنيا استفاده مىكند تا آن كارى را كه در دولت به نفع مردم انجام گرفته، زير سؤال ببرند يا ناديده بينگارند، و اگر عيبى هست - ولو كوچك هم باشد - آن عيب را بزرگ كنند. اين را انسان در بسيارى از مطبوعات مىبيند."
حالا مي شود بگوئيد كساني كه به قول رهبري، شعار حاكميت دوگانه مي دادند و امروز در مطبوعاتشان لجن پراكني مي كنند، چه كساني هستند؟!
البته در آن زمان روزنامه "همميهن" وجود نداشت ولي اولا اين روزنامه در طيف و زنجيره همان روزنامه هايي است كه در اين سخنان مورد خطاب رهبري است و هم همگان به خوبي مي دانند كه اعضاي تحريريه "همميهن" همان كساني هستند كه در اين روزنامه هاي مورد خطاب رهبري قلم مي زدند.

فرامين حضرت روح الله در اين زمينه، راه را هر چه بهتر برايمان روشن مي كند :
* توجه بايد داشته باشيد كه آن ناطق يا آن قلمزن كه دارد صحبت ميكند، چه ميگويد، كي را تضعيف ميكند، جز ملت خودش را؟ و جز ارگانهاي ديگر را؟ شما روزنامههايي را كه ميبينيد، ميبينيد كه ميدان جنگ شده است با قلمهاي غير اسلامي. (صحيفه نور- جلد ۱۴- صفحه ۳۸-۳۹)
* خونهاي ملت ما را هدر ندهند، ملت ما زحمت كشيدهاند ملت ما خون دادهاند، بخواهند باز با اباطيل برگردانند به حال اول، اين قابل تحمل نيست. ما تا آن جا صبر ميكنيم كه توطئه نباشد و اگر خداي نخواسته توطئه باشد صبر نخواهيم كرد، تحمل نخواهيم كرد.
بايد خودشان را اصلاح كنند، همه رسانههاي تبليغاتي بايد خودشان را اصلاح كنند كه خداي نخواسته برخلاف مسير ملت نروند. گمان نكنند كه باز ميشود آن دستگاه سابق را برگردانند. ديگر گذشت آن مسائل و آنها دفن شدهاند. (صحيفه نور- جلد ۶- صفحه ۱۹۱ )
* بيدار بشوند ملت و بيدار بشوند جوانهاي ما، توجه داشته باشند به اينكه آمريكا با سر نيزه نميآيد به ميدان شما؛ با قلم ميآيد به ميدان شما. (صحيفه نور- جلد ۱۰- صفحه ۱۵۶)
* وقتي ما ديديم كه در يك روزنامهاي از يك اشخاصي مطالب نوشته ميشود كه اينها عمال اجانب هستند و ميخواهند مملكت ما را باز به خرابي بكشانند، از آن طرف مقالاتي و مطالبي كه راجع به مسائل نهضت است، راجع به مسائل اسلام است، يا تحريف ميشود يا نوشته نميشود، اين طور مطبوعات را ما نميتوانيم برايش احترام قائل بشويم. براي مطبوعاتي ما احترام قائل هستيم كه بفهمد آزادي بيان و آزادي قلم يعني چه. ( صحيفه نور- جلد ۶-صفحه ۱۹۲)
* شما از اين به بعد توجه به اين معنا داشته باشيد كه به روي همين مسير ملت رفتار كنيد، همان طوري كه ملت دارد ميرود رفتار كنيد نه اين كه به اسم آزادي قلم بر خلاف مسير ملت مشي بكنيد.
آنهايي كه بعضي از اين كساني كه جز هيات تحريريهاند و ميدانيد كه اينها اصلاح نميشوند و اينها نميتوانند اصلاح بشوند، اينها عمال غير هستند، اينها ميخواهند دست اجانب را باز به مملكت ما باز بكنند، آنها را بايد كنار بگذاريم. نويسنده زياد است، نويسنده ديگري وارد كار بشود. (صحيغه نور- جلد 6- صفحه 193)
* بايد مطبوعات در خدمت كشور باشند، نه بر ضد انقلاب كشور. مطبوعاتي كه بر ضد انقلاب كشور هستند اينها خائن هستند. مطبوعات بايد منعكس كننده آمال و آرزوي ملت باشند. مسائلي كه ملت ميخواهند آنها را منعكس بكنند. البته آزادند كه يك مطلب ديگري هم كه كسي ميگويد منعكس كنند لكن در توطئه آزاد نيستند.
ما از بعضي مطبوعات توطئه ميفهميم براي اين كه ميبنيم كه مسائلي كه به ضد انقلاب است با آب و تاب و با تفسير و طول مينويسند، مسائلي كه وفق انقلاب است يا نمينويسند يا با اشاره رد ميشوند. اين طور مطبوعات مورد قبول ملت نيست. (صحيفه نور- جلد 6- صفحه 192-193)
* همه دنيا دستهايشان، قلمهاشان برطرف ضد ماست، حالا خود ما هم بنشينيم هي هر كه هر چه دلش ميخواهد بگويد، اين صحيح است آيا؟ ... خوب! يك قدري از چيزهايي كه خدمتهايي كرده اند چطور گفته نميشود؟ در بعضي قلمها يك كلمه راجع به اين كه فلان خدمت هم شده است نميشود، از اول شروع ميشود، عيب، عيب، كجاست، كجاست، كجاست، كجاست، كجاست كجاست، همه. (صحيفه نور- جلد 20- صفحه 39)
* آقايان توجه بكنند كه قلم آنها يك وقت قلمي نباشد كه جمهوري اسلامي را تضعيف بكند. و من ميبينم در بعضي قلمها اينجوري است و اينها توجه بكنند.
من هميشه ميل دارم كه با نصيحت، با تقاضا، با ملايمت با آقايان رفتار كنم و هميشه جوري باشد كه يك صحبتي كه ملايم نباشد، نباشد. لكن اگر چنانچه يك وقتي اقتضا بكند مصلحت اسلام، يك وقت انسان ببيند كه ميخواهد يك كسي اسلام را تضعيف كند ولو نميفهمد خودش يا خداي نخواسته از روي فهم- كه بعضي نادر هست الان كه از روي ادراك ميخواهند لطمه بزنند و شناسايي هم ممكن شده باشند- لكن توجه كنند كه اگر يك وقت يك همچون چيزي پيش بيايد، آن وقت يك وضع ديگري پيش ميآيد. اين جور نيست كه همهاش قضيه نصيحت باشد و ملايمت باشد. يك مسئله ديگر پيش ميآيد. (صحيفه نور- جلد 20- صفحه 37)
* در بعضي مطبوعات مي بينيم كه اينها از آزادي سوء استفاده مي كنند، به گمان اينكه يا به خيال اينكه آزادي است ميخواهند از مردم آزادي را سلب كنند. اين مردم با اين زحمتي كه در اين سالهاي طولاني كشيده اند و با اين خونهايي كه داده اند، ميخواهند آزاد باشند. بعضي مطبوعات ميخواهند اينها را ازشان سلب آزادي بكنند، به اسم آزادي قلم. بر خلاف مسير ملت عمل بكنند. دست اشخاصي كه ميخواهند اختناق در ملت ايجاد بكنند، ميخواهند چپاول گري كنند، بعضي مطبوعات دست آنها را دارند باز مي كنند و اين معني آزادي نيست. اين معني خيانت است. اينكه داده مي شود به ملت، آزادي است نه خيانت. آزادي قلم هست. نه خيانت قلم. آزادي بيان است نه بيان خائنانه. (صحيفه نور- جلد 6- صفحه 192)
* از تضعيف اشخاص و يا گروه هايي كه در خدمت جمهوري اسلامي هستند و تضعيف آنان مستقيما خدمت به جهانخواراني است كه در كمين نشسته اند تا از قلم ها و زبان هاي شما بهره گيري كنند،بپرهيزيد. (صحيفه نور- جلد 14- صفحه 60 )
* چماق زبان و چماق قلم بالاترين چماق هاست كه فسادش صدها برابر چماق هاي ديگر است. (صحيفه نور- جلد 14- صفحه 97)
* دشمنان اسلام در كمينند وقلم هاي زهرآگين از هر سو ازغلاف ها كشيده شده تا جمهوري اسلامي را از صحنه به در كنند. (صحيفه نور- جلد 14- صفحه 266 )
* اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بديم، قلم تمام مطبوعات فاسد را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم ... اين زحمتها پيش نميآمد. (صحيفه نور- جلد 8- صفحه 251)
* دادستان انقلاب موظف است مجلاتي كه بر ضد مسير ملت است و توطئهگر است تمام را توقيف كند و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و محاكمه كند. (صحيفه نور- جلد 8- صفحه 252)

مستند "گرگها" تعداد قابل توجهي از مردم ايران را پاي گيرندهها ميخكوب كرد تا از طريق دوربين مخفي در اتاق جنگ رژيم بعث، اوج زبوني و خيانت منافقان را به تصوير بكشد.
پولهاي كلاني كه منافقين در هر بار فروش اطلاعات از بعثيها ميگرفتند، تلاش براي تخليه اطلاعاتي نيروهاي ايراني، ملاقاتهاي پي در پي سركرده منافقين با صدام و افسران ارشد ارتش عراق، تجهيز منافقين به جنگافزارهاي روز، سفارش اكيد صدام به برآوردن تمام نيازهاي منافقين، معانقه صدام با سركردگان منافقين، از جمله تصاويري است كه در اين مستند براي اولين بار پخش شد و كينه ملت شهيدداده ايران را نسبت به اين فرقه كثيف، بيش از پيش افزايش داد.
خودم وقتي دو قسمت از اين مستند و حتي برخي تصاوير ترورهاي اين گرگها در دهه ۶۰ را در ميزگرد تحليل "مستند گرگها" در شبكه يك ديدم، تا چندين ساعت به شدت برافروخته و ناراحت بودم و تا چند دقيقه نتوانستم جلوي اشكهايم كه براي مظلوميت ملت ايران و فرزندان مظلوم حضرت روح الله مي چكيد، كنترل كنم.
در راستاي تلاش هاي مذبوحانه گروهك منافقين براي زنده نشان دادن اين گروهك، همواره سركردگان و رسانههاي وابسته به آنها در مقابل هر خبر يا تحليلي كه در ايران عليه آنان منتشر مي شد، واكنشي گسترده نشان مي دادند.
دقيقا يادم هست كه وقتي اوايل سال ۸۵ با دو نفر از جديدترين اعضاي جداشده از اين گروهك، مرضيه قرصي و سيامك حاتمي مصاحبه كردم، ناله هاي مذبوحانه شان بلند شده بود و حتي در شبكه ماهوارهاي خود درباره مصاحبه هاي ما ميزگرد گذاشته بودند تا حركت ما را خنثي كنند كه نامه سرگشاده مرضيه قرصي به سركردگان گروهك منافقين، آنها را ناكام گذاشت.
باز هم يادم هست كه منافقين وقتي مصاحبه هاي گسترده ما با صاحبنظران درباره لزوم محاكمه مسعود رجوي را ديدند، به حربه نخ نما شده "تخليه تلفني" متوسل شدند و با سرويس سياسي خبرگزاري مهر (كه در آن زمان در آنجا كار ميكردم) تماس گرفتند و كوشيدند تا خبرنگار پيگيري كننده اين مصاحبه ها را شناسايي كنند اما ناكام ماندند.
پس قاعدتا آنها در مقابل حركات رسانه اي در ايران عليه خودشان، ساكت نمي ماندند اما اكنون عليرغم پخش چندين قسمتي مستند افشاگرانه گرگها از سيماي جمهوري اسلامي ايران سركردگان و عوامل رسانهاي اين گروهك دچار شوك شده و تاكنون از درج يا پخش حتي يك خبر در اين زمينه در رسانه هاي وابسته به خود، امتناع كردهاند.
اين سكوت مرگبار، نفس هاي آخر پس مانده هاي اين گروهك را به نمايش گذاشته است و فرزندان معنوي حضرت روح الله با توكل به خداوند متعال، چشم انتظار گرفتن انتقام خون شهداي قرباني ترور منافقين مي مانيم ...
در اين گزارش آمده است: «محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران كاملاً از پاشنه آشيل كشورش آگاه است و براي كاهش وابستگي كشورش به بنزين وارداتي از طريق يك استراتژي در سه محور (كاهش مصرف بنزين، توسعه موثر پالايشگاهي و تامين وارداتي بنزين از كشورهاي دوست و هم پيمان) فعاليت هايي را جهت مقابله با تحريم هاي اقتصادي آمريكا در دست اجرا دارد.»
اين مركز با اشاره به استراتژي احمدي نژاد در مقابله با تحريم ها از آن با عنوان «طرح ايران براي براندازي و واژگون سازي تحريم هاي آمريكا» ياد كرده و آورده است: احمدي نژاد در يكي از مصاحبه هاي اخير خود با شبكه خبر ايران، طرح خود براي استقلال انرژي را توضيح داد. او تاييد كرد كه ايران براي كاهش تاثيرات بنزين با يك برنامه فشرده به دنبال تغيير سوخت خودروها براي حركت با سوخت گاز طبيعي است و براي شروع، كاهش مصرف بنزين را از طريق سهميه بندي كنترل قيمتي و تغيير وضعيت به سمت محصولات غيرنفتي در دستور كار قرار داده است.
مركز بررسي امنيت جهاني آمريكا كه يك مركز مطالعات غيرانتفاعي فعال در حوزه انرژي است، غالباً در مورد موارد ارجاعي از كنگره آمريكا به انجام پژوهش مي پردازد.
مديران و مشاوران اين موسسه از مشاوران ارشد كنگره و دولت ايالات متحده در حوزه هاي مرتبط با انرژي و امنيت جهاني هستند. در سابقه برخي از اين افراد، مشاورت عالي كابينه در بخش هاي وزارت دفاع، انرژي و امور خارجه به چشم مي خورد. افرادي چون جيمز وسلي، رئيس اسبق سازمان اطلاعات آمريكا (سيا)، آن كورين، گال لوفت و... از جمله مديران اين موسسه پژوهشي هستند.
اين مركز با اشاره به طرح هاي وسيع دولت ايران جهت كاهش مصرف بنزين و گاز سوز كردن خودروها تاكيد مي كند، اگر طرح احمدي نژاد براي استقلال انرژي اجرايي شود، ايران مي تواند در طول 5 سال قطعاً در برابر تحريم هاي بين المللي مقاوم شود. در حال حاضر دولت ايران قصد دارد اكثر قريب به اتفاق خودروهايش را تا سال 2015 دوگانه سوز كند.
برهمين اساس، مركز بررسي امنيت جهاني آمريكا پيشنهاد مي كند: چندين گلوگاه در طرح ايراني ها وجود دارد. پياده سازي اين طرح (گازسوز كردن خودروها)، وابستگي بسيار به تامين حداقل 5/1 ميليون مخزن گاز در هر سال دارد. مخازن CNG از مواد فولادي و كامپوزيتي ساخته مي شود و نياز به فرآيند توليد خاص دارد. ايالات متحده مي تواند با هدايت عمليات كارشكني و خرابكارانه در مقابل نقاط بحراني موجود در زيرساخت هاي گاز طبيعي ايران، اين فرآيند را با تاخير مواجه كند.
حملات خرابكارانه عليه كارخانه هاي توليد CNG و كارگاه هاي تبديل، به همراه ايجاد معيارهاي تضمين عليه شركت هاي اروپايي مثل TUV اتريش و AFS مستقر در كلگري كه طرح انرژي ايران را با تامين قطعات و لوازم براي فراهم كردن خدمات ضروري تسهيل مي كنند، مي تواند تاخير قابل توجهي در اجراي برنامه داشته باشد.
و اخم بر چهره مي دوانند كه چرا خدمات آنان ناديده گرفته مي شود؟ و بر اين پندارند كه تقدير و تمجيد از دولت احمدي نژاد، نفي خدمات دو دولت 16 ساله كارگزاران و اصلاحات را در بطن خود دارد كه بايد گفت؛ «اثبات شيء نفي ما ادا نمي كند» و مردم بارها نشان داده اند خادمان ملت را قدر مي دانند و بر صدر مي نشانند ولي دولت نهم ويژگي هايي دارد كه برخي از آنها در دولت هاي پيشين كمرنگ بود و برخي ديگر، گزافه نيست اگر گفته شود كه نبود.

در گذشته اي نه چندان دور، برخي از احزاب سياسي كه در ساختار دولت گذشته مشاركت گسترده و حضور پررنگي داشتند براي اداره نظام نسخه هاي بيگانه با ارزش هاي اسلام و انقلاب و همخوان با خواست و آرزوي بيگانگان مي پيچيدند و هنگامي كه ناخشنودي مردم از اين نسخه هاي من درآوردي و ذلت آفرين را مي ديدند، زبان به تهديد مي گشودند كه آنچه ما آورده ايم، آخرين «گزينه» پيش روي است و اگر مردم به اين گزينه تن ندهند، گزينه بعدي «عبور از جمهوري اسلامي» خواهد بود!
اين جماعت «مردم ناشناس» با امكانات تبليغاتي و عملياتي كه به ناحق در اختيار داشتند و حمايت هاي بي دريغي كه از آن سوي مرزها دريافت مي كردند كار را به آنجا رسانده بودند كه به قول رهبر معظم انقلاب در ديدار ديروز با كارگزاران سراسر كشور؛ «در سال هاي گذشته برخي افراد و حتي برخي مخلصان انقلاب، تصور مي كردند شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي همچون سربلندي اسلام، عدالت، مبارزه با استكبار و تلاش براي رفع محروميت ديگر جايگاهي ندارند و دوران آنها به پايان رسيده است و حتي برخي به اين شعارها گستاخي و جسارت نيز كردند، اما به همت مردم و روي كار آمدن دولت نهم، اين شعارها و ارزش ها بار ديگر احيا شده است.»
در آن سال ها، نسخه اصلي انقلاب با درايت رهبر معظم انقلاب و نگاه ملكوتي ايشان از گزند شرايط تحميلي و تحريف اين و آن دور مانده بود و قاطبه مردم نيز نسخه هاي جعلي را مي شناختند و دلشوره جايگزيني آنها در جايگاه نسخه اصلي را داشتند ولي حلقه مياني اين زنجيره كه بايد فاصله ميان خواست مردم و نسخه اصلي را پر مي كرد، مفقود بود و يا دستكم ، آنگونه نبود كه بايد مي بود.
دولت نهم اين جاي خالي را پر كرد و در فاصله دو سال گذشته نشان داد كه مرد اين ميدان بوده است و مردم در گزينش خود به خطا نرفته اند.
اكنون سخني هم با افراد و گروه هايي در ميان است كه نه فقط قدر اين نعمت را نمي دانند بلكه از هر فرصتي براي هجوم به دولت استفاده - بخوانيد سوءاستفاده- مي كنند. از اين جماعت، عده اي خواب آلوده اند كه بايد از قول مرحوم سهراب سپهري خطاب به آنان گفت: «بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم، پرده را برداريم، بگذاريم كه احساس هوايي بخورد» و برخي از اين جماعت نيز خود را به خواب زده اند و در بيداري نقش خواب آلودگان را بازي مي كنند. اين عده به قول آقا كساني هستند كه «اگر كاري انجام شود مي گويند چرا انجام داديد و اگر انجام نشود مي گويند چرا انجام نداديد»...
و اما، سؤال اين است كه از يك دولت مطلوب چه انتظاري هست؟ و از اين انتظارات كدام يك را دولت نهم ناديده گرفته است. در اين باره اگر چه گفتني بسيار است ولي در اين وجيزه، به اندكي از آن بسيارها اشاره مي شود، هر چند كه بايد براي نقد دلسوزانه حساب جداگانه اي باز كرد.
1- طي 16 سال گذشته كداميك از مسئولان اجرايي كشور ساده زيست تر از احمدي نژاد بوده اند؟ و كدام كابينه را مي توان آدرس داد كه از اعضاي دولت كنوني كم هزينه تر باشند؟ انصاف را كه هيچكدام... آيا ساده زيستي كارگزاران دولت يكي از آرزوهاي هميشگي مردم و توصيه هاي مكرر امام راحل(ره) و خلف حاضر او نبوده و نيست؟
2- سلامت اخلاقي و اقتصادي مسئولان نظام و از جمله دولتمردان، اگرچه يكي از ضرورت هاي حياتي و مورد درخواست مردم بوده و هست ولي در دولت هاي قبلي مسئولاني را مي توان سراغ گرفت كه خود از سلامت اخلاقي و اقتصادي برخوردار بوده اند-و استثناهايي نيز داشته است- اما نسبت به سلامت اخلاقي و مالي مديران و نزديكان خويش حساسيت چنداني نداشته و يا هيچ حساسيتي نداشته اند و برخي از آنان هرگاه پاي جرايم اخلاقي و مالي مديران و نزديكانشان به ميان مي آمد به دفاع غيرقابل توجيه از آنها نيز برمي خاستند و گاه حاضر بودند براي يك دستمال، قيصريه را هم به آتش بكشند.
اكنون بايد پرسيد كدام دولت بيشتر از دولت نهم نسبت به سلامت اخلاقي و اقتصادي دولتمردان- در همه سطوح- حساسيت داشته و اين حساسيت را در عمل به اثبات رسانده است؟ كداميك از اعضاي كابينه كنوني كيسه اي براي خود و نزديكانشان دوخته و امكاناتي اندوخته اند؟
آيا اين سلامت نفس و حساسيت نسبت به گسترش آن در تمامي بدنه دولت يكي از آرزوهاي ملت نبوده و نيست؟
3- تأكيد بر عدالت اجتماعي و اقتصادي، اصرار بر توزيع عادلانه ثروت و مقابله با مفسدان اقتصادي از ديگر ويژگي هاي برجسته و كم نظير دولت احمدي نژاد است. فقط نيم نگاهي از روي انصاف و بيرون از غرض ورزي هاي كور به وضوح حكايت از آن دارد كه دولت نهم در برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي خود حمايت از محرومان و مستضعفان يعني آنان را كه به قول حضرت امام(ره) «ولي نعمت هاي انقلاب» هستند، در اولويت كاري خود دارد و اين اولويت را نه فقط در شعار كه در عمل نيز به كار گرفته است.
4- سياست خارجي دولت نهم از جمله مواردي است كه با انتقادهاي پرحجم مخالفان روبروست و در همان حال بيشترين حمايت را از سوي مردم جلب كرده است. اكثر مخالفان سياست خارجي دولت از تنش زا بودن اين سياست ها سخن مي گويند كه بايد گفت مگر طي 28 سال گذشته هيچ مقطع زماني را سراغ داريد كه آمريكا و متحدانش دست از خصومت و كينه توزي با ايران اسلامي برداشته باشند؟
اصلي ترين ويژگي سياست خارجي دولت احمدي نژاد تهاجمي بودن آن است كه اجازه نداده است قدرت هاي استكباري در مقابل جمهوري اسلامي ايران حالت طلبكارانه داشته باشند. آيا برخورد عزتمندانه و مقتدرانه با دشمنان بيروني قابل سرزنش است؟ ردپاي بسياري از مواضع احمدي نژاد در سياست خارجي به توصيه هاي امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب مي رسد، مگر محو اسرائيل از جغرافياي سياسي جهان موضع حضرت امام نبود؟ و مگر ايستادگي در برابر باج خواهي آمريكا تأكيد رهبر فرزانه انقلاب نيست و يا...
5- حفظ ارزشهاي اسلامي و انقلابي و تلاش براي گسترش معنويت يكي از مطالبات هميشگي مردم از دولت ها بوده است. اين ويژگي در شعارها و عملكرد دولت نهم -بي تعارف- بسيار چشمگيرتر از 16 سال گذشته است. مردم فراموش نمي كنند كه مخصوصاً در دوران اصلاحات، چگونه ارزشهاي اسلامي و باورهاي ديني آنان نه فقط با حمايت چنداني از سوي دولتمردان روبرو نبود بلكه در پاره اي از موارد - نستجير بالله- به سخره نيز گرفته مي شد. شهادت را خشونت طلبي مي ناميدند، دوران ارزشهاي اسلامي را تمام شده مي دانستند و... مسئولان مربوطه در دولت وقت با بي خيالي از كنار آنهمه جفا در حق اسلام و انقلاب عبور مي كردند و...
6- يكي از خواسته هاي مردم آن است كه دولتمردانشان منافع حزبي و گروهي خود را به منافع ملي ترجيح ندهند و از بيم آن كه آراء خود را از دست بدهند، مصالح ملت را به قربانگاه نبرند. اجراي طرح سهميه بندي بنزين نمونه اي مثال زدني از نهادينه بودن اين ويژگي در دولت نهم است. ضرورت اجراي اين طرح مورد تأييد تمامي دولتمردان قبلي بود ولي هر كدام بنا به مصالحي- كه هر چه بود، مردمي نبود- از اجراي آن طفره رفتند ولي دولت نهم وقتي اجراي آن را گامي در راستاي منافع مردم و گسترش عدالت ديد، از انجام آن سرنپيچيد و با شجاعت قدم در اين ميدان نهاد.
سفرهاي استاني هيئت دولت، تخصيص امكانات به سراسر كشور، ديدار بي پيرايه با مردم و... از ديگر ويژگي هاي برجسته و كم نظير دولت نهم است كه پرداختن به همه آنها مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد بود...
7- البته دولت نهم عاري از خطا نيز نبوده و نيست ولي چه كسي است كه فرق ميان «خط» و «خطا» را نداند؟ «خطا» اگر مكرر شد و خطاكار حاضر به اصلاح آن نبود مي تواند مفهوم «خط» داشته باشد. ولي، آيا دولت نهم اينگونه است؟!
8- و بالاخره اگرچه هنوز ميان وضعيت موجود و نقطه مطلوب فاصله زيادي هست ولي طي 2 سال گذشته براي رسيدن به وضعيت موجود گام هاي بلندي برداشته شده است و همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارد كه دولت با جديت در تدارك گام هاي بلند به سوي نقطه مطلوب است.
اكنون بايد از كساني كه با تيغ آخته به دولت تاخته اند- و نه منتقدان دلسوز- پرسيد دولت ايده آل شما چه ويژگي هايي دارد كه دولت نهم ندارد و از دولت مطلوب خود چه انتظاري داريد كه دست از هجوم به دولت كنوني برنمي داريد؟!
سرمقاله روزنامه كيهان (يكشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۶)
در ایام سوم تیر در مراسمات و جلسات حضور کمی داشتم و همین باعث شده بود بعضی دوستان تصور کنند کم آورده ام. اما حالا که دیگر تقریبا یک مرحله از کارم تمام شده، با افتخار به دسترنجم نگاه می کنم.
با مقداری فراز و نشیب، تصمیم گرفتم در دومین سالگرد سوم تیر به سراغ مسئولان ستاد حمایت از دکتر احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر بروم و درباره آن ایام با آنها مصاحبه کنم. که فکر می کنم این مصاحبه ها با توجه به مشقات فراوانی که از مرحله هماهنگی مصاحبه تا انجام مصاحبه، تنظیم و انتشار آن کشیده شده، ماندگار شود. خصوصا اینکه بعضی از این افراد از دو سال پیش تا کنون اولین بار بود که درباره انتخابات نهم ریاست جمهوری و احمدی نژاد اینگونه به گفتگو می نشستند.
حاصل تلاش ما (از همینجا از همسر عزیزم تشکر می کنم) این ۷ مصاحبه مفصل شد که بسیار خواندنی و جذاب است. توصیه می کنم حتما متن کامل این مصاحبه ها را با استفاده از لینک های زیر، در خبرگزاری فارس بخوانید :
علی اکبر جوانفکر؛ مسئول کمیته تبلیغات
مهرداد بذرپاش؛ مسئول کمیته اقشار
دولت براي تامين مصرف روزانه 85 ميليون ليتري بنزين در ايران، در سال چيزي حدود 11ميليارد دلار (11هزار ميليارد تومان) يارانه می دهد در حالی که بيت المال مسلمين را عده اي خاص در موتور ماشين هاي خود مي سوزانند ولي بقيه مردم، خصوصا مستضعفان تاوان آن را می پردازند.

اجراي شجاعانه طرح سهميه بندي بنزين توسط دولت، با موج تخریب توسط كساني كه اصلاحات واقعي اقتصادي در ايران را همواره با منافع خود در تضاد ديده اند، مواجه شد.
کسانی که امروز برای تخریب دولت به بهانه سهمیه بندی بنزین گریبان چاک می کنند، همانهایی هستند كه زماني از لزوم حذف كامل يارانه هاي انرژي و آزادسازي اقتصاد ايران به عنوان يك اقدام حياتي براي نجات اقتصاد ايران سخن مي گفتند اما در تمام دوران مسئوليت اين مدعيان بي عمل، اين ادعاها از حرف فراتر نرفت، چون آنها فقط به فکر «انتخابات آينده» و «رايي كه بايد از مردم می گرفتند»، بودند.
اینها همان کسانی هستند که از توسعه حمل و نقل ريلي در شهرها جلوگيري می كردند ولي با واردات 5 ميليارد دلار بنزين موافقت می کردند و چوب حراج به بیت المال مسلمین زده بودند.
پس دولت نهم اكنون به نوعي تاوان نپرداختن دو رئيس جمهور قبلي به مسئله بنزين را به صورت اصولي مي دهد و سهميه بندي بنزين اقدام جسورانه اي بود كه يكبار براي هميشه بايستي انجام می شد.
سهمیه بندی مصرف بنزین، به واقع رنسانسی بود در مصرف سوخت در ایران. دیگر همه یاد خواهند گرفت که بر اساس نیازشان بنزین مصرف کنند.
و دیگر حداقل مستکبرین و مرفهین بی درد کمتر می توانند به راحتی و ارزان قیمت در جلو چشمان مستضعفان با خودروهای اشرافی و گرانقیمتشان فخرفروشی کنند.
این روز تاریخی مبارک
لينك هاي زير يا به صورت خودجوش و يا در لبيك به دعوت اين حقير، درباره حماسه ۳ تير مطلب نوشته اند:
* خدا هر كه را بخواهد عزيز مي كند، هر كه را بخواهد ذليل مي كند (سيطره)
* انتظار فرج از سوم تیر کشم؛ شاید! (پاورقي)
* سوم تیر روزي از جنس اخلاص (صراحت)
* بکشيدش، از اتوبوس پرتش کنيد بيرون! (پاسداران)
* يادش بخير گويا همين ديروز بود (استشهاديون)
* عكس منتشر نشده رئيس جمهور و پيرزن محروم؛ هديه 3 تير (قاب شيشه اي)
* انتخابات نهم و مساله نظرسنجی (آرمان انقلاب اسلامي)
* نظر سنجي يا نظر سازي؟! (پاك ديده)
* سوم تير خاطره ماندگار (فصل آگاهي)
* خاطرات حامد احسانبخش از ۳ تير (كشكول جواني)
* خاطرات امیر حسن ثابتی از انتخابات نهم رياست جمهوري (دست نوشته های یک دانشجو )
* نقش خاطره می زند سوم تیر ماه (بيداري)
* ملت کار را تمام کرد (بچه های سوم تیر)
* وقايع نگاري تصويري و نوشتاري سونامي احمدي نژاد (سامورايي)
* پیشکسوتان انقلاب جدید (پاسخگويي)
* اعتراف ميكنم كه دلم رفته بود (روزنامه دانشجويي)
* احمدینژاد طراز ریاست جمهوری ایران را بالا برد (بزمانه)
* روايت داستاني حماسه غريب ۳ تير (ترديد)
* جوانترها و میدان مغناطیسی برون جناحی (يادنامه)
* حماسه بود و حماسه بود و حماسه (سيد جواد)
* سوم تير روز اصولگرايي (فاتح)
* خاطراتي ازحماسه سوم تیر (پله پله تا ملاقات خدا)
* سوم تیر حقیقت امروز آرمان فردا (جوانان عدالت خواه و تحول گرا)
* از سوم تیر 84 باید بسیار نوشت (دولت ۷۰ ميليوني)
*تبليغات و روزه براي پيروزي احمدي نژاد در منچستر (دلنامه)
* سر نخ اصلی کجاست؟ (شب بو)
* ياد ايام... (ميخونه)
* دولت عشق آمد و من ... (شهيد شريفي)
* خاطرات خانم ناظم از انتخابات ۳ تير (نوشته هاي يك ناظم)
* قبل از انتخابات سوم تير ۸۴ (انتظار)
* سوم تير، احياي جنگ فقر و غنا (شاهراه عدالت)
* سوم تیر و نگرانیهای تئوریزه شده (كافه انديشه)
* سوم تیر، حاکمیت گفتمان عدالت و مهدویت (شوكران انتظار)
* دوسال مانده (ستاره دريايي)
* قوم بنی اسرائیل ميگفتند احمدي نژاد زشت است (سارا)
* دو خرداد تا سه تير، شباهتها، تفاوتها (نقد ملس)
* سوم تیر و نوسازی ایرانی (ققنوس)
* عزا عزاست امروز...سوم تیر! (مسعود ده نمكي)
* امروز سوم تیر (كتب)
* روز خوب پيروزي (وتر)
* سوم تیر، روزی برای یادآوری (بحر)
* سوم تير 84 روزي است كه دوم خرداد را باطل كرد (حزب الله هم الغالبون)
* من از سوم تير 84 خودم پشيمانم! (يادداشتهاي بدون متن)
* سالگرد انتخاب دكتر احمدي نژاد (خيبريان)
* دو دعوا و دو لبخند براي شب اول (غلامعلي مجاهد)
* دولت داريم تا نداره (امل جامونده)
* ايام به ياد ماندني (نافذ)
* سوم تير روي سن! (عكس فوري)
* شيرين ترين سوم تير عمرم (زنده ياد)
* سفر انتخاباتی احمدی نژاد به یزد (آرمانشهر)
* مردی در قلب طوفان (به رنگ انتظار)
* امروز سوم تیر است؟ (رسپنا)
*سوم تير؛ اومده خون تازه رو تو رگهامون جاري كنه (ترديد)
* به روايت نهم (دو پست) (تا صبح انتظار)
* حرکت وبلاگی معلم خبرنگار (روايتي ديگر)
* امام زمان و روز سوم تیر (رسپنا)
* پنجگانه اي براي سوم تير (دلنامه)
* خاطرات حماسه سوم تير (سوالهاي منتظر جواب)
* بي تعارف سوم تير يك حماسه بود (فصل انتظار)
* آن مرد آمد (صميمانه ها)
*احمدي نژاد یک امل مدرن نشده است ( جنبش دانشجویی حامی عدالت)
* اميد بخش ترين sms (تكليف الهي)
* براي سوم تير (يك قلم به دست مزدور سابق)
* هاشمي،تراول های پنجاه هزار تومانی و باقی قضایا (نفسانيات يك من)
* سوم تیر روزی که در یادها خواهد ماند (شخصي نويس)
* اين نيز گذشت ... (كوله پشتي)
* ياد آن روز ها بخير، سوم تير ۸۴ را می گويم (برهان)
* ۲۸ روز تاريخ ساز (دايي حامد)
* نذر مادرم براي احمدی نژاد؛ ۴۰ روز سوره یس (تاربلاگ ايليا)
* من سوم تیر را می پرستم (خاتمي نوشت)
* احمدی نژاد خوب دلبری میکرد (روزنامه دانشجويي)
* دلم نميخواهد از 3تير بنويسم (جایی برای بودن)
* سوم تير- تیر خلاص بر پيكر اصلاحات آمريكايي (آرتا)
* سوم تیر روز تفوق اسلام بر کفر (صهیون پژوه)
* انتخابات نهم و مساله نظرسنجی-2 (آرمان انقلاب اسلامی)
* سوم تیر! تولدت مبارک! (تله پاتی)
* سوم تیر تاکیدی دیگر برغیرقابل پیش بینی بودن ملت ایران-۱ (حسین رنجبران)
* كسي آمده، صبح خواهد شد (پدر خوانده حقوق بشر)
* 730روز باقيست (پیام دل)
* سوم تير مثل هميشه نبود (شب نوشت)
* احمدی نژاد خسته نباشی (بصیرت)
* سوم تیر یادش بخیر (محراب اندیشه)
* برای سوم تیر (اشراق)
* سوم تیر84؛ این همه پول از کجا؟ (نگرانی)
* سوم تیر؛ مافیای انتخاباتی (شرح)
* خاطراتي از سوم تير (پیاده رو خاطرات)
* فردای سوم تیر ماه و کنکور۸۴ (ارتباطات ایرانی)
* سوم تیر معجزه الهی (فرهنگ و سیاست)
* نگذارید ملت این شکاف را ترمیم کند! (یاد مانا)
* خاطرات ستاد طلاب (دست نوشته های یک احمد)
* روزی که صداقت به ثمر رسید (وادی خاموشان)
* من به احمدی زاده(!) رای میدم! (خاکریزیسم)
* سوم تير وحدت ملي و انسجام اسلامي را افزايش داد (منتظر)
* سوم تير را چگونه گذرانديد؟ (مصائب احمدی نژاد)
* من به اين احمدی نژاد رای ندادم (آب و آتش)
* به بهانه سوم تیر (کوشالی)
* امين تهراني ها امين ايران شد (قصه بچه بسیجی)
* سه تير (عشقی)
* خاطرات یک دانشجو از 3 تیر (ارگان مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز)
* پس کلهاي! (غلامعلی مجاهد)
* ايام به ياد ماندني (ثقلین)
* انتخاب نهم، تیری که به هدف نشسته است (عاقبت آن سوار می آید)
* حماسه نگاران از سوم تیر نوشتند (سایت فصل آگاهی)
* احمدي نژاديسم (هزار و يك نكته)
* اقدامات دكتر محمود (سفرهای عاشقانه)
* سوم تیر تاکیدی دیگر برغیرقابل پیش بینی بودن ملت ایران-2 (حسین رنجبران)