تبليغاتX
خبرنگار مسلمان
صفحه بدون سانسور خبرنگار مسلمان
فرزندان معنوي حضرت روح الله و دلسوزان واقعي انقلاب اسلامي در روزهای گذشته پس از موافقت دولت با پیشنهاد امریکا مبنی بر مذاکره، با چشماني نگران به تحولات مي نگریستند اما سخنان روز چهارشنبه رهبر حکیم انقلاب در مشهد، فصل الخطاب بود.

این سخنان،دو طیف مهم را مورد اشاره مستقیم خود قرار دادند. یک طیف کسانی بودند که با دستمایه قرار دادن موافقت دولت نهم با مذاکره آمریکا، می گفتند دولت نهم از ارزشهای انقلاب و امام راحل دور شده است و دومین طیف کسانی بودند که از شنیدن مذاکره با آمریکا ابراز خوشحالی می کردند.

رهبر حکیم انقلاب 

اما مهمترین نکته این بیانات مهم، اعتماد رهبر انقلاب به رئیس جمهور و دولت نهم و تایید راهی است که این دولت در موضوع چند روز اخیر یعنی مذاکره با آمریکا در پیش گرفته است.

از نوع حمایت و لحن سخنان و شفافیت جملات رهبری در سخنرانی اخیر و همچنین جملات گذشته ایشان درباره سیاست خارجی دولت نهم، به وضوح می توان به این اصل یقین پیدا کرد که احمدی نژاد را در عرصه دفاع از آرمانهای انقلاب و امام خمینی (ره) نمی توان با هیچ کدام از روسای قبلی دولت در طول سال های بعد از جنگ تحمیلی مقایسه کرد.

اگر در سالهای پیش از روی کار آمدن دولت اسلامی در سوم تیر ۸۴ ، برخی ها در دولت اصلاحات یا سازندگی به دنبال برقراری ارتباط پنهانی یا فشارهای مزورانه برای مذاکره و ارتباط با آمریکا بدور از چشم رهبری بودند، دولت اسلامی هرگز اینگونه نیست، بلکه سیاست خارجی احمدی نژاد و دولتش همواره هم جهت و حتی در موارد مهم مورد نظارت خاص رهبر انقلاب بوده و همین امر نیز دلیل سخنان شفاف رهبری در مقاطع مختلف در حمایت از سیاست خارجی این دولت بوده است.  

شاهد مثال برقراری ارتباط پنهانی یا فشارهای مزورانه برای مذاکره و ارتباط با آمریکا بدور از چشم رهبری در دولتهای گذشته، جمله ای است که ایشان ۲۱ آبان ۸۵ در جمع مردم سبزوار بیان داشتند. ایشان فرمودند:

"چند سال قبل از اين، عده‏اى از سياسيون امريكايى به طور محرمانه و مخفيانه - ما مطلع نشديم، بعد كه برگشتند مطلع شديم - به ايران آمده بودند و با بعضى از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست كرده بودند؛ وقتى رفتند گفتند در ايران كسانى هستند كه منتظر يك اشاره‏ى ما هستند تا عليه نظام شليك كنند"

این دلیل و دهها دلیل روشن دیگر - که در اینجا مجال طرح آن اقدامات خائنانه نیست - ثابت می کند که برای نشستن مقتدارنه بر میز گفتگو با آمریکا آنهم برای تفهیم اتهام به شیطان، به دولتمردان گذشته به هیچ وجه نمی شد اطمینان کرد، اما احمدی نژاد و دستگاه دیپلماسی اش از آن زمره نیستند بلکه عزت و سازش ناپذیری جزء لاینفک سیاست خارجی دولت نهم است.

به همین علت نیز رهبر انقلاب این مسئولیت مهم را بعد از ۲۸ سال، بر دوش دولت نهم گذاشته اند تا در عراق به مصاف آمریکایی ها بروند و آنان را تفهیم اتهام کرده و اتمام حجت کنند.

بخشی از سخنان اخیر رهبری در مشهد که دیروز (چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۶) درباره موضوع مذاکره با آمریکا مطرح شد، بدین شرح است :

"حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به آماج سنگين دشمني‌ها با ارزش‌هاي امام و انقلاب در طول 27 سال گذشته فرمودند: عليرغم همه اين دشمني‌ها، امروز ارزش‌هاي انقلاب و امام راحل (ره) سخن اول و حرف رايج در جامعه است و دولت نيز صريحاً و علناً به اين ارزش‌ها افتخار مي‌كند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي علت خوشحالي برخي محافل داخلي از طرح بحث مذاكره با آمريكا را به دليل تصور آنها مبني بر فاصله گرفتن از ارزش‌هاي امام خميني (ره) و انقلاب دانستند و تصريح كردند: كساني كه تصور مي‌كنند جمهوري اسلامي ايران سياست مستحكم، منطقي و صد در صد قابل دفاع خود را در نفي مذاكره و ارتباط با آمريكا، تغيير مي‌دهد، سخت در اشتباه هستند.

ايشان افزودند: چگونه مي‌توان با دولت مستكبر، زورگو، توسعه طلب و استثمارگر آمريكا آن هم در دوره دولتمردان گستاخ، بي‌ادب و مدعي فعلي گفت و گو كرد.

رهبر حکیم انقلاب با اشاره به بحث هاي مربوط به مذاكره نمايندگان ايران و امريكا در خصوص عراق خاطرنشان كردند: به دليل اين كه آمريكا به عنوان دولت اشغالگر به وظايف خود در برقراري امنيت در عراق عمل نمي‌كند و دست دولت اين كشور را بسته و براي سرنگوني آن، تلاش و از تروريست‌ها نيز حمايت مي‌كند، وزارت امور خارجه به درخواست دولت عراق تصميم گرفت در يك گفت و گوي رو در رو با امريكايي‌ها، مسئوليت و وظايف آنان را در قبال امنيت عراق يادآوري و با آنها اتمام حجت كند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: اين گفت و گو در واقع همان گفت و گويي است كه قرار بود اوايل سال گذشته انجام شود، ولي آمريكايي‌ها بد ادايي كردند، اما اين بار براي اين گفت و گو درخواست كتبي داده‌اند.

ایشان خاطرنشان كردند: امريكايي‌ها مي‌گويند به غير از موضوع عراق، در مورد مسئله ديگري مذاكره نخواهد شد، اما ما به آنها مي‌گوييم حتي موضوع عراق هم به شما ربطي ندارد و گفت و گو فقط در مورد وظيفه اشغالگران در قبال امنيت عراق است.

مقام معظم رهبری تصريح كردند: سياست جمهوري اسلامي ايران در عدم مذاكره و ارتباط با آمريكا تا هنگامي كه سياست‌هاي اين دولت استكباري تغيير نكند، به قوت خود باقي است."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/27ساعت 2:44  توسط حامد طالبي  | 

من در هر حال همواره با مذاكره ايران و آمريكا در هر زمينه اي مخالف بوده ام و اكنون هم كه دولت نهم مذاكره با امريكا را پذيرفته است، باز هم با مذاكره ايران و آمريكا مخالفم و دعا مي كنم و تلاش مي كنم كه هيچ وقت اين مذاكره انجام نشود.

در اين ميان كه اين روزها موضوع مذاكره با امريكا در محافل خبري و ديپلماتيك داغ شده است، فرزندان معنوي حضرت روح الله و دلسوزان واقعي انقلاب اسلامي با چشماني نگران به تحولات مي نگرند.

مرگ بر آمريكا / down with usa

نكته مهم و كليدي در اين جمله حضرت روح الله(روحي فداه) است نهفته است كه فرموده بودند : "رابطه آمريكا و ايران مثل رابطه گرگ و ميش است"

حال اگر روزي اين رابطه معكوس شد؛ يعني ايران در موضع قدرت و آمريكا در موضع ضعف قرار داشت، چه بايد كرد؟

چند شب پيش در شبكه فاكس نيوز آمريكا برنامه اي پخش شد كه در آن يك مامور امنيتي سابق سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) با ابراز تاسف از علاقه رايس به مذاكره با ايران، گفت: "نبايد با ايران جنگيد اما مذاكره هم نبايد كرد."

وي در پاسخ به اين سوال كه آمريكا و ايران براي مذاكره درباره عراق آماده اند، تاكيد كرد:" آيا گفتگو با ايران در شرايطي كه نيروهاي آمريكايي را در عراق مي كشد صحيح است؟! ايران در صدد است به سلطه در منطقه خاور ميانه برسد. ايران هم اكنون به واسطه حضور حزب الله، لبنان را در كنترل خود دارد. ايران از طريق حماس فلسطين را در كنترل خود دارد. ايران نيروهاي آمريكايي را هرروز در عراق مي كشد. اين وضع كنوني است كه اصلا مطلوب نيست."

مجري فاكس نيوز نيز در اين برنامه تاكيد كرد: "ممكن است در شرايط كنوني اين نگرش به وجود بيايد كه آمريكا در برابر ايران كرنش و سازش مي كند و تسليم خواسته هاي ايران براي گفتگوي دوجانبه شده است."

و هنوز اين سوال مهم بي پاسخ مانده كه آيا رابطه و مذاكره ايران و آمريكا هنوز هم رابطه گرگ و ميش است؟!

فارغ از پاسخ به اين سوال نكته اي مهم دغدغه دلسوزان واقعي انقلاب اسلامي و نهضت جهاني اسلام است. ما مي گوئيم آمريكا مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد.

مقاومت جمهوري اسلامي ايران در برابر زورگويي هاي آمريكا در 28 سال گذشته موجب شد تا ايران به پرچمدار مبارزه با نظام سلطه جهاني تبديل شود و به عنوان يك الگوي موفق و كارآمد پيش روي نهضت هاي آزادي خواه و استقلال طلب اسلامي قرار گيرد تا جايي كه اين نهضت ها ريشه خود را برآمده از انقلاب اسلامي مي دانند.

قطعا آمريكايي ها قصد دارند از طريق مذاكره با ايران اين الگو را بشكنند يعني مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهند و از انجام و حتي شروع مذاكره قصد دارند توهم اين اقدامات را به نهضت هاي جهان اسلام القا كنند كه اگر جمهوري اسلامي ايران خاستگاه و عقبه استراتژيك و ايدئولوژيك شماست، اين ريشه و عقبه هم نهايتاً بعد از 28 سال مقاومت چاره اي جز نشستن در كنار آمريكا و مذاكره با آمريكا نديده است.

پس ما هنوز هم مخالف مذاكره با شيطان بزرگ هستيم و به اين جمله حضرت روح الله پايبنديم كه فرمود : "راهي جز مبارزه باقي نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت ها خصوصا آمريكا را شكست و الزاما يكي از اين دو راه را انتخاب نمود؛ يا شهادت يا پيروزي؛ كه در مكتب ما هر دوي آنها پيروزي است".

مرگ بر آمريكا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/25ساعت 0:16  توسط حامد طالبي  | 

در شهرستان زرین دشت(حاجی آباد) استان فارس یک بیمارستان نیمه کاره وجود دارد كه می تواند بیانگر کل تاریخ ۱۸ سال گذشته ایران باشد.

شهرستان حاجي آباد يا زرين دشت استان فارس 70 هزار نفر جمعيت دارد. اين شهرستان كه شامل 3 بخش و دهها دهستان ميشود، 2 درصد كل گندم ايران را توليد مي كند و در 300 كيلومتري شيراز واقع است.

اين شهرستان درمانگاه ندارد، بيمارستان هم ندارد، فقط يك مركز درمان دارد كه متعلق به سال ۱۳۴۵ است و تنها دو تختخواب دارد ! و سه پزشك عمومي كه در خانه شان مطب زده اند.

مردم براي درمان بايد 40 كيلومتر تا داراب بروند و در 40 سال گذشته صدها نفر  به خاطر اين معضل، درگذشته اند.

دولت هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۹ در این شهرستان کلنگ ساخت يك بيمارستان 32 تخت خوابي را زد و در سال ۱۳۷۵ نیز دوباره همانجا كلنگ زده اند و با تخصيص اعتبار، كار ساخت بيمارستان در اين منطقه محروم  8 درصد پيشرفت فيزيكي پيدا كرد. يعني به عبارت دقيق تر تنها  6 عدد ستون برپا شد!

در دوران دولت اصلاحات هيچ كس يادي از اين بيمارستان نكرد به گونه اي كه مردم محلي به اين ستونها مي گفتند تخت جمشيد!

تنها چند ماه بعد از روي كار آمدن دولت نهم، این دولت در اواخر سال 84 با تخصيص اعتباري در متمم بودجه يعني يك ميليارد تومان، دوباره کار را آغاز کرد و  تا ابتداي سال 86، ساخت بيمارستان برای این شهرستان محروم 80 درصد پيشرفت فيزيكي پیدا کرد.

در جلسه استاني هيات دولت در شيراز که فروردین ماه سال جاری انجام شد، مقرر شد تا با پرداخت 400 ميليون تومان، ديگر كار اين بيمارستان تمام شود و در نيمه دوم سال 86 افتتاح شود.

اکنون این بیمارستان برای شهرستان محروم حاجی آباد در آستانه بهره برداری است؛ بيمارستاني كه ۱۶ سال بود فقط كلنگش را بر زمين مي زدند و در هنگام كلنگ زني عكس يادگاري مي انداختند، اکنون با اقدام عملي دولت نهم در طول چند ماه آماده بهره برداري شد.

یقینا می توان در این بیمارستان که در طول ۱۶ سال دولتهای سازندگی و اصلاحات نیمه کاره مانده بود، تاریخ ایران را دید.

اما امید دوباره زنده شده است چرا که "اکنون همه ایران دیده می شود" .

اين مطلب را چند وقت پيش حسن روزي طلب در وبلاگ يادنامه منتشر كرده بود كه با توجه به اهميت موضوع، آن را در اينجا با كمي تغييرات تكرار كردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 0:24  توسط حامد طالبي  | 

دشمنان نظام اسلامی همواره با کمک برخی دست نشانده های خود در داخل کوشیده اند تا مانع از پیشرفت کشور و رفع  مشکلات مردم گردند. این روند همچنان نیز ادامه دارد اما با روی کار آمدن دولت اسلامی در سوم تیر 84 این توطئه ها ابعاد و شکل های تازه ای به خود گرفته است.

 در همین راستا علی الخصوص طی چند ماه گذشته، سوء استفاده از برخی مشکلات اصناف مختلف به عنوان خط جدید نفاق و حربه ای تازه برای ضربه زدن به ارکان دولت و نظام اسلامی از سوی دشمنان خارجی و هواداران نفاق در داخل در دستور کار قرار گرفت.

اگر به دقت به سخنان مقام معظم رهبری طی نزدیک به ۲سال گذشته بنگریم به وضوح مشخص است که رهبر حکیم انقلاب با تدبیر و روشن بینی خاص خود پرده از توطئه های دشمنان خارجی و منافقین داخلی برداشتند.

ایشان ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری در جمع هزاران نفر از کارگران سراسر کشور فرمودند :

"دشمن، وحدت و انسجام پیکره واحد و نیرومند ملت ایران را هدف گرفته است و تلاش می کند با عمده کردن خواسته های صنفی و ایجاد میدان رقابت ناسالم امتیازگیری در کشور، تمرکز و برنامه ریزی دولت را مختل کند."

چندی پیش سخنگوی دولت، جملاتی با همین مضامین در مورد خطر عمده کردن مطالبات صنفی گفته بود که به یکباره با آتش سنگین هواداران نفاق و نیش قلم های زهرآلود در داخل کشور مواجه شد که نشان از عصبانیت دشمنان قسم خورده انقلاب از شناسایی شدن نقشه شومشان داشت.

همانطور که بعد از سخنان صریح رهبری مبنی بر حمایت خاص از دولت نهم میشد حدس زد، از ابتدای سال ۸۶ منافقین هر روز بیشتر انگشت نما می شوند ...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/21ساعت 7:38  توسط حامد طالبي  | 

رسول اكرم (ص) فرمودند:در آخرالزمان نگه داشتن ايمان براي يك مومن از نگه داشتن گوي اتشين در دست هم سخت تر است . (نقل به مضمون)

خیلی وقت است که اگر بخواهی باحجاب باشی باید منتظر نگاههای تحقیر آمیز هم باشی

خیلی وقت است که اگر بخواهی از حق دفاع کنی به تو پوز خند می زنند

امسال فاطميه چه زود رسيد

خیلی وقت است که اگر بخواهی امر به معروف کنی توی سرت می زنند که این حرفها خرافات است

خیلی وقت است که اگر بخواهی نهی از منکر کنی باید تحمل نگاههای عصبی و فحشهایش را هم داشته باشی

خیلی وقت است اگر بخواهی از خدا و خوبی ها بگویی می گویند: چه ریا کاری و بی معنی

خیلی وقت است که اگر بخواهی دینت را حفظ کنی گویی آتشی بر کف دست داری

خیلی وقت است که اشکهای حضرت زهرا سلام الله علیها فراموش شده اند

خیلی وقت است آه امیرالمومنین (ع) دیگر بی معنا شده است

خیلی وقت است کسی را که بخواهد از مظلومترین فرد عالم فرزند یاس کبود بقیع بگوید خرافاتی می نامند

خیلی وقت است که جغدهای شوم شب در کمین یاس های پاک عصمتند

یاسهایی که تنها گناهشان این است که می خواهند پاک بمانند

امسال فاطميه چه زود رسيد ...

* برگرفته از يكي از كامنتهاي وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/16ساعت 15:43  توسط حامد طالبي  | 

نقاشي‌هاي دانشجويان روي ميزي در ميانه كلاس چيده شده است. استاد كنار ميز نشسته و دانشجويان گرداگردش حلقه زده‌اند. يكي دو نفر روي ميز نشسته‌اند و از پهلو نظر مي‌دهند. ديگران هم هر كدام از سمتي دستي دراز كرده‌اند و چيزي مي‌گويند.

دانشجويان فرشتگان ذهني خود را به تصوير كشيده‌اند و يكي از همه، فرشته‌اي است كه از نعمت جعد مشكين محروم است! استاد مي‌گويد: يعني چه، چرا فرشته‌ات مو ندارد؟ قشنگ نيست! و دانشجويان شروع به اظهار نظر مي‌كنند.

نورالدين زرين كلك؛ استاد هتاك به دانشجوي محجبه

يكي استاد را تاييد مي‌كند، يكي بيشتر حتي، فرشته بي‌مو را تقبيح مي‌كند و يكي از آن ميانه - دختري محجبه - لب مي‌گشايد كه: ربطي ندارد...! استاد سر بلند مي‌كند كه: " تو حرف نزن. زير روسري خودت هم حتماً مو نداري كه اينطور خود را مي‌پوشاني؟! "

اين استاد در چشم به هم زدني، دست دراز مي‌كند. لبه روسري دخترك را بالا مي‌زند و حلقه‌اي از زنجيره‌ي عصمتش را بيرون مي‌كشد كه:" آي بچه‌ها ببينيد، هاجر هم مو دارد! " 

در صداي خنده حماقت‌بار دانشجويان، آواري از تصاوير وهم انگيز بر سر هاجر خراب مي‌شود. هاجر سليمي كه اين اتفاق او را شوكه كرده بود، تا چند ساعت حالت طبيعي نداشت.

اين استاد هتاك "نورالدين زرين كلك" نام دارد كه ملقب به "پدر انيميشن ايران" شده است!

وي عضو آکادمي سلطنتي بلژيک، مفتخر به همکاري با انتشارات آمريکايي فرانکلين است. اين انتشارات که دفتر مرکزي آن در نيويورک قرار دارد بخشي از بودجه خود را از اموال کمپاني هاي صهيونيستي تأمين مي کند. فرانکلين در زمان رژيم منحوس پهلوي در تهران دفتر داشته و توانسته بود مجوزچاپ کتابهاي درسي ايران را از شاه معدوم دريافت کند تا بدين وسيله اموال ملت ايران را به آمريکا منتقل کند.

خبرگزاري هايي همچون خبرگزاري ايسنا (وابسته به جهاد دانشگاهي) و خبرگزاري مهر (وابسته به سازمان تبليغات اسلامي) و برخي مراكز هنري بارها با تصاوير و گزارش هاي خبري مختلف، مصاحبه ها و هداي هديه و برگزاري مراسم تجليل، اين استاد غربزده را مورد تعريف و تمجيد و حمايت قرار داده اند و حتي براي ۷۰ سالگي او كه ۲۰ فروردين ۸۶ بود، جشن گرفته اند!

با توجه به مسائل پيش آمده در دانشگاه ها و مستندات فراوان مبني بر نفوذ چنين اساتيد و دانشجونماهايي به دانشگاه ها و مراكز فرهنگي، ديگر زمان انقلاب فرهنگي مجدد فرا رسيده و بايد مراكز فرهنگي و دانشگاه ها را از لوث وجود عوامل ضدانقلاب پاك كرد تا فرزندانمان همچون نسل هاي اول تا سوم انقلاب، انقلابي و اسلامي باشند.

راستي؛ اين هم دو ايميل از نور الدين زرين كلك، استادنماي هتاك به دانشجوي محجبه :

 info@zarrinkelk.com  ؛ noureddin@zarrinkelk.com    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/13ساعت 17:23  توسط حامد طالبي  | 

روز گذشته (۱۰ ارديبهشت) چهار نشريه متعلق به طيف افراطي دفتر تحكيم وحدت همزمان مطالب توهين آميزي را درباره حضرت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) منتشر كردند.

اين طيف كه به عنوان پياده نظام و شاخه دانشجويي براندازان عمل مي‌كنند، با انتشار نشرياتي چون «سحر»،‌ «سرخط»، ‌«آتيه»، ‌«ترديد»، «ريوار»، «شايد فردا»، «كيان»، «آغاز»، «راديكال»،«خط صفر»، «داروگ»، «ايران نو»، «جرس»، «خبرنامه انجمن اسلامي دانشجويان» و... پيشتر با نگارش و تدارك مقالات و كاريكاتورهاي موهني عليه مسوولان عالي كشور دست‌آورد نهايي خود را مقدمه چيني كرده بودند، اما گويا متانت بيش از حد مسوولان دانشگاه موجب شد آنان براي فتنه‌انگيزي بيشتر اهانت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع)را هم عملي كنند.

... و انقلاب زنده است

براي پرهيز از اشاعه مطالب موهن چهار نشريه‌اي كه ديروز منتشر شدند، اصل مطلب را تكرار نمي‌‌كنيم و به اشاره‌اي بسنده مي‌نماييم. در يكي از مقالات، با عنوان «فاحشه‌ها كجا هستند؟» با حمله به اقدامات اخير ناجا ادعا شده است كه ادامه اين اقدامات ورود به حريم خصوصي افراد و وارسي لباس‌هاي زير افراد خواهد بود.

نويسنده اين مقاله با نفي اساس حجاب اسلامي در ادامه آورده است: «آيا بايد به همه احكام دين در اين زمان كه متفاوت با 1400پيش است عمل كرد؟» در مطلبي ديگر با عنوان «هيچكس مقدس نيست!»به بهانه برخورد با ولايت فقيه نويسنده پار را فراتر گذاشته و با رد عصمت اهل‌بيت(ع)آورده است:«علي نه نور بود و نه آسماني و نه معصوم...علي يك انسان خطاپذير و غير معصوم بود. فراتر از آن محمد نيز چنين بود، حال تكليف ولي فقيه بسيار روشن است!»

اين مقاله در هرچهار نشريه به يك شكل ارائه شده است؛ كه همين نشان از يك حركت سازماندهي شده و مرموز در خارج از دانشگاه دارد. نشريه «سرخط» آن را همراه با طرحي منتشر كرده است كه حاكمي در رأس هرمي از طبقات انسان‌ها مستقر است.

«ريوار» نيز آن را با كاريكاتوري از يكي از مسوولان عالي رتبه نظام منتشر كرده است. «سحر» و «آتيه» نيز همين مقالات را به گونه‌اي ديگر منتشر كرده بودند.

دست اندركاران اين نشريات البته بعد از واكنش‌هاي دانشجويان اذعان كرده‌اند كه اصلاً اين شماره از نشريه را خود منتشر نكرده‌اند و افرادي ديگر با عنوان اين نشريه، چنين مطالبي را منتشر كرده‌اند كه به تحقيقات نهايي مسئولان نياز دارد.

*واكنش‌ها

روز گذشته اين واقعه با اعتراضات گسترده دانشجويان دانشگاه اميركبير مواجه شد؛ امروز نيز دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي تهران، علم و صنعت، خواجه‌نصير، امام صادق و ...تجمعي گسترده و آرام در اين دانشگاه ترتيب دادند و خواستار رسيدگي به ابعاد اين واقعه شده‌اند. آنان ضمن اعلام عزاي عمومي پلاكاردهايي همراه دارند كه بر آن مضاميني چون «مانند دانشگاه جاي اوباش نيست»، «انقلاب فرهنگي نياز امروز دانشگاه،‌ قوه قضاييه منتظر برخورد جدي هستند »، «دانشجو ساكت نمي‌نشينه»، و «آزادي انديشه با فحاشي نمي‌شه» نوشته شده ‌است.

*شبيه‌سازي 18 تير

به نظر مي‌رسد طراحان اين پروژه قصد عملياتي كردن ناآرامي‌هاي وسيعي را دارند. ناآرامي‌هايي كه مشابه كوچك‌تر آن در 18تير1378در آستانه انتخابات مجلس ششم و نيز انتخابات مجلس هفتم ايجاد شده بود تا راه را براي ورود افراطيون به مجلس هموار كنند. بديهي است كه در اين پروژه‌ها هزينه شدن اعتبار چند دانشجوي ابزاري هم براي افراطيون امري ضروري است!

در پروژه شبيه‌سازي واقعه اخير طراحان عمليات، سوداي وسعت بخشيدن آن را به ديگر بخش‌هاي جامعه دارند. اين سودا را مي‌توان از محتواي مقاله «هيچكس مقدس نيست!» هم دريافت.

در جايي از اين مقاله آمده است: «دموكراسي و آزادي بدون هزينه به دست نمي‌‌آيد و البته در هر فرصتي هم محقق نمي‌شود(!) زمان آن اكنون است و فردا بسيار دير است بايد برخاست و قداست‌هاي تصنعي(!) و مقدسات مردم‌فريب را ساقط كرد.» نويسنده اين مقاله در جاي ديگر اذعان مي‌كند: «دانشگاه در فضايي ملتهب به سر مي‌برد ظاهراً ديگر فرصتي باقي نمانده تا حاكميت دين‌زده(!)بتواند دانشجويان را منفعل سازد. اندك اندك به زمان آرزوي ديرينه خود نزديك مي‌شويم.» و بعد مي‌افزايد: «امروز تمام خرده جنبش‌هاي اجتماعي ايران(!) در كنار يكديگر و در يك صف متحد قرار گرفته‌اند جنبش دانشجويي، جنبش كارگري، جنبش معلمان، جنبش قوميت‌ها جنبش زنان و... ديگر جايي براي تعارف باقي نمانده است.»
ادبيات اين جملات آرزوي يك انقلاب مخملي را براي براندازي ابراز مي‌دارد. گويا در آستانه روز كارگر، روز معلم و در فاصله اندكي كه تا تيرماه باقي است آتش تهيه فتنه را با به خدمت گرفتن چند دانشجو در همين چهار نشريه تدارك ديده‌اند.

* مهندسي افكار عمومي

انقلاب‌هاي مخملي به پروژه‌اي از تحولات سياسي گفته مي‌شود كه از مديريت رسانه‌اي و افكار عمومي و همزمان مهندسي اجتماعي آغاز مي‌شود تا به يك مهندسي جديد سياسي و تغييرات شبه دموكراتيك در يك نظام سياسي معطوف گردد؛ نخستين بار رسانه‌هاي نزديك به غرب با مهندسي افكارعمومي در صربستان بود كه موجب به زير آمدن ميلوشويچ از مسند قدرت شدند. اين رخداد با واكنش مسكو كه حامي دولت‌هاي اروپاي شرقي بود مواجه شد؛ اما ظاهر اين تحول با يك روند شبه مردمسالارانه(دموكراتيك)رخ داده بود. بعد نوبت به گرجستان رسيد. ادوارد شواردنادزه در انتخابات پيروز شد اما نهادهاي مدني علاقه مند به غرب و رسانه‌هاي مخالف سياستمدار كهنه كار را به تقلب در انتخابات متهم كردند و برخلاف قانون اساسي گرجستان شواردنادزه ملزم شد به انتخابات مجدد تن دهد. نتيجه انتخابات با اندك تمايزي به نفع مخالفان رقم خورد.

نماد مخالفان تجمعات ضد دولتي گل‌هاي سرخ بود اما اينان اغلب با لباس نارنجي به ميدان مي آمدند و براي همين اين شيوه مديريت فضاي سياسي از مهندسي اجتماعي تا مهندسي سياسي را انقلاب گلها، انقلاب نارنجي(رنگي)يا انقلاب مخملي(نرم) توصيف كردند. البته بسترهاي وقوع انقلاب هاي رنگين در جمهوري اسلامي ايران كه سنگ بناي آن بر حضور و مشاركت يكپارچه مردم در نظام نهاده شده خيالي خام و شبيه رويايي دست نيافتني است.

* تجربه‌هاي آسيايي

طراحان پروژه بازتوليد انقلاب رنگي در ايران اين‌بار توهين صريح به مقدسات را دستمايه آغاز جنگ رواني خود كردند تا به زعم خود با اقدامات شبه انتحاري اميدوار باشند شعله‌هاي نفرت را در دانشگاه برافروزند.
از اين پس اين نوع مهندسي سياسي كه با مقدمات رسانه‌اي و مهندسي اجتماعي شكل گرفته بود در ديگر كشورهاي جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته شوروي سابق نيز آزموده شد و در اوكراين نيز به نتيجه مطلوب غرب منجر گرديد.

اوكراين دروازه ورود غرب به آسيا بود. سپس جمهوري آذربايجان، كشورهاي آسياي ميانه ، لبنان و سوريه هدف قرار گرفت. البته در كشورهاي اخير توفيق جدي حاصل نشد و به ويژه ملت لبنان و سوريه عملا به تحكيم حاكميت ملي خويش راي دادند و به اعمال مديريت غرب در امور داخلي خود پاسخ منفي دادند. چند ماه پيش بود كه غرب همين تجربه را در نپال آزمود. هدف از اعمال فشار بر پادشاهي اين كشور استقرار يك نظام شبه دموكراتيك براي پذيرش اعمال مديريت غرب در اين كشور بود. نپال كشوري است در ميانه چين و هند و مهار اين دو كشور قدرتمند آسياسي با اهرم نپال مي تواند برنامه ديرينه غرب براي آسيا را تحقق بخشد. نكته قابل توجه اينجاست كه در ضلع شمال غربي نپال استان پرمساله تبت-چين-قرار دارد.

چندي پيش رايس به پاكستان رفت و در ديدار با مشرف وي را به اطاعت بيشتر از غرب فراخواند و با تاكيد بر ضرورت تن دادن پاكستان به دموكراسي آمريكايي، به طور ضمني فرمان گريزي اسلام آباد از سياست‌هاي غرب را موجب تحميل يك انقلاب مخملي به اين كشور عنوان كرد.

* گرجستانيزه كردن انتخابات

براي نخستين بار تهديد به انقلاب مخملي در ايران از سوي يك جناح افراطي و در آستانه انتخابات مجلس ششم مطرح شد. اين طرح زماني مورد توجه قرار گرفت كه گرجستان تازه تحولات شبه انقلابي خود را پشت سرگذاشته بود و طراحان آن در ايران از اين پروژه به عنوان گرجستانيزه كردن انتخابات ياد مي كردند.

اقداماتي چون تحصن و استعفاي دسته جمعي برخي نمايندگان و مديران كه با واكنش سريع رئيس مجلس وقت و رئيس جمهور سابق مواجه شد در همين راستا صورت پذيرفت، اما بي اعتنايي بدنه اجتماعي و ناآگاهي جناح افراطي از ظرفيت اجتماعي خود موجب شد اعتنايي از سوي جامعه به اين اقدامات رخ ندهد. اين در حالي بود كه رسانه‌هاي حامي اين جناح افراطي و امپراطوري رسانه‌اي غرب تمام تلاش خود را براي تقويت پروژه به كار مي‌بستند.

اجرايي كردن اين پروژه براي انتخابات رياست جمهوري نهم نيز در دستور كار قرار گرفت اما شكاف عظيم جناح افراطي با بدنه اجتماعي موجب ناكامي دوباره اين پروژه شد.

* جامعه باز

براي شناخت كارگزاران انقلاب‌هاي مخملي عجله‌اي براي معرفي عوامل جناح افراطي داخلي وجود ندارد. البته معرفي ايشان گهگاه از سوي نشريات و محافل داخلي صورت مي‌پذيرد، اما بدنيست ستاد پشتيباني اين انقلاب‌ها را بيشتر بشناسيم. يك از اصلي‌ترين نهادهاي برنامه ريزي براي تحولات شبه انقلابي «بنياد اوپن سوسايتي» يا «جامعه باز» است. اين بنياد متعلق به «جورج سوروس» يكي از شاگردان كارل ريموند پوپر نظريه پرداز ليبرال دموكراسي اتريشي است كه با تمسك به كتاب «جامعه باز و دشمنانش» اثر پوپر بدين نام موصوف گرديده است. بنياد موصوف گاه به نام صاحب آن بنياد سوروس هم خوانده مي‌شود.

اين بنياد يكي از 10 موسسه فعال در خدمات عام المنفعه در اروپاي شرقي و جمهوري هاي تازه استقلال يافته شوروي است و در پوشش خدمات خيريه برنامه ريزي و ساماندهي نهادهاي مدني و غير دولتي را در راستاي تحقق جامعه باز در دستور كار خود دارد.

بنياد سوروس(اوپن سوسايتي)، در كنار بنياد رسانه‌اي رابرت مردوخ(يا مرداك) دومين سازمان رسانه‌اي جهان است كه بيشترين شبكه هاي تلويزيوني،خبرگزاري ها،خبرنامه ها و روزنامه ها را در سطح جهان مديريت و هدايت مي‌كند. اين مديريت و هدايت گاه صورتي آشكار دارد و گاه با واسطه و به صورت نهان انجام مي گيرد. فعاليت رسانه‌اي مردوخ آشكار است و جسورانه در اداره و خريد شبكه هاي بزرگي چون فاكس نيوز تا الجزيره و حتي رسانه‌هاي آسياي دور ظاهر مي‌شود.

اما سوروس بيشتر اصرار دارد مشي نهان روشي را در خريد و هدايت رسانه ها ايفا كند. حضور چشمگير در هدايت قفقاز، آسياي ميانه، افغانستان، تركيه و ديگر كشورهاي اطراف ايران بديهي است كه ضرورت كار نهاني را بيشتر گوشزد مي كند، اما آشكار است كه تا سال 2004تنها20 موسسه خبري در جمهوري آذربايجان تحت پوشش بنياد سوروس قرار گرفته است. اعتراض هماهنگ جمعي از رسانه هاي اين كشور به سفر سال گذشته الهام علي اف به ايران و ديدار وي با مقام معظم رهبري و نيز هجمه گسترده خبري رسانه هاي جمهوري آذربايجان و تركيه در راستاي تقويت پشتيباني رسانه اي ناآرامي هاي اخير در شمال غرب كشور هدايت اين رسانه ها از سوي يك ستاد مركزي را بيش از پيش محتمل مي كند.

* ردپا

سال پيش يك استاد دانشگاه بازداشت شد. وي پس از بازداشت به چهره روز رسانه ها و نهادهاي شبه مدني غرب تبديل شد و از سوي مجامع غربي به روشنفكر و محققي برجسته موسوم گرديد. وزير اطلاعات نيز اوايل تيرماه گذشته در نشستي خبري اتهام وي را تدارك انقلاب رنگي در ايران و مرتبط با مجامع امنيتي-اطلاعاتي آمريكا عنوان كرد. متوقف دانستن پروژه‌اي عظيم چون انقلاب‌هاي رنگي و حتي ناآرامي‌هاي شبه انقلابي ديگر كه مقدمات آن در ايران پي جويي مي‌شد به اين فرد، قطعاً غفلت از كشف زواياي اين پروژه است و بديهي است كه عملياتي كردن چنين پروژه‌هايي با يك فرد متوقف نمي‌شود.

گويا بازداشت فرد ديگري يافتن ردپاي عوامل اين بحران‌سازي را سهل كرده ‌است. امروز، برخي رسانه ها درخصوص رابطه وي با اين فتنه انگيزي‌ها نوشت: « بابك.ز يك عضو افراطي دفتر تحكيم اوايل هفته جاري براي ايجاد تنش در ميان كارگران تجمع كننده مقابل قوه قضائيه دستگير شده بود. وي در اعترافات خود اعلام كرده‌ كه با عوامل منافقين در ارتباط بوده است. ماموريت وي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسووليت آن به گردن نيروهاي حزب‌الهي است.»

آن گونه كه اعترافات وي آشكار مي‌سازد وي اعلام كرده است كه اين نقشه «موسسه هيفوس هلند» با هدف ايجاد تشنج و برهم زدن فضاي دانشگاه‌هاي ايران اجرا مي‌شود. او عنوان كرده كه مطالبي توهين آميز نسبت به كليه مقدسات اسلام و نظام جمهوري اسلامي توسط برخي نويسندگان متواري روزنامه‌هاي زنجيره‌اي براي افراد خاص در داخل ارسال مي‌شود و آنها موظفند اين مطالب را در سطح وسيع از طريق نشريات دانشجويي منتشر كنند.

او دليل انتخاب اين زمان براي اجراي اين نقشه را تلاقي با روز كارگر و تلاش همزمان براي به تشنج كشيدن تجمع‌هاي كارگري در كشور عنوان كرده است.

عامل محوري موسسه هيفوس يك زن ايراني است كه سالها پيش و پس از همكاري با گروهك‌هاي چريكي منافقين و فدائيان از كشور گريخت و در هلند مقيم شد. وي در قالب يك روزنامه الكترونيكي و يك روزنامه در شرف تاسيس از سوي نويسندگان افراطي گريخته از كشور را در يك كانون عملياتي گرد هم آورده است. وي از طريق همين نويسندگان مي‌كوشد خود را به سياسيون افراطي داخل كشور مرتبط سازد.

* نخير كشور امن نيست!

در حالي كه سالهاي اخير را مي‌توان دوره «ثبات و امنيت» دانست كه متمايز از دوره بي‌تدبيري‌ها و ناامني‌هاي پيشين است، بخشي از افراطيون سعي دارند كشور را بحراني نشان دهند و ناخودآگاه رابطه نهاني دوستان خود را با فتنه‌انگيزان آشكار مي‌سازند.

در همين راستا يكي از نمايندگان نزديك به گروههاي افراطي با نطقي جهت دار و مرموزانه كه شواهد حكايت از تنظيم دقيق آن توسط افراطيون دارد، كوشيد تا دولت را ناتوان و اوضاع كشور را بحراني جلوه دهد. از سوي ديگر قائم مقام دبيركل يك حزب افراطي نيز در سخنراني با رد بيانات مسوولان عالي نظام در خصوص امنيت حاكم بر كشور مدعي شده كه كشور در شرايط كنوني در هر سه حوزه سياست خارجي، سياست داخلي و اقتصاد در بحران كامل به سر مي‌برد!

* خيال خام

بديهي است كه هوشياري به موقع جامعه و به ويژه نخبگان دانشجو، كارگر و فرهنگي باز هم موجب ناچيز شدن روياي انقلاب‌ رنگي در ايران و بر هم خوردن ثبات و امنيت جامعه خواهد شد. از ديروز حضور گسترده و در عين حال آرام دانشجويان دانشگاهها تهران در تحصن دانشگاه اميركبير نشانه‌هايي از اين هوشياري را آشكار ساخته است؛ هرچند فتنه‌گران با اهانت صريح سعي داشته‌اند احساسات دانشجويان مسلمان را به شدت جريحه‌دار كنند و در ادامه به ناآرامي دامن زنند.

در اين ميان برخورد هوشمندانه و مدبرانه مسووولان در شرايط كنوني بسيار اهميت دارد كه مي‌بايد با شناسايي عوامل محرك اين فتنه‌انگيزي‌ها از قرباني شدن چند دانشجوي غافل جلوگيري كنند.
بدون ترديد حادثه دانشگاه امير كبير نه يك رخداد بلكه زنجيره اي از يك فرآيند طراحي شده و در دست اجرا از آن سوي مرزها است كه بايد بر بستري از عوامل داخلي و خارجي به پيش برود تا استراتژي مهار و ايجاد دولت ضعيف در كشور شكل بگيرد.

... و انقلاب همچنان زنده است

* لينك متن اصلي گزارش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 18:1  توسط حامد طالبي  | 

از اواخر سال ۸۵، احزاب اصلاح طلب و در راس آنها حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب به خاطر منافع حزبي خود در مخالفت با دولت و نظام اسلامي كوشيدند وضعيت كشور را بحراني جلوه دهند تا بتوانند اينگونه القا كنند كه مسئولان كشور ناتوانند و كشور را به سمت بحران برده اند.

اما رهبر حكيم انقلاب طي سخناني مهم در آخرين روزهاي سال ۸۵ پرده از اين توطئه برداشت و فرمود : "چه بحرانى؟ چه وضعيت فوق‏العاده‏اى در كشور هست؟ اصرار دارند ثابت كنند در كشور وضعيت فوق‏العاده است".

هوداران نفاق كه با شنيدن اين سخنان به خشم آمده بودند، باز هم در پنهان و آشكار تلاش كردند اينگونه القا كنند كه اوضاع كشور بحراني است.

در همين ميان رهبري حمايت خاص خود از دولت را طي سخناني انقلابي در صحن رضوي اعلام كردند. آنان نيز با شنيدن مواضع صريح و حمايت خاص رهبري از دولت، بيش از پيش متوجه اين مساله شدند كه اقدامات اصولي دولت اسلامي مورد تاييد رهبر معظم انقلاب است به همين دليل در پي آن برآمدند كه با برنامه اي گسترده تر به ميدان بيايند.

با آغاز شدن سال ۸۶ كه با نام اتحاد ملي مزين شده است، تلاش هواداران نفاق براي بحراني جلوه دادن وضعيت كشور و تخريب رهبري براي قطع پشتيباني از دولت اسلامي گسترش پيدا كرد.

در همين راستا يكي از نمايندگان مشاركتي فراكسيون اقليت مجلس كه سوابق او سينه چاك بودنش براي حزب مشاركت را بارها ثابت كرده است، با نطقي جهت دار و مرموزانه كه شواهد حكايت از تنظيم دقيق آن توسط مشاركتي ها داشت، كوشيد تا دولت را ناتوان و اوضاع كشور را بحراني جلوه دهد.

در همان ايام عبدالله رمضان زاده سخنگوي سابق دولت اصلاحات كه قائم مقام دبيركل حزب مشاركت نيز هست باز هم در پي تابوشكني برآمد و با سخنراني در مراسمي كه حزب مشاركت برايش ترتيب داده بود، اظهاراتي كاملا مخالف با مواضع رهبري مطرح كرد و گفت: کشور در شرايط کنوني در هر سه حوزه سياست خارجي، سياست داخلي و اقتصاد در بحران کامل به سر مي‌برد.

اما كار به همينجا پايان نيافت. پس نياز بود كه متوسل به حربه "انتحار و تكذيب" بشوند تا هم منافع خود در جهت مخالفت و تخريب رهبري را به پيش ببرند و هم مسئوليت هر مشكلي را متوجه دولت و نيروهاي ارزشي دوستدار انقلاب كنند.

تا اينكه امروز (10 ارديبهشت) چهار نشريه دانشجويي به نام هاي "ريوار"، "سرخط"، "سحر" و "آتيه" كه وابسته به محافل تندرو و لمپن دانشجويان دانشگاه اميركبير است، با مطالبي هماهنگ و يكسان، ائمه اطهار، علما، ولايت فقيه و ارزش هاي اسلامي را صريحا مورد هتاكي قرار دادند كه محوريت اين هتاكي ها علي الخصوص در كاريكاتور منتشر شده، عليه مقام معظم رهبري بود.

البته لمپن ها و هواداران نفاق در دانشگاه اميركبير براي اين كار خود برنامه اي دولبه طراحي كرده بودند.
آنها چهار نشريه به طور همزمان منتشر كردند كه حاوي هتاكي ها و كاريكاتوري موهن بود تا ميزان حساسيت ها را تست كنند. اگر واكنش ها ناچيز بود، به موج تخريبها و هتاكي ها ادامه دهند و اگر هم واكنش شديد بود، اولا از خود سلب مسئوليت كنند و كار را به گردن ديگران بياندازند و به طور همزمان با عصباني كردن نيروهاي ارزشي فضاي دانشگاه را متشنج كرده و به دانشجويان بسيجي و نيروهاي ارزشي و نهادهاي حكومتي انگ خشونت طلبي بزنند.

اما به هر حال هر دو حالت نقشه طراحي شده توسط هواداران نفاق كه سركردگانشان در دفتر حزب مشاركت و سازمان هاي جاسوسي غرب آرميده اند، ناكام ماند.

اما نبايد سكت ماند چون اين گروه ها در تخريب ارزشهاي يك ملت و پايمال كردن خون شهدا هيچ حد و مرزي نمي شناسند و به هر وسيله حتي انتحار سياسي مي خواند دولت و نظام اسلامي را برزمين بزنند كه "مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين"

اين نكته مهم را نبايد از ياد برد كه بسيجيان حضرت روح الله همچون هميشه بغض و كينه انقلابي خود را در سينه ها نگه داشتند و اجازه ندادند كه دشمنان قسم خورده انقلاب سوءاستفاده كنند و همانطور كه پيش بيني ميشد، با سخنان صريح رهبري در حمايت از دولت اسلامي، منافقين تاب نياورده و خيلي زود انگشت نما شدند .

و لمپن ها، بي منطق ها و هواداران نفاق كه دفعه پيش نيز با بي منطقي كامل عكس رئيس جمهور را در دانشگاه امير كبير آتش زده بودند، هچنان در حال دست و پازدن هستند و اراده انقلابي مسئولان نظام اسلامي براي ساختن ايران اسلامي با رهبري رهبر حكيم انقلاب با اقتدار به پيش مي رود ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/11ساعت 0:34  توسط حامد طالبي  | 

   بالاخره بعد از سالها رواج فرهنگ منحط غربي و اباحه گري و حمايت مستقیم یا غیرمستقیم برخي مسئولان غربزده دولتهای سازندگی و اصلاحات از اين رواج، نيروي انتظامي به فرماندهي سردار احمدي مقدم تصميم گرفت براي گسترش امنيت اجتماعي حركتي انقلابي انجام دهد.

اين حركت انقلابي كه توسط فرزندان معنوي حضرت روح الله با اراده اي راسخ آغاز شده است، همچون هميشه با مخالفت و  بهانه تراشي هاي مزورانه منافقين داخلي و قلم هاي زهرآلود مواجه شده است.

این قلم ها و صاحبان آنها، همان کسانی هستند که در دولتهای سازندگی و اصلاحات به مفسدین اجازه عرض اندام دادند و کار مفسدین و حامیانشان را به جایی کشاندند که امروز گستاخانه بر فساد خود پافشاری کنند و در مقابل خواسته اکثریت امت شهیدداده و زجرکشیده بایستند.

اما حركت انقلابي چيست؟ و با قلم هاي زهرآلود چه بايد كرد؟

اگر چوبه های دار را برپا کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد

" ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم ... اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد ...

اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات فاسد را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد. 

ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند ... من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم."

حضرت روح الله / صحيفه نور ج8 ص251

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/08ساعت 11:23  توسط حامد طالبي  | 

یکی از وزرا چندی پیش در جلسه ای گفت: حال جسمانی آقای احمدی نژاد چندان خوب نیست و این ناشی از رنج مشکلات است چون وی بی رحمانه از خود کار می کشد.

این وزیر افزود: البته شاید این فعالیت زیاد در مسیر عاشقی پذیرفته شده باشد، اما بر اساس محاسبات عقلانی توجیه پذیر نیست؛ چرا که کشور به وی نیاز دارد. حتی رهبر معظم انقلاب نیز به ایشان در این خصوص بسیار توصیه کرده اند.

پيگيري هايم به اين نتيجه رسيد كه رئیس جمهور در شبانه روز حدود ۴ یا ۵ ساعت می خوابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/02ساعت 10:44  توسط حامد طالبي  | 

سردار احساس تنهايي مي كرد. نه در ميان مردم. در ميان برخي از مسئولان و مراكزي كه انتظار مي رفت او را در اين جهاد مقدس همراهي كنند. او همه دختران و پسران جوان و نوجوان اين مرز و بوم را به چشم فرزندان خود مي نگريست و هيچ پدر دلسوزي را نمي توان يافت كه وقتي زندگي فرزندش با خطر و فاجعه اي هولناك روبرو مي شود، آرام و قرار داشته باشد.

تو تنها نيستي سردار احمدي مقدم

فلان دخترك نوجوان و دانش آموز راهنمايي از جمله چندين دختر هم سن و سال خود است كه اعضاي فلان باند فساد و فحشاء آنها را با آب ميوه حاوي داروي بيهوشي به خانه اي خلوت كشانده و در حال تجاوز از آنان عكس و فيلم گرفته اند... قاضي پرونده عوامل اين باند را كه اعدام كمترين جزاي جنايت آنان است، با وثيقه 20 ميليون توماني آزاد مي كند...

كار آن يك باند ديگر، فريب زنان شوهردار است. تاكنون ده ها خانواده را به خاك سياه نشانده اند. اعضاي اصلي اين باند از تاجران بزرگ هستند. اسلحه كمري هم دارند، با مجوز! پليس در يك اقدام غافلگيرانه و بعد از چند ماه تحقيق و بررسي اعضاي باند را در حال ارتكاب جرم دستگير مي كند... قاضي محترم! بعد از چند روز آنان را به قيد وثيقه آزاد مي سازد و اعضاي آزاد شده، شاكيان را به قتل تهديد مي كنند و هنوز هم آزادند...

 آن باند ديگر عده اي زن و دختر را اجير كرده است تا با پوشيدن لباس هاي تحريك كننده و آرايش هاي تند و زننده در خيابان ها راه بروند و... اعضاي آن باند در حمام هاي خصوصي و استخرهاي زنانه و اتاق هاي پرو دوربين مخفي كار گذاشته اند و از خانم هاي مراجعه كننده عكس هاي آنچناني تهيه كرده و با تهديد و تطميع از آنان درخواست هاي زشت و مشمئزكننده دارند... اعضاي اين باند به توليد و توزيع مشروبات الكلي مشغولند، اعضاي آن باند به توزيع مواد مخدر اشتغال دارند و...

دخترك كه احساس مي كند همه چيزش را از دست داده است سر به ديوار مي كوبد، فلان مرد كه مي بيند باندهاي جنايتكار همسرش را به فساد كشيده و اكنون آزادانه مي گردند و او را به قتل تهديد مي كنند زانوي غم به دامن گرفته است... پدر و مادري كه باور نمي كردند در ايران اسلامي كساني فرزند دلبندشان را به مشروبخواري، استعمال مواد مخدر و فساد و تباهي كشانده اند، هر روز ده ها بار آرزوي مرگ مي كنند و...

سردار كه جواني خود را در جبهه هاي نبرد به دفاع از اسلام و جان و مال و ناموس مردم اين مرز و بوم گذرانده است وقتي اين زشتي ها را مي بيند و در همان حال كساني را كه بايد براي مقابله با اين زشتي ها او را ياري دهند، ساكت و بي تفاوت مي بيند، آتش مي گيرد، انگار يكي از تك تيراندازان دشمن گلوله اي بر قلبش نشانده است و يا انفجار خمپاره اي جوانان همرزمش را به خاك انداخته است و...

آن روز صبح- چهارشنبه 29 فروردين ماه- سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي كه در همايش مديران مبارزه با مفاسد اجتماعي سخن مي گفت، اندكي خشمگين به نظر مي رسيد و حق داشت. مردان خدا از آنچه خدا را به خشم مي آورد خشمگين مي شوند و بر آنچه رضاي خدا در آن است لبخند مي زنند. انگار سردار در ادامه راهي كه در پيش دارد احساس تنهايي مي كرد ولي خسته نبود. او به ياد مي آورد اين شعار دوران جواني را، در جبهه هاي نبرد. كي خسته است؟... دشمن...

سردار! تو تنها نيستي... اگر برخي از قضات و بازپرس ها به دليل كم داني يا به بهانه بي قانوني يا به هر دليلي ديگر، گرگ هاي درنده اي را كه تو و يارانت با خون دادن و خون دل خوردن بازداشت كرده ايد به يك چشم برهم زدن آزاد مي كنند و دوباره به جان مردم و جوانان بي دفاع اين مرز و بوم مي اندازند، اگر فلان مسئول و فلان نماينده و فلان... وقتي پاي اداي وظيفه اي كه بر گردن دارند به ميان مي آيد، حساب آراء خود در انتخابات را مي كنند- كه به قول تو محاسبه غلطي نيز هست- و يا ده ها ملاحظه ديگر دارند كه هيچكدام برخاسته از مسئوليت شناسي و خداجويي نيست، اگر آن فلان ديگر، خود آلوده است و يا سر در آخور آلودگان دارد و با تو در اين جهاد مقدس همراهي نمي كند و... نگران نباش! مردم با تو همراهند.

پدر و مادري كه تجاوزكنندگان به دخترك دانش آموزشان آزادانه مي گردند، مردي كه دزدان ناموسش بي دغدغه از مجازات به غيرت او مي خندند! خانواده اي كه در غم اعتياد فرزند جوانشان زانوي غم به دامن گرفته اند و... همه با تو همراهند و همه مردم پاكباخته و شريفي كه دغدغه آينده خود، خانواده، فرزندان و ميهن اسلامي خويش را دارند، اينان همه با تو همنوا هستند.

بگذار عده اي، اصرار تو بر مقابله با اراذل و اوباش را در حد و اندازه برخورد با فلان دختر بدحجاب پائين بياورند و غيرت تو در برخورد با متجاوزان و دزدان ناموس مردم را به بهانه آن كه ابتدا بايد كار فرهنگي كرد، غيرعلمي! قلمداد كنند. تو فرياد مي زني كه مگر كار فرهنگي و برخورد با متجاوزان به نواميس مردم در تضاد است كه اول آن و بعد، اين؟! و توضيح مي دهي كه «هم آن و هم اين»، اما آنها نه اهل آن هستند و نه اهل اين...

سردار! تو تنها نيستي، مردم همه با تو هستند. باز هم زمزمه كن! با خشمي كه به غيرت آميخته است و از قلبي خدايي برمي خيزد... مردم، خشم تو را دوست دارند و فريادت را پاس مي دارند. آنچه در دل نهفته داري- و مي دانيم كه بسيار است- را بر زبان آور تا به خواب رفته ها بيدار شوند و آنان كه خود را به خواب زده اند، رسوا...

منبع: سردار ! تنها نيستي

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/01ساعت 16:25  توسط حامد طالبي  |