بی شک ۳ تیر ۸۴ در تاریخ انقلاب اسلامی از جمله رویدادهایی است که خاطره آن هیچ گاه از ذهن ملت شهیدپرور و دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی بیرون نمی رود.

این واقعه مهم از راه های مختلف باید ثبت و ضبط شود و یکی از مسائل قابل توجه در این زمینه، همین خاطره های گاها کوتاه و شفاهی ماست که باید بگوئیم و اجازه ندهیم در پیچ و خم روزمرگی و هیاهوی دشمن گم شود.
با این پست میخواهم از دوستانمان دعوت کنم به مناسبت دومین سالگرد انتخابات سوم تیر، درباره خاطرات و ناگفته های خود از آن روزها، خصوصا تبلیغات و مسائل حاشیه ای مهم مطلب بنویسند و از ۵ نفر از دوستانشان نیز بخواهند که در این زمینه ناگفته هایشان را به یاد بیاورند و در صفحات وبلاگستان فارسی به ثبت برسانند.
خاطرات من به خاطر حضور در عرصه رسانه ای، نسبت به سایرین شاید متفاوت باشد اما از خودم شروع میکنم :
1- از اولین روزهای نوروز 84 سفرهای ما از طرف خبرگزاری مهر به همراه کاندیداها به شهرستان های مختلف آغاز شد. با لاریجانی، توکلی، قالیباف و احمدی نژاد به سفرهای متعددی رفتم. پیش از آشنایی با احمدی نژاد، شیفته خلاقیت و به قول رهبری، ذهن تازه به تازه لاریجانی شده بودم. اما هیچ وقت حزبی بودنش برایم خوشایند نبود.
شیفته ساده زیستی و روحیات جالب احمد توکلی شدم. اما بعد از انصراف، تبلیغاتش برای قالیباف، برایم خوشایند نبود.
اولین روزی که با قالیباف به سفر رفتم، از رفتار او و اطرافیانش به شدت ناراحت شدم و کردار آنان به دلم نمی نشست.
اما احمدی نژاد چیز دیگری بود. به شدت در دلم جا گرفته بود و هر چه از آرمانها می خواستم، در او می یافتم.
2- علی رغم تصور بعضی ها، من چه در دور اول و چه در دور دوم با افتخار به احمدی نژاد رای دادم.
3- با توجه به فضای مسمومی که از لحاظ تبلیغاتی وجود داشت، چند بار قصد کردم تا به شهرستان بروم و مثل خیلی از بچه های دیگر مشغول تبلیغ بشوم اما حضور ما در عرصه رسانه ای میتوانست موثرتر و مورد نیازتر باشد. به همین دلیل ماندم.
4-اطلاعیه های حمایت از هاشمی بسیار زیاد بود و فضای خبرگزاری ها را اشغال کرده بود. در عین حال تعداد معدودی اطلاعیه حمایت از احمدی نژاد وجود داشت که معمولا انعکاس نمی یافت.
من از صبح زود به خبرگزاری می رفتم و همان اندک اطلاعیه های حمایت از احمدی نژاد را هم تنظیم خبری می کردم و در طول روز منتشر می شد تا یک تعادلی در اخبار به وجود بیاید.
آلادپوش قائم مقام خبرگزاری مهر، علی رغم اینکه نشان نمی داد، اما طرفدار هاشمی رفسنجانی بود. او تک تک آن اخباری که با خون دل منتشر کرده بودیم را از انتشار خارج می کرد و توجیه خاصی برای کارش نداشت.
5- در دور اول انتخابات تا صبح در خبرگزاری بودم. نمی دانم دقیقا چه شد اما در مرحله اول انتخابات، انتشار اخبار غیررسمی و البته موثق از نتایج شمارش آرا به دوش من افتاد و تا صبح من به جای دبیر، خبرها را در سرویس سیاسی خبرگزاری مهر منتشر میکردم. تا جایی که کاوه اشتهاردی (سردبیر سابق خبرگزاری مهر و مدیرعامل کنونی موسسه ایران) قبل از اذان صبح آمد و متوجه شد که من در حال انتشار اخبار هستم. با خنده گفت: "وای به روزی که حامد طالبی دبیر بشود".
6- اکثر خبرنگاران و مسئولان خبرگزاری از طرفداران احمدی نژاد نبودند. به همین دلیل من هر روز و شب مورد آماج تمسخرها و طعنه های آنها بودم. دلمان خیلی محکم بود و به نوعی ایمان پیدا کرده بودیم که کمک خداوند و اخلاص احمدی نژاد کارساز می شود. به همین دلیل چندان واکنش نشان نمیدادم. اما یک بار شهرزاد اسماعیلی خبرنگار سرویس سیاسی مهر آنچنان با طعنه هایش مرا عصبانی کرد که بی اختیار با مشت روی شیشه میز تحریریه کوبیدم و گفتم " بالاخره مشخص میشه مردم چه کسی رو انتخاب می کنن" . شهرزاد اسماعیلی تا شب آخر امیدوار بود اما وقتی در مرحله دوم مردم کار را تمام کردند، از شدت ناراحتی تا چند روز سر کار نیامد. البته این آدم و افراد مشابه او، مردم را هم به خاطر رای دادن به احمدی نژاد از فحش های خود بی نصیب نگذاشتند.

7- در مرحله دوم دیگر طاقت نیاوردم و روزی که همه میگفتند "برای جلوگیری از اختناق و خشونت به احمدی نژاد رای ندهید" به میدان ولیعصر رفتم و به همراه سایر طرفداران مخلص دکتر احمدی نژاد با هواداران نفاق بحث میکردیم. گاهی خیلی عصبانی میشدم اما در نهایت برایم شیرین بود.
*ذهنم مشغول چند مصاحبه مفصل با گردانندگان ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد است. (مصاحبه هایی مفصل و خواندنی از خاطرات آن روزها. حتما در خبرگزاری فارس بخوانید).
بعدا شاید مفصل تر از خاطرات آن روزها نوشتم. ولی از دوستانم، سجاد صاحب فصول(روزنامه دانشجویی)، حسن روزی طلب(یادنامه)، حسین رنجبران(اتاق شیشه ای)، کاتوزی(پیام دل) ، رضا احمدی(بیداری) ، دژاکام (آب و آتش)، ولی الله (نسل خمینی)، مصطفی میرمحمدی (خاکریزیسم)، دكتر اسماعيلي (آرمان انقلاب اسلامي)، هادی سلطانیه (مصائب احمدی نژاد)، ابوذر منتظرقائم (پاسداران)، مجید بذرافکن (تاملات)، وحید یامین پور (کافه اندیشه)، حسن حیدری (روایتی دیگر)، حامد احسانبخش(كشكول جواني)، روح نواز (آرتا)، مقدم (خوب و بد) و وحید خاوه ای (شوکران انتظار) هم دعوت میکنم بنویسند.
اين جريان به طور كامل بايكوت خبري شد تا اقتدار معنوي فرزندان حضرت روح الله در اجراي حكم سلمان رشدي ملعون پنهان بماند اما ...
25 بهمن 1367
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم مؤلف كتاب «آیات شیطانی» كه علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محكوم به اعدام میباشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه كه آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر كسی جرأت نكند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر كس كه در این راه كشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناَ اگر كسی دسترسی به مؤلف كتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیكم و رحمة الله وبركاته
روح الله الموسوی الخمینی
29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409
*فتوای حضرت امام كه صادر شد، دیگر آرام و قرار نداشت، انگار خط سرنوشتش را پیدا كرده بود. میگفت كه من فقط یك آرزو دارم. میگفت من زنده باشم و یك مرتد كه به اشرف مخلوقات توهین كرده، جایزه بگیرد؟ من زنده باشم و یك نفر كه قلب آقا امام زمان را خون كرده، خوش بگذراند؟!
یك هفته كارمان تمرین بود؛ اگر زنگ زدند كی بردارد، چی بگوید؛ اگر آمدند در منزل چی؟ دوستان چی؟ دانشكده چی؟ و خلاصه وقتی كه داشت میرفت، ما آنقدر آماده شده بودیم كه انگار یك سال است به خارج رفته است.
من خودم دست كمیاز مادرم نداشتم. دلشوره عجیبی داشتم. آن شب اصلاَ خوابم نبرده بود؛ اما باید مادرم را آرام میكردم. نمیخواستم همسایهها خبردار شوند.
برادرشهید(اسماعیل عطایی)
* تقاضای ویزای ویژه كرده بود. گفته بود كه حاضر است پناهنده شود و علیه ایران حرف بزند. از طرف سازمانهای آمریكایی هم حمایت شده بود، از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر هم او را تأیید كرده بود. به این نتیجه رسیده بودیم كه مشكل شخصیتی دارد و قابل بهره برداری است.
(كاردار سفارت سوییس در تهران در مصاحبه با سی.ان.ان)
* گفتند كه قصد داشته در جریان بازدید رشدی از یك كتابخانه او را با گلوله بزند؛ اما قبل از ورود به او مشكوك میشوند. در حین بازرسی بدنی درگیر میشود و گلوله میخورد. جالب اینكه كوچكترین خبری منعكس نشد. انگار نه انگار كه چنین واقعه ای وجود خارجی داشته است. بعدها كه خبرش غیر رسمیدرز كرد، یك اشاره تلویحی كردند و بعدش هم هیچ. ( ج.الف. يك مسئول مطلع)
* قبرش را نمیدانم كجاست. میروم بهشت زهرا سر یك قبر خالی كه اسم او روی سنگش است. میگویم: «مادر! توی دنیا كه سربلندمان كردی، [توی] آخرت هم دستمان را بگیر». بچه ام نمرده، قبرش را هم كه میبینید؛ خالی است! باور كنید به خود مقام سیدالشهدا همیشه باهاش حرف میزنم و جواب میگیرم. جوابهاش به قلبم خطور میكند. میگویم: «مادر! من باور دارم كه شهیدها زنده اند». بعد حرفم را میزنم، بلافاصله جواب میگیرم. همیشه وجودش را با خودم حس میكنم. بچه ام نگران من است.
(مادر شهید)
* بسمه تعالی
خداوند این شهید عزیز ما را كه تا دنیا باقی است به عنوان سند زنده و جاوبد دلاوری و خداجویی این مردم بر پیشانی تاریخ خواهد درخشید، با شهدای كربلا و ائمه هدی ـ علیهم صلوات الله اجمعین - محشور بفرماید. (یادداشت مقام معظم رهبری در حاشیه قرآن اهدایی به خانواده شهید)
اكنون اعطاي نشان شواليه از سوي ملكه انگليس به سلمان رشدي مرتد خون فرزندان معنوي حضرت روح الله را به جوش آورده است.
گام اول : انگليس بايد پيكر مطهر شهيد ابراهيم عطايي(شهيد راه اجراي حكم اعدام سلمان رشدي مرتد) را به ايران تحويل دهد
از ساعت ۵ عصر تجمع آغاز شد و دانشجویان در مقابل درب اصلی سفارت واقع در خیابان فردوسی شعار می دادند و اعلام میکردند گه نمیگذاریم خائنین داخلی در این جشن شرکت کنند.
چیزی که بیش از همه بر غضب دانشجویان انقلابی می افزود، همزمانی این جشن با هتک حرمت حرم ائمه در سامرا بود.
در همین چند دقیقه، اتومبیلی حامل دسته گل سفیر عراق برای جشن تولد ملکه به ناگاه خود را در میان دانشجویان یافت و دسته گل به دست دانشجویان افتاد و آن را - که نشانه خوش رقصی این مقام عراقی برای انگلیسی های اشغالگر بود- تکه تکه کردند. البته عکس کارت ویزیت سفیر عراق بر روی این گل، به عنوان سند خوش رقصی و خیانت او به هم منتشر شد.
با گذشت چند دقیقه، تعدادی از دانشجویان متوجه شدند که میهمانان گرامی! برای دور ماندن از اعتراضات دانشجویی، از درب شمالی سفارت واقع در خیابان نوفل لوشاتو در حال ورود هستند. به همین دلیل علی رغم ممانعت برخی مسئولان بی تدبیر بسیج دانشجویی- که خود را پدرخوانده نیرویهای ارزشی و انقلابی می دانند- تجمع کنندگان به سمت درب شمالی سفارت حرکت کردند و در مقابل این درب مستقر شدند.

پس از گذشت چند دقیقه، اتومبیل های لوکس مهمانان که راه ورود خود به سفارت را از دست داده بودند، یک به یک در خیابان نوفل لوشاتو متوقف می شدند که ناگهان نیروی انتظامی برای خوش خدمتی به میهمانان عالی قدر! و برادران و خواهران انگلیسی! با باتوم به جان تجمع کنندگان بی دفاع افتادند و از همینجا درگیری های گسترده ای آغاز شد.
نیروی انتظامی این بار فرزندان معنوی حضرت روح الله را با ضدانقلاب و اشرار اشتباه گرفته بود و آنچنان با باتوم بر سر و دست و پای معترضین می کوبید که تا ساعتی بعد، دهها دانشجو با دست و پای کبود و سرهای شکسته برجای ماند.
علاوه بر آن که ظاهرا نیروی انتظامی حدود 7 نفر از دانشجویان را دستگیر کرده بود که با گذشت چند ساعت آزاد شدند.
اما چند نکته مهم در این میان مطرح است که حتما از جانب مسئولان امر باید به آن پاسخ دهند:
1- مگر دستگاه دیپلماسی دولت نهم با دستگاه دیپلماسی دولتهای واداده اصلاحات و سازندگی تفاوتی ندارد که اجازه می دهد، انگلیسی های روباه صفت در تهران – پایتخت ام القرای جهان اسلام- جشن تولد برای ملکه انگلیس برپا کنند و خیلی ها را به این جشن که همزمان با هتک حرمت جدید در سامرا برپا شده بود، دعوت کنند؟!
2- نیروی انتظامی به چه حقی فرزندان معنوی حضرت روح الله و جانبرکفان این انقلاب را به ضرب باتوم بدون هیچ ملاحظه ای مورد ضرب و شتم قرار می دهد؟! قطعا بدنهای کبود بسیجی ها و دلدادگان ولایت سندی ماندگار خواهد بود که در ایام فاطمیه برجای ماند.
3- ظاهرا تعدادی از حاضرین مشاهده کردند که یکی از مسئولان نیروی انتظامی که در این جریان حضور داشت، تعدادی از خواهران محجبه را مورد ضرب و شتم قرار داد و بر صروت آنها سیلی زد. چرا؟!
4- اسامی تک تک افراد ایرانی که تحت هر عنوانی در این جشن حاضر شده اند باید اعلام شود تا همگان خائنانی که برای انگلیسی ها خوش رقصی کرده اند، بشناسند.
... و وای به حال خائنینی که در جشن دشمن شرکت کرده اند ...
آیدی و ایمیل یاهوی من (ashoora63_ht )برای دومین بار هک شده ظاهرا. آی دی جدیدم اینه : hamedtaleb
* یک وبلاگ عکس هم راه انداختم به اسم "قاب شیشه ای خبرنگار مسلمان" اگه خواستید ببینید:
پس از تامل زياد، كه در اين هجدهمين سالگرد درباره حضرت روح الله در اين وبلاگ چه بنگارم، به اين نتيجه رسيدم كه به عدد سال عروج روح الله، ۶۸ جمله انقلابي از آن امام را در اينجا گرد آورم؛ شايد موثر افتد.
اينها را 68 ستاره از كهكشان نوراني حضرت روح الله ناميده ام:
۱- با چشماني باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرامشان گذاريد، لحظه اي آرامتان نمي گذارند.
2- مسلمانان جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم كنند تا دندانهاى آمريكا را در دهانش خرد كنند و نظاره گر شكوفايى گل آزادى و توحيد و امامت جهان نبى اكرم باشند

3- دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى كرده است، ما هم آمادهايم و كمربندها را محكم بستهايم و همه چيز براى عمليات آماده است
4- ناامنى در خليج فارس فقط به ضرر ايران تمام نمى شود، بلكه قويترين قدرتها و ابرقدرتها هم اگر مثل امريكا تمامى امكانات هوايى و دريايى و جاسوسى - خبرى خود و هم پيمانان خود در منطقه را بسيج كنند، كه حتى يك كشتى را بدون خطر، اسكورت و حفاظت نمايند، از اين خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در اين گرداب ناامنى غرق مى شوند.
5- راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پا برهنه روشن گردد كه متاسفانه هنوز براي بسياري از ملت هاي اسلامي مرزبين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحجر و اسلام سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بي درد كاملا مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد، از واجبات سياسي بسيار مهمي است.
6- ما در پي نابودي همه نظام هاي مبتني بر سرمايه داري و صهيونيسم هستيم
7- جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد . ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم
8- اي مستضعفان جهان ، به پاخيزيد و همپيمان شويد و ستمگران را از صحنه برانيد كه زمين از خداست و وارث ان مستضعفانند
9- ما با تمام وجود از گسترش باج خواهي كارگزاران آمريكايي، حتي اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيري ميكنيم
10- نبايد براي رضايت چند ليبرال خودفروخته، در اظهارنظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصوليش عدول مي كند
11- انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد. ما هنوز هم چوب اعتماد فراوان خود را به گروه ها و ليبرال ها ميخوريم
12- تنها آن هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدي، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان و اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ محروميت ها باشد
13- مذهب تشیع، مذهب خون و شمشیر ما نباید تصور این را بکنیم که این ابر قدرتها از ما دست برداشته اند.
14- ملتى که مى خواهد زنده باشد و مى خواهد مستقل باشد و نوکر نباشد، وابسته نباشد و مى خواهد آزاد باشد و تحت سلطه نباشد، این ملت باید مهیا باشد براى همه چیز. اگر راحتطلبى را مى خواهد ملت، از زمان محمدرضا بهتر از همه این بود که ظهر بیایند نماز بخوانند با امام جماعتشان و امام جماعت برود سراغ کارش و شما بروید سراغ کسبتان.راحتطلبى این را اقتضا مى کرد، حالا هم باز همان رژیم بود و همان بساط بود و شما هم نانتان را مى خوردید و آبتان را مى خوردید و شمیرانتان را هم مى رفتید و کارهاى عادیتان را انجام مى دادید، لکن تکلیف هم این است؟ در مقابل خدا هم مى شود انسان عذر بى خودى بتراشد؟
15- ملتى که بچه چند ساله اش با موتور سیکلت مى زند به تانک و زیر تانک مى رود، این به کشته شدن یک نفر یا دو نفر یا صد نفر یا هزار نفر کنار مى نشیند؟! اینها باید به عدد افراد این ملت، به عدد افراد جوان و رزمنده این ملت بمب تهیه کنند، و الا یک بمبى دزدکى زیر یک منزل گذاشتن و یک نفر، چند نفر ابرار را، چند نفر اشخاص متعهد به اسلام را، فداکار را از بین بردن، که ملت را از بین نمى برد.
16- آنهایى که اسلام را خلاصه مى کنند در اینکه بخورند و بخوابند و یک نمازى بخوانند و یک روزه اى بگیرند و در گرفتارى این ملت، در گرفتارى این جامعه دخالت نکنند، به حسب روایت رسول اکرم، اینها مسلم نیستند، کسى که اهتمام به امور مسلمین ندارد، در صحنه خودشان نیستند، آنهایى که در صحنه هستند آنها راانتقاد مى کنند
17- حج بى روح و بى تحرک و قيام، حج بى برائت، حج بى وحدت، و حجى که از آن هدم کفر و شرک بر نيايد، حج نيست.
18- از نظر استکبار، مسئولين کشورهاى اسلامى بايد به فرنگ بروند، آنها را به حج چه کار! دستنشاندگان امريکا آتش زدن پرچم امريکا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروى و امريکا و اسرائيل را به حساب دشمنى با خدا و قرآن و پيامبر گذاشته اند،
19- ما با اعلام برائت از مشرکين تصميم بر آزادى انرژى متراکم جهان اسلام داشته و داريم. و به يارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى اين کار صورت خواهد گرفت و انشاءاللّه روزى همه مسلمانان و دردمندان عليه ظالمين جهان فرياد زنند و اثبات کنند که ابرقدرتها و نوکران و جيره خوارانشان از منفورترين موجودات جهان هستند.
20- ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بينالملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ايم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم.حال اگر نوکران امريکا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفکر تشکيل امپراتورى بزرگ مى گذارند، از آن باکى نداريم و استقبال مى کنيم.
21- ما درصدد خشکانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و کمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايى را که بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود کنيم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه عليه و آله و سلم - را در جهان استکبار ترويج نماييم و دير يا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود
22- مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بى انتهايى که انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است احساس غرور و آزادى کنند، و آواى آزادى و آزادگى را در حيات و سرنوشت خويش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند، که دوران بنبست و نا اميدى و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است.
23- مسلمانان تمامى کشورهاى جهان، از آنجا که شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شده ايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه کنيد، و از وجود جوانان پرشور و شهادتطلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نماييد.
24- به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشيد، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد، که عزت و حيات در سايه مبارزه است و اولين گام در مبارزه اراده است و پس از آن، تصميم بر اينکه سيادت کفر و شرک جهانى، خصوصا امريکا را بر خود حرام کنيد.
25- ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم. ما غير از خدا کسى را نداريم و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم.
26- راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون اگر امريکا يک کشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاک يکسان کند، چه کسى جلوى او را خواهد گرفت؟ پس راهى جز مبارزه نمانده است، و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امريکا را شکست، و الزاما يکى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى.كه در مکتب ما هر دوى آنها پيروزى است.

27- امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بى درد شروع شده است و من دست و بازوى همه عزيزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست، و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه اند و آنهايى هم که تصور مى کنند سرمايه داران و مرفهان بى درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى کوبند
28- بحث مبارزه و رفاه و سرمايه ، بحث قيام و راحتطلبى ، بحث دنياخواهى و آخرتجويى دو مقوله اى است که هرگز با هم جمع نمى شوند و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند
29- آن روزى كه -ان شاء الله تعالى - مصلح كل ظهور نمايد، گمان نكنيد كه يكمعجزه شود، و يكروزه عالم اصلاح شود; بلكه با كوششها و فداكاريها، ستمكاران سركوب و منزوى مىشوند
30- فقرا و متدينين بى بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند
31- مسئولين نظام ايران انقلابى بايد بدانند که عده اى از خدا بيخبر براى از بين بردن انقلاب هر کس را که بخواهد براى فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا او را کمونيست و التقاطى مى خوانند. از اين اتهامات نبايد ترسيد. بايد خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد.
32- ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم کرد.
33- امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است و مسلمانان در يک تشکيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد.
34- امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تيرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى کند.
35- چه شيرينى بالاتر از اينکه ملت بزرگ ايران مثل يک صاعقه بر سر امريکا فرود آمده است. چه شيرينى بالاتر از اينکه ملت ايران سقوط ارکان و کنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره کرده است و شيشه حيات امريکا را در اين کشور شکسته است و چه شيرينى بالاتر از اينکه مردم عزيزمان ريشه هاى نفاق و مليگرايى و التقاط را خشکانيده اند و انشاءاللّه شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد.
36- تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم .
37- ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفيع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم.
38- وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامى ماست که در سراسر جهان صدا زنيم که اى خواب رفتگان! اى غفلتزدگان! بيدار شويد و به اطراف خود نگاه کنيد که در کنار لانه هاى گرگ منزل گرفته ايد. برخيزيد که اينجا جاى خواب نيست! و نيز فرياد کشيم سريعا قيام کنيد که جهان ايمن از صياد نيست! امريکا و شوروى در کمين نشسته اند، و تا نابودى کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.
39- راستى اگر بسيج جهانى مسلمين تشکيل شده بود، کسى جرات اينهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلم - داشت? امروز يکى از افتخارات بزرگ ملت ما اين است که در برابر بزرگترين نمايش قدرت و آرايش ناوهاى جنگى امريکا و اروپا در خليج فارس صفآرايى نمود.
40- نکته مهمى که همه ما بايد به آن توجه کنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است که دشمنان ما و جهانخواران تا کى و تا کجا ما را تحمل مى کنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمى شناسند. به گفته قرآن کريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمى دارند مگر اينکه شما را از دينتان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريکا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مکتبى مان را لکه دار نمايند.
41- بعضى مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و کينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزيهاى بيمورد و اعتراضهاى کودکانه مى گويند جمهورى اسلامى سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و ايادىشان افتاده است! که چه خوب است «به » اين سؤال پاسخ داده شود که ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ايران، در چه زمانى نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بى اعتبار شده اند!
42- نبايد از اين مسئله غفلت كنيم كه امروز روز آماده باش همه دشمنان اسلام است، روز بيدارباش همه جهانخواران است. آن روزي كه استعمار شرق و غرب مسلمانان را خواب كرده بود و بر مركب مراد سوار بود. از خطر بزرگ و بالقوه اي به نام اسلام و قرآن سخن مي گفت. و اما امروز كه شوروي و آمريكا به دنبال انقلاب مقدس اسلامي ايران صدها ضربه سياسي، نظامي و فرهنگي خورده اند و در همه جاي عالم خطر اسلام عليه منافع حياتي شان به صدا درآمده است، بايد با دقت تمام كيد و فريب استكبار شرق و غرب را شناخت و خنثي كرد. ملت هاي مسلمان بايد اصل را بر دشمني و فريب ابرقدرت ها با خود بگذارند.
43- اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامى و انقلابى خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين - عليهم السلام - را با دستهاى خود ويران نمايد، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان يک ملت ضعيف و فقير و بى فرهنگ به رسميت بشناسند، ولى در همان حدى که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف، آنها ولى و قيم باشند ما جيره خوار و حافظ منافع آنها.
44- ما بايد خود را آماده کنيم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامى - انسانى با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکيل شود، و آقايى و سرورى محرومين و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود.
45- من به صراحت اعلام مى کنم که جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى کند. و دليلى هم ندارد که مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوى جاه طلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد. ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى کنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم.
46- ما اعلام مى کنيم که جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ايران به عنوان يک دژ نظامى و آسيبناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روشهاى مبارزه عليه نظامهاى کفر و شرک آشنا مى سازد
47- خدا مى داند که راه و رسم شهادت کور شدنى نيست، و اين ملتها و آيندگان هستند که به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود و همين تربت پاک شهيدان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود.
48- خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در اين قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهايى که اين گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، اين دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن
49- آنهايى که در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تکليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگى کرده اند که حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند کشيد.
50- من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد و نگذاريد پيشکسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.
51- چه بسا آنهايى که تا ديروز در برابر اين نظام جبهه گيرى کرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حکومت جمهورى اسلامى ايران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند، امروز نيز با همان هدف سخنان فريبنده ديگرى را مطرح نمايند، و جيره خواران استکبار، همانها که تا ديروز در زير نقاب دروغين صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند و مليگراهاى بى فرهنگ براى از بين بردن خون شهداى عزيز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبليغات مسموم خويش را آغاز نمايند
52- خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تکيه گاه ما تويى ، و ما تنهاى تنهاييم و غير از تو کسى را نمى شناسيم و غير از تو نخواسته ايم که کسى را بشناسيم. ما را يارى کن، که تو بهترين يارى کنندگانى.
53- فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نيستيد که از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد. مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم که شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست، مگر براى اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولى تحمل کنيد که خدا با صابران است.بغض و کينه انقلابى تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد، و بدانيد که پيروزى از آن شماست.

54- کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمى دانيم ولى هيهات که خادمان اسلام به ملت خود خيانت کنند .
55- که اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستيمان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمى کنيم.
56- فرهنگ دانشگاهها و مراکز غيرحوزه اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد
57- فرهنگ دانشگاهها و مراکز غيرحوزه اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد
58- آن چيزى که روحانيون هرگز نبايد از آن عدول کنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پا برهنه هاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است
59- شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم عليه ظلم و بيداد و تحجر و واپس گرايي قيام كردند و فكر اسلام ناب محمدي را جايگزين تفكر اسلام سلطنتي، اسلام سرمايه داري، اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكايي كردند
60- فرزندان عزيز جهادي ام، به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد به استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي -صلي الله عليه و آله و سلم است. اسلامي كه غرب و در رأس آن آمريكاي خونخوار و شرق در رأس آن شوروي جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. اسلامي كه پرچمداران پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بوده اند و دشمنان حقيقي آن زراندوزان حيله گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بي هنرند.
61- مگر بيش از اين است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مىخوريم و نابود مى شويم؟ مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفى مى كنند؟ مگر بيش از اين است كه با نفوذ ايادى قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمين را پايكوب مى كنند؟ مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه هاى دار مى روند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللّه در جهان به اسارت گرفته مى شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه اسلامى خود عمل كنيم.
62- راستي مگر ما فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است.
63- جناب آقاي گورباچف! براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزههاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد، چرا كه ماركسيسم جوابگوي هيچ نيازي از نيازهاي واقعي انسان نيست، چرا كه مكتبي است مادي، و با ماديت نمي توان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت، كه اساسي ترين درد جامعه بشري در غرب و شرق است، به در آورد.
64- ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و هميشه خود را در سرنوشت آنان شريك ميدانيم. فرياد برائت ما از مشركان و كافران، فرياد از ستم ستمگران و فرياد امتى است كه جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در راس آنان امريكا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايه اش به غارت رفته است
65- فرياد برائت ما، فرياد امتى است كه همه كفر و استكبار به مرگ او در كمين نشسته اند و همه تيرها و كمانها و نيزه ها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفته اند و هيهات كه امت محمد (ص) و سيراب شدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند
66- هيهات كه خمينى، در برابر تجاوز ديوسيرتان و مشركان و كافران به حريم قرآن كريم و عترت رسول خدا و امت محمد (ص) و پيروان ابراهيم حنيف ساكت و آرام بماند و يا نظاره گر صحنه هاى ذلت و حقارت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خويش را براى اداى واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.
67- قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شركت و بتپرستى است ادامه مى دهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه هاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مى نمايند سلب خواهد كرد.
68- پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا مملكت شما آسيب نبيند.
متن كوتاه شده اين يادداشت انقلابي و افشاگرانه بدين شرح است:
رسانه هاى دنيا هفته گذشته از امضاى يك طرح سرى از سوى رئيس جمهور آمريكا خبر دادند كه بر اساس آن رژيم واشنگتن وارد مرحله جديدى از بى ثبات كردن وضعيت اجتماعى واقتصادى ايران مى شود. در اين طرح به صراحت از ضرورت اخلال در نظام پولى و مالى ايران به عنوان يكى از راهكارهاى «براندازى نرم» ياد شده است.

حدود ۵ سال پيش كه برخى مطبوعات با ارائه اسناد معتبر، نحوه اجرايى شدن طرح هاى ضد ايرانى كاخ سفيد را از طريق مزدوران داخلى اش برملا كردند، اين نكته كاملاً روشن شد كه حاكمان ايالات متحده آمريكادر طرح هاى براندازانه ، همواره روى عناصر وابسته به خود در عرصه هاى سياسى و مطبوعاتى كشور سوژه، به عنوان مهم ترين پايگاه و ابزار كار خود حساب باز مى كنند.
در طول سال هاى بين ۸۴-،۷۵ صحنه سياسى ـ مطبوعاتى ايران شاهد فعاليت آشكار عناصر تحريك يا اغوا شده به نفع مقاصد ضد ايرانى نظام سلطه بود كه متأسفانه زير نام هاى آزادى بيان، جامعه چندصدايى و تحمل مخالف، حتى از حمايت مادى و تبليغاتى مقام هاى دولتى نيز برخوردار بودند و اگر مجاهدت و مقاومت آگاهانه نيروهاى مؤمن و انقلابى در عرصه هاى سياسى و مطبوعاتى و قضايى نبود، شايد طرح براندازى نرم واشنگتن به مرحله كاميابى هم رسيده بود.
اكنون كه تجربه تلخ دوران موسوم به اصلاحات پيش روى ماست، نمى توان از كنار خبر «امضاى طرح سرى بى ثبات كردن اوضاع ايران از سوى بوش» به سادگى گذشت، بلكه ناخودآگاه اين واقعيت در ذهن برجسته مى شود كه صدها كاخ سفيد و پنتاگون هم نخواهند توانست بدون كمك عوامل محلى به اهداف خود در كشور موردنظر برسند. بنابراين در طراحى سازوكارهاى تدافعى يا تهاجمى عليه موج جديد پروژه براندازى، پيش از هر چيز، شناسايى پايگاه هاى احتمالى دشمن در داخل و جست وجوى راه هاى مهار هر يك از اين پايگاه ها، متناسب با ساختار، هويت و مأموريت شان ضرورت دارد.
جمهورى اسلامى ايران با پشتوانه اعتقادى و مردمى خود همواره در برابر ترفندهاى پيچيده و تهاجمات سهمگين بدخواهان خود، چون كوه استوار مانده و متجاوزان را در پس هر يك از عمليات هاى سخت و نرم شان پشيمان كرده است اما اين بدان معنا نيست كه سمپاشى مستمر عليه باورهاى مكتبى و عقده گشايى عناصر بدخواه عليه آموزه هاى ارزشى و نظام دينى تحمل شود.
كسانى كه هرگونه نقد غيرمستقيم و محرمانه نسبت به خود را به عدم درك پيام دوم خرداد و واپسگرايى نسبت داده و كمترين انتقاد را با موجى از تهديد و فشار و تفرعن پاسخ مى دادند، امروز به گونه اى بى سابقه، رئيس جمهور مكتبى و منتخب مردم را با انواع تعابير زشت مورد خطاب قرار داده و گويا براى جبران خسارات مادى ناشى از عدالت گرايى دولت نهم، خود را مجاز به هرگونه پرده درى و فحاشى عليه شخصيت دوم مملكت مى دانند.
اگر «بى ثبات كردن وضعيت ايران» مستلزم «بى ثبات نشان دادن وضعيت» و «تحقير روحيه استقلال طلبى، دين محورى و انقلابى» باشد، شبه گروه هايى كه اكنون به نام نقد عملكرد و برنامه دولت نهم، در واقع كمر به نفى رويكرد عدالت گرا، دينمدار و مردم محور بسته اند، خواسته يا ناخواسته با جورج بوش در امضاى دستورالعمل حمله به ثبات ايران شريكند، زيرا در ساختار و سازمان فكرى ايرانيان، نفى و حذف هر يك از آموزه هاى مذكور عامل دلواپسى و واكنش منفى خواهد شد. از اين رو منتقدانى كه با دغدغه حفاظت از حريم اين باورها وارد صحنه نقد مى شوند، همواره در قامت يك دوست ديده شده اند و بازشناسى آنها از بى دردها و غائله آفرين ها آسان است.
همه شواهد نشان مى دهد كه «دوستان خوب آمريكا»، از چشم انداختن دولت مكتبى احمدى نژاد را در نزد ملت ايران در صدر دستور كار خود قرار داده اند.
هيچ دلم نميخواست كه به اين تلخي و چنين شكننده اين رويداد مهم روايت شود... اخبار و عكسهاي ما از گفتوگوي چهار ساعته هيچ كدام ديدهها و شنيدههاي ما نبود و تصوير اين گفتگو را ديگران در ذهنهايمان ساختند...
سخت بود چون ما قرار نبود در اين گفتگوها در جايگاه متهم قرار گيريم بلكه قرار بود به آمريكا تفهيم اتهام كنيم اما اظهارات نماينده آمريكا نشان ميداد ما در جايگاه متهم بوديم و از ديد آنها آنقدر اتهاماتمان آشكار است كه حتي نيازي به ارايه سند و مدرك هم ندارند!
شكننده بود چون اخبار نشان ميداد ما هنوز هم در جايگاه ميش بوديم و آنها گرگ! چون حتي تصاوير جلسه هم از ما نبود، چون حتي بعد از پايان جلسه ديپلمات آمريكايي در كنفرانسي خبري هر چه ميخواهد عليه ما ميگويد و سفير ايران متن سخنانش را منتشر ميكند...
تلخ بود چون آنها ما را هميشه در جايگاه متهم قرار داده بودند و اينگونه به جهانيان القا كردند كه براي ما احضاريهاي مكتوب فرستاده و ما را به دادگاه فراخوانده بودند و ما هم پذيرفته بوديم ...
شايد در اين روزها و روزهاي آينده بشنويم كه آنچه آنها روايت كردند درست نبود و ما هم در جلسه اين را گفتيم و آن را گفتيم! ديگر مهم نيست كه در اين جلسه چهار ساعته كه به قول نماينده عراق صميمانه! دوستانه ! و پر از تفاهم! بوده چه گذشته ...
مهم نيست كه ما به آنها چه گفتيم و آيا به يادشان آورديم كه چه جنايتهايي كرده و ميكنند؟ ديگر مهم نيست كه گفتيم يا نگفتيم كه ديپلماتهاي ما هنوز هم در بندشان هستند... مهم اين است كه روايتگر اين داستان ما نبوديم و هر چه خواستند از اين روز مهم ساختند و با رسانه هاي اختاپوسي خود به گستردگي تمام، به دنيا القا كردند ...
به عنوان يك ايراني، يك مسلمان و يك فرزند نسل سومي حضرت روح الله احساس خيلي بدي دارم ... حس تلخي كه حتي نميتوانم روايتش كنم و كسي نيست كه بازخواستش كنم ...
خدايا، ذلت را براي فرزندان معنوي حضرت روح الله مپسند ...
* ( اين مطلبي است كه همسرم در وبلاگش نوشت و با اندكي تغيير من نيز آن را در اينجا منتشر كردم. چون حرف دل بود و به حق .../ شايد وقتي حالم بهتر شد، مفصلتر در اين رابطه نوشتم)
رئيسجمهور گفت: "فتنه جديدي در منطقه در حال شكلگيري است كه بايد دولتهاي منطقه نسبت به اين موضوع هوشيار باشند. رژيم صهيونيستي و حاميان آن به تصور نجات از وضعيت ذلتبار كنوني نقشه جديدي را مطرح كردند و مجموعه اطلاعات و بررسيها نشان ميدهد آنها علاوه بر سركوب ملت فلسطين قصد دارند در لبنان آشوب و تفرقه ايجاد كنند."

احمدينژاد تأكيد كرد: "طبق اخبار ما، آنها ميخواهند در تابستان يك بار ديگر لشگركشي كرده و عقده شكست سال گذشته خود را جبران كنند و من به اين رژيم هشدار ميدهم هوشيار باشند و بدانند امسال مانند سال گذشته نيست."
در عين حال رئيس جمهوري اسلامي ايران با تأكيد بر لزوم هوشياري و آگاهي مردم و احزاب لبنان در كنار مسئولان اين كشور به رژيم صهيونيستي هشدار داد: "اگر دست از پا خطا كرده و به يك كشور اسلامي ديگر يا لبنان تجاوز كنيد، دست قدرت ملتها ريشه شما را از منطقه برخواهد كند."
اين سخنان در حالي از سوي رئيسجمهور ايران مطرح شد كه پس از موج جديد بيداري اسلامي به رهبري ايران به عنوان امالقراي جهان اسلام در كشورهاي مختلف منطقه، توطئههاي جديدي از سوي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا در كشورهاي مختلف به مرحله اجرا درآمده و روند مقابله و خنثيسازي اين توطئهها پس از شكست سال گذشته رژيم صهيونيستي از حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و ارائه گزارش اعترافآميز كميته صهيونيستي "وينوگراد" كه در آن بيش از 100 بار به "شكست اسرائيل از حزبالله" اذعان شده بود، ابعاد مهمتري به خود گرفته است.
مجموعه تحولات در نوار غزه و فلسطين اشغالي نيز در هفتههاي گذشته نشان از تحركات گسترده از سوي رژيم صهيونيستي با حمايت آمريكا براي نابودي كامل جنبشهاي اسلامي خصوصاً حماس در فلسطين دارد.
اما اخبار رسيده طي 24 ساعت گذشته از مردم و بازتاب اظهارات اخير احمدينژاد در رسانههاي كشورهاي مختلف اسلامي نشان مي دهد كه هشدار جدي رئيسجمهوري ايران اسلامي نسبت به توطئه جديد صهيونيستها و آمريكا، موجب ايجاد روحيه در ميان ملتهاي اسلامي خصوصاً در لبنان، سوريه و فلسطين اشغالي شده است بهگونهاي كه خبر اين هشدار، بيشترين بازتاب را در رسانههاي لبناني داشته است. همچنين برخي رسانهها نيز با بازتاب گسترده سخنان محمود احمدينژاد، اذعان مي كنند كه رژيم صهيونيستي به دنبال گرفتن انتقام شكست سال گذشته خود از حزبالله است و در عين حال استكبار جهاني اين توطئه را در راستاي وارد كردن ضربههاي كاري به اقتدار انقلابي ايران اسلامي در منطقه نيز موثر ميداند و به همين جهت، به صورت علنيتر وارد عرصه شده؛ ارسال 9 محموله مهمات به فرودگاه بيروت از سوي آمريكا - كه تصاوير آن به صورت مستقيم از شبكه المنار لبنان نيز پخش شد- از نمونههاي بارز همين مسأله است.
هشدار 5 خرداد رئيسجمهوري به رژيم صهيونيستي از ابعاد ديگري نيز بسيار حائز اهميت است چرا كه احمدينژاد با تكيه بر اطلاعات دقيق نظامي و استراتژيك اين سخنان را بيان كرده است و به همين جهت نيز آشكار شدن نقشه شوم حمله احتمالي رژيم صهيونيستي در تابستان آينده، اكنون معادلات صهيونيستي- آمريكايي به هم ريخته است.
پيش از اين نيز ايران توانايي اطلاعاتي خود را در جريانات خاورميانه به رخ سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و رژيم صهيونيستي كشيده بود.
حدود 2 ماه پيش در 11 فروردين 86 سرلشكر فيروزآبادي براي اولين بار سخنان مهمي درباره اجراي يك طرح انتحاري از سوي رژيم صهيونيستي عنوان كرد كه در آن مقطع چندان بارتاب نيافت اما با سخنان 5 خرداد رئيسجمهوري، اين مسأله بهوضوح عيان شد كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي به عنوان امالقراي جهان اسلام، همه تحركات دشمنان را به صورت دقيق تحت نظر دارند.
رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح، يازدهم فروردين ماه سال جاري گفته بود: "صهيونيستها و رژيم غاصب سرزمينهاي فلسطين ميخواهند يك طرح انتحاري در تابستان آينده به اجرا بگذارند. اين طرح انتحاري صهيونيستها و نومحافظهكاران آمريكايي كه از مركزيت سرزمينهاي فلسطين اشغالي به اجرا در خواهد آمد به نفع هيچ كس در جهان نيست."
وي ادامه داد: "اول هشدار ميدهم به رهبران عزيز و برادران اسلامي در كشورهاي همسايه سرزمينهاي اشغالي، آنها در خطر تهديد جدي اين حمله انتحاري صهيونيستها هستند. اول كشورهاي لبنان و سوريه و پس از آن مصر، اردن و عربستانسعودي هيچكس در امان نميماند."
فيروزآبادي هشدار داده بود: "صهيونيستها و نومحافظهكاران با طرح يك عمليات انتحاري در منطقه ميخواهند دلايل باقيماندن آمريكا در منطقه را موجه كنند. به گفته وي آمريكاييها زيان ميبينند غربيها زيان ميكنند و كشورهاي اسلامي در خطرند. برادران عربي در منطقه، جبهه خود را در برابر اسرائيل و دفاع از ملت فلسطين منسجم كنند و تصميمات خود را بگيرند وگرنه فردا دير است."
با توجه به آنچه گفته شد، ايران به عنوان امالقراي جهان اسلام، بايد بيش از همه كشورهاي اسلامي براي مقابله با توطئه هاي جديد استكبار و صهيونيسم آمادگي كامل داشته باشد.
بعد از این كه مقامات مذاكره كننده جدید در مذاكره خود احساس كردند طرفهای مذاكره از تصمیمات و پیشنهادات مقامات ایرانی مطلع هستند، موسویان بیشتر تحت نظر قرار گرفت و سرانجام وزارت اطلاعات به این نتیجه رسید كه منفذ اطلاعاتی، حسين موسویان است. وي ارديبهشت ماه سال 86 توسط وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي دستگیر شد.

* موسویان اطلاعاتی از مسائل مختلف كشور بویژه مسایل هسته ای كشور را در اختیار سفارت انگلیس و ژاپن قرار داده است.
* موسويان مدت ها با عوامل اطلاعاتي سرويس هاي انگليس و ژاپن در تماس بوده و حتي صداي او در برخي مذاكرات تلفني نيز ضبط شده است. به طور مثال موسويان در يكي از همين مذاكرات تلفني به طرف خارجي مي گويد با پشتيباني شما مجلس هشتم را فتح خواهيم كرد!
* از منزل موسويان 86 سند به كلي سري و 51 سند سري و محرمانه نظام به دست آمده است.
* برخي اسناد مربوط به دوره قبلي وزارت اطلاعات توسط موسويان به انگليسي ها داده شده است. وي در قبال اين خدمات، ويزاي 5 ساله انگليس را گرفته است.
*موسويان در يك مذاكره پنهاني به طرف انگليسي يادآور شده كه دولت هزينه مركز تحقيقات استراتژيك را كاهش داده و لذا لازم است انگليسي ها در اين باره كمك هايي به مركز نمايند. كه در ازاي اين درخواست طرف انگليسي هزينه برگزاري چند كنفرانس در داخل و خارج كشور را پرداخت كرده است.
حسين موسويان خائن به انقلاب و ملت است.
ظاهرا خاتمي شعار "آزادي" و "درود بر مخالف من" را فراموش كرده بود.

البته كم كم معلوم شد كه ادعاهاي آنان چيزي فراتر از شعار نبود و اكثر قريب به اتفاق شعارهاي دوم خردادي ها به هدفي اختصاص داشت، تحت عنوان كاسبي هر چه بيشتر از قدرت.
حالا هم كه ۱۰ سال از سالمرگ شعارهاي بي حاصل دوم خرداد ميگذرد، چند وقت است كه مدعيان اصلاحات ديگر از شعارهاي آزادي و توسعه و پلوراليسم و اينجور چيزها حرفي نمي زنند. بلكه درباره اقتصاد و معيشت مردم و رفاه جامعه و غيره شعار مي دهند.
همينها بودند كه در طول حاكميت دولت محمد خاتمي، هر وقت بحث معيشت مردم مطرح مي شد ملت را مسخره مي كردند و آنها را «لشگر قابلمه به دست» مي ناميدند و با كمال بي ادبي مي گفتند «اگر مرگ موش هم تقسيم كنند مردم براي گرفتن آن صف مي كشند».
اكنون ديگر قبول دروغ هاي شاخ دار دوم خردادي ها بسيار دشوار است و فقط مي توان دهمين سالمرگ دوم خرداد را گرامي داشت و قطعا حجت الاسلام خاتمي هم مي تواند روضه خوان خوبي براي آن باشد.