حدود سه ماه پيش احمدي نژاد در چند سخنراني تاكيد كرده بود كه "نسل سوم انقلاب چيزي كمتر از نسل اول ندارد؛ بلكه حتي نسل سوم باهوشتر، خلاقتر و مقاومتر است".
اما جناب حجت الاسلام هاشمي بهرماني رفسنجاني اين اظهارات رئيس جمهور را بر نتافت و با واكنشي كنايه آميز گفته بود : "عملكرد نسل اول انقلاب روشن و شفاف است. بهتر است هر كس از نسل خودش حرف بزند و كاري به نسل گذشته نداشته باشد! "

روز گذشته رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم آذربايجان شرقي با پايان دادن به اين جنگ لفظي، فرمودند :
" با يقين اين را عرض مىكنم كه جوانِ امروز - جوانِ نسل سوم - در آمادگى خود و شجاعت خود و غيرت خود براى دفاع از هويت دينى و انقلابى خود، از جوانِ نسل اول - كه در دورهى جنگ تحميلى و دفاع مقدس حضور داشت - هيچ كمتر نيست، شايد هم جلوتر است.
اين است حقيقت آن انقلابى كه جوشيدهى از ايمانهاى مردم و اعتقاد مردم و خواست حقيقى مردم است. حالا چهار نفر آدمِ دلدادهى به بيگانه يا پولگرفتهى از بيگانه - همهشان يكجور نيستند - بيايند يك چيزى بگويند، اما واقعيت قضيه اين است."
حالا آقاي هاشمي چه پاسخي دارد؟!
مسجدالاقصی را دریابید

متن فارسی طومار اعتراض
بسم الله القاصم الجبارين
اين يک اعتراضنامه به تخريب مسجد الاقصي نيست ، کمي به اين فکر کنيم که اعتراض به چه و اعتراض به که؟! اعتراض به صهيونيست ها ؟! آيا اعتراض ما تغييري در قصد اين ديوانگان پيامبرکش ايجاد مي کند؟! آنها مي خواهند ما را بکشند و تمام آرزويشان تخريب قبله ي اول مسلمانان است؛ اعتراض به مجامع جهاني؟! آيا اعتراض به کساني که همواره از اسرائيل و اشغالگري آن حمايت کرده اند و حتي در مقابل کشتار مردم لبنان از اسرائيل حمايت کردند، تغييري در رويکرد آنها ايجاد مي کند و آيا آن ها اصلاً اهميتي به اين اعتراض مي دهند؟!
اين نامه يک اعتراض نامه نيست بلکه پيامي است به گروه ها و توده هاي مختلفي از مردم که به ترتيب مي آيند:
1- به مجاهدان مسلمان: اي مجاهدان مسلمان امروز تمام نگاه ها به سوي شماست که ببينند چه عکس العملي در مقابل اين جنون صهيونيست ها نشان مي دهيد ؛ اي مجاهدان مسلمان 60 سال است که فلسطين زير ظلم چکمه پوشان اسرائيلي تخريب مي شود و در اين 60 سال ديده ايم که مذاکره هيچ فايده اي براي ما نداشته است و فقط عمل است که جواب مي دهد ؛ پس همانطور که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد همانطور که به شما ظلم کردند به آنان ستم کنيد و آنها را در هر کجا که ديديد به قتل برسانيد!
اي مجاهدان مسلمان شما پرندگان ابابيل خداوند براي تاديب اين ديوانگانيد؛ خداوند اصحاب فيل را که به کعبه حمله کردند، با سنگ هايي از جهنم که بوسيله پرندگان ابابيل بر سر آنها ريخت تاديب کرد ؛ حال چشم ما به شماست و با اموال، جان و هر آنچه داريم از شما حمايت مي کنيم تا ببينيم چگونه اين ديوانگان را تاديب مي کنيد! يقيناً پرتاب چند موشک محدود به شهرک هاي صهيونيستي جواب کافي اي به اين جنايت نيست!
2- به تمام مسلمانان جهان: سال ها است فلسطين در اشغال است و مقصر ماييم؛ مقصر ماييم که به دولت هاي خائن عرب اطمينان کرديم؛ مقصر ماييم که نجنگيديم ، مقصر ماييم که از مجاهدان مسلمان حمايت نکرديم ؛ حال زمان جبران است و هيچ بهانه اي هم پذيرفته نيست؛ فرياد، اعتراض و راهپيمايي دردي از فلسطين دوا نخواهد کرد، فلسطين امروز جان ما براي شهادت و اموال ما براي کمک به مجاهدان مسلمان، تامين اسلحه و بازسازي قدس را مي خواهد! اي مردم عامي مسلمان، اي ثروتمندان، اي نخبگان و ... شما روزي به معاد خواهيد رفت و از شما درباره ي قصورتان در قبال قدس شريف سؤال خواهند کرد! کاري نکنيد که در آخرت پشيمان شويد!
3- به حاکمان کشورهاي عربي و فقيهان درباري: ما را به خير شما اميد نيست ، شر مرسانيد و دهانتان را ببنديد و مانند جنگ 33 روزه لبنان و اسرائيل از صهيونيست ها حمايت نکنيد ؛ و بگذاريد مجاهدان مسلمان صهيونيست ها را نابود کنند.
4- به يهوديان جهان: اي يهوديان! اروپايي ها و مسيحيان به دليل نفرت ديرينه اي که به خاطر مصلوب شدن عيسي (ع) از شما دارند، آرزوي نابودي شما را دارند؛ و چون نتوانستند شما را نابود کنند، زمينه تشکيل اسرائيل را بوجود آوردند؛ حال اسرائيل، اقليتي يهودي در ميان اکثريتي مسلمان است، که در مقابل دوربين هاي جهان و در برابر انظار تمام مردم دنيا مرتکب جناياتي عظيم مي شود، و به اين صورت خشمي جهاني ذخيره مي گردد تا روزي همه ي مردم جهان شما يهوديان را نابود کنند و مسيحيان و اروپايي ها به خواسته ي خود برسند و خداوند از اين حيله آگاه بود که در تورات شما را از تشکيل دولت واحد اسرائيل تا رسيدن آخرالزمان منع کرد تا نابود نشويد! شما صد سال پيش در پناه دولت هاي مسلمان مي توانستيد با آرامش زندگي کنيد ولي در حال حاضر اسرائيل مقدمه ي نابودي شما را آماده مي کند! پس هرچه زودتر خود دولت اسرائيل را نابود کنيد!
5- به مردم سراسر جهان: اي مردم جهان شاهد باشيد که هشدار داده بوديم، ولي اسرائيل نه تنها مردم فلسطين و لبنان را به خاک و خون کشيد بلکه مقدس ترين مکان هاي مسلمانان را نيز نابود کرد پس جنگ ما با ايشان بيهوده نيست و هر چه از حالا بر سر ايشان بياوريم پاسخي به جنون صهيونيست هاي خون خوار است!
*****
متن عبری طومار اعتراض
כדעלדת הן אתו אנתנז אתוע
קדנדת שדהמדת גמדדת לדמדדת
ץדיכדת גדדת ידדעדת ידשבדת
אנתנד - אתם - הם דצדת ץדצדת
אנכלים גדמדים לדמדים
עדשכים עדשים שדתים
גדים ידדעים הדלבים ידשבים
דויא אני - את דדצים ץדיבים
לעדדד לדעדת לת לדץש גדת
ללכח לגדד לבדם לבדא
דדעד לפעדל ללמדד לענדת
ידדע עד בא ערין
עדנה ידשב תדלד
לדמדעדנד עדנד שרתה
דאת מדדה דאה אשד
לדת מדדה תלמידה א גדה
ידדע ידדעת מעע בדה
לדמד לדמדת
- שמדנה תשע עשד
? השעה - שש שנע
? הדא ידשא לדתב
דאשדד הד ידשנעל נסא
שתי ם שתת דביעי שלישי שני
אחד עחח אדלע שליש
חמשה דשלה שנים
שע עדכד שצדת גדמדח
דדח גד גם גד גםידס ף
כחדד גדדל כחדד
גל אצל משפהת אימני
הדת - ספד לגדדלים דסיד גד
כאדלפד ?- כד האדלפד
לא - לאיש ידכע את השפה
לדמד דמדדה ה יד סף שע נז
חדד תיל חיל תילים עם
כית - ספד חדד
קטד קטנים
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مىرسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مىباشند.
از مسلمانان غيور مىخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »

در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيهاي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانههاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو ميشود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانههاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مىدهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مىگردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد. سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريعتر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل ميخواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »
در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العادهاي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفتهاي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني"، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيريها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.
وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاههاي ناشر خواست هرچه سريعتر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند.
14 كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانههاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينههاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده ميشد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.
همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز"، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتابهاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني" اشاره ميكند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد ميكند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»
او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سالهاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي ميكند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت ميشود.
اختاپوس رسانهاي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيتالله خامنهاي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نميباشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازمالاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازمالقتل بودن او تأكيد شد.
در طول 18 سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنهاي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوقهاي تبليغاتي، محافل مسالهدار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي ميكردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي پنجاه و نه ساله بايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.
شاهد اين ادعاي من مهدي كوچك زاده است. اين نماينده انقلابي كه با مطالعه اي وسيع و خوب بر روي سخنان حضرت روح الله و رهبري، هنوز روحيه انقلابي اش را حفظ كرده و در مصاحبه ها و نطق هايش همواره از خط اصيل انقلاب و رهبري دفاع مي كند، امروز در مجلس در حال توزيع برگه اي در بين ساير نمايندگان بود.
بعد از مراسم راي اعتماد به دكتر الهام، در راهروي مجلس كوچك زاده را ديدم. برگه را از او گرفتم. خيلي دلش از دست مرعوبيني كه از تهديدات پوشالي آمريكا و نوكرانش مي هراسند، خون بود. اما هنوز اميد در او زنده است تا بتواند با جملات نوراني امام و رهبري، وجدان خفته خيلي ها را بيدار كند.
بر روي برگه اي كه توسط كوچك زاده در بين نمايندگان توزيع شده، نوشته شده بود :
" بعضي در دل خود احساس ضعف مي كنند، يا چشم غره هاي آمريكا آنها را مي ترساند، يا وعده هاي آمريكا و امثال آمريكا دل ضعيف و ناتوانشان را به خود جذب مي كند؛ لذا به سمت آمريكا مي كشند.
آنگاه ملت و جوانان مومن و مديران باايمان و باصفاي كشور را متهم مي كنند كه اينها نمي توانند؛ بنابراين ناچاريم برويم تسليم آمريكا شويم!
كساني كه دم از مذاكره با آمريكا مي زنند، يا از الفباي سياست چيزي نمي دانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يكي از اين دوتاست."
(بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت سالروز آزادي خرمشهر ۱/۳/۱۳۸۱)
به همین جهت، توجه وی و حامیان سینه چاکش را به بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان که در تاریخ ۲۵ مهر ماه سال ۸۵ ایراد شده است، جلب می کنم.
مقام معظم رهبری با اشاره به برخی اظهارات در مورد برکناری ها در دولت نهم، فرمودند :
"در اظهارات شما بود كه: تغييراتى كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنهى اجرايى، تغيير ايجاد ميشود! اينگونه نيست. خوب، دولتهاى متعدد و پىدرپىاى با من سروكار داشتهاند و من با آنها كار كردهام؛ نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديدهام؛
اين ايرادى كه تقريباً يكى از سرلوحههاى مخالفان - حالا مخالفان مذاقى، سياسى و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچوجه تأييد نميكنم؛ اينطورى نيست.
البته تغيير و تبديلهايى در همهى دولتها شده است؛ در بعضى دولتها بيشتر و در بعضى كمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميقتر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامهاى و اينها را خيلى ترتيب اثر ندهيد."
ولی باز هم بهترین راوی در مورد شهید محمودوند، شهید مجید پازوکیه. مجید پازوکی بعد از شهید محمودوند توی گروه تفحص شهدا (جستجوی شهدا) جانشینش شده بود که ۱۷ مهر ۸۰ باز هم توی فکه شهید شد.

*مجید پازوکی درباره شهید محمودوند روایت کرده :
"علي محمودوند، يه علي محمودوند من ميگم يه علي محمودوند ميشنوي. بعضيها رو نميشه همين جوري با حرف نشون داد، مثلاً بگي اين بود علي محمودوند.
اون ور بيشتر ميشناسنش. اصلاً بهتر ميدونن چي كار كرد. خدا بيشتر ميدونه چيكار كرد، كسي نميشناختش.
شخصيتش عجيب و غرببي بود. پانزده سال با هم رفيق بوديم. شخصيتش رو خيلي سخت ميشد آدم بشناسش. اصلاً بعضي موقعها يه چيزهايي ميگفت من الان هم تو فكرم كه اين يعني چي؟
من يكبار يادمه برگشت گفت: من به والله تا حالا از هيچي نترسيدم! من اين جمله رو فقط از امام شنيده بودم. بعد ما ميخنديديم، ميگفتيم چي ميگه؟
ولي عملاً تو خيبر و عملياتهاي ديگه، توي ميادين مين، ثابت شده بود از هيچي نميترسيد. خوب؛ حالا اين چه پشتوانهاي داشت كه اين حرف رو ميزد يا اون خستگيناپذيريش يا اون تحمل دردش و اون مسائلش و مشكلاتش. با روحيه خيلي باز، باز هم اينجا كار ميكرد.
توي جنگ با اين رفيقاش توي اين منطقه {فكه} جنگيده بود. گردان حنظلهاي بود ديگه. همون بچههايي كه تو كانال گير كردند.
خيلي براش سنگين تموم شده بود اون شهادت سيصد نفري كه كنارش ديده بود، حدود سيصد نفر رو ميگفت تو كانال ديدم. يه مقداري هم بچههاي كميل بودند و رفيقاش.
بعضي موقعها، خاطره تعريف ميكرد، لحظه به لحظه تعريف ميكرد. مثلاً ميگفت: مثلاً كوچكترين حركتهاي بچهها را هم تعريف ميكرد؛ اين اينطوري شد شهيد شد، اون اين طوري شد. حالتشون رو ميگفت.
خيلي باسش سنگين بود همش ميگفت من بايد برم اين بچهها رو پيدا كنم، دلش اينجا بود كه بالاخره اون كانال كميل رو پيدا كرد، كانال حنظله رو. صدو بيست تا شهيد از كميل درآورد، هفتاد يا هشتاد تا هم از حنظله درآورد. ديگه ول نكرد.
يكبار سه ماه اينجا كار كرديم، شهيد پيدا نكرديم. اونقدر ناراحت بود هي راه ميرفت، قاطي كرده بود. اصلاً همين جوري ديگه داد ميزد، به حضرت علي ميگفت تو به من قول دادي كه هر چي بخوام بهم بدي، چرا سه ماه شهيد پيدا نكرديم؟ اگر من تا ده روز ديگر اينجا شهيد پيدا نشه ميزارم ميرم از اين فكه. همين طور راه ميرفت با خودش حرف ميزد.
نميدونم اين فشار رو كه تحمل ميكرد، من احساس ميكنم كه واقعاً اون از تمام وجودش مايه گذاشته بود كه اين بچهها رو پيدا كنه!
بچهاش كه مريض شد خيلي واسش سخت ميگذشت، بردش مشهد امام رضا، سي و هشت روز، اين طورها، سي روز، نزديك چهل روز، تو مشهد فقط بست بسته بودند به اون پنجره فولاد با خانوادش. حالا نميدونم خودش، بچههاش، نميدونم كي خواب ميبينه؛ خواب امام رضا رو ميبينه كه ما همين جوري دوست داريم ببنيم. هرچي ميخواي از ما بخواه؛ بهت ميديم، ولي اين رو نخواه. ما دوست داريم بچهات رو همين جور ببينيم.
حتي يادمه؛ يكبار گفت يكبار اصرار كردم تو دعا, گريه كردم گفتم شفا بدش اين بچه رو. اومدن تو خوابم گفتند مگر نگفتيم بهت شفاي اين رو نخواه؟

اون بچهاش مريض بود. يكسره تو بيمارستان بود ـ خدمت شما عرض كنم ـ كليه درد داشت. يك كليهاش آسيب ديده بود تو جنگ؛ همش سنگساز بود. يا مرفين ميزد يا ميرفت توي اين بيابونها. معمولاًخونريزي داشت اين كليهاش درد ميكشيد ولي بازم هيچي نميگفت. ادامه داد راه رو.
خيلي سَر و سِر داشت علي آقا با اين فكه، فكه رو مثل زمان جنگ ميدونست يعني چي؟ يعني يه قطعهاي از زمان جنگ كه هنوز ميشد توش مثل زمان جنگ زندگي كرد.
سال شصت و هفت يا شصت و هشت بود ميگفتش كه من خواب ديدم تو فكه شهيد ميشم، چهار يا پنج دفعه به من گفت اين رو. بيشتر منتظر بود بالاخره كي نوبتش ميرسد تا به بچههاي حنظله برسه."
*شهادت علی محمودوند به روایت آقای منافی :
"روز سوم بهمن ماه بود علي از استراحتگاه که خارج شد، نگاهي به آسمان انداخت، و گفت:«تو به من قول دادي، تو ده روز ديگر فرصت داري، به قولي که به من دادي عمل کني وگرنه ميروم و ديگه پشت سرم را نگاه نميکنم»
پاي مصنوعياش شکسته بود، با خنده کمي ليلي رفت و به ما گفت:«اين پا روي مين رفتن داره» بالاخره يومالله 22 بهمن ماه از راه رسيد علي به ميدان مين رفت، و حدود 62 الي 63 مين را پيدا کرد.
من هم کنارش بودم، به آخرين مين که رسيديم، کسي مرا صدا زد. حدود 7 متر از علي دور شدم، ناگهان صداي انفجاري مهيب در دشت پيچيد، به طرف محمودوند دويدم، او با پيکري خونين روي زمين افتاده بودم باورم نميشد اما خدا هيچگاه خلف وعده نميکند.
حسين شريفينيا با شنيدن خبر شهادت او به سراغ مهر متبرک حاجي رفت، بهترين يادگاري از علي مهري که خاک پيکر 100 شهيد را با خود به همراه داشت، حالا هربار که سر بر سجده ميگذارد، عطر حضور او را ميان سجادهاش احساس ميکند."
*****
بچه ها ... امسال داره شرایط رفتنم به اردوی جنوب خیلی سخت میشه. دعا کنید امسال عید هم مثل هر سال کنار شهدا باشیم ...
حسنی در این مصاحبه آنچنان مجذوب و مقهور هاشمی شده بود که در صحنه های مختلف با نشان دادن حالت ها و گفتن کلماتی، این مقهور بودن او بر همگان نمایان شد.

البته از همان ابتدا هم می شد چنین حالتی را حدس زد؛ چون این مجری به هیچ وجه در حد و اندازه چنین مصاحبه ای نبود و با توجه به این که فرزاد حسنی شاید تا کنون اینچنین با یک شخصیت مواجه نشده بود، قافیه را به یکباره باخت.
از آنجایی که آقای هاشمی باید پاسخگوی سوالات فراوانی باشد، همگان از حسنی جسارت و بی پروایی همیشگی را در این مصاحبه بیش از پیش انتظار داشتند، اما او آنچنان مقهور شده بود و بی مهابا برای هاشمی مدیحه سرایی می کرد که تحسین خود رفسنجانی را هم برانگیخت!
حرکات و گفتار زننده فرزاد حسنی در برنامه های مختلف تلویزیونی بیشتر به یک دلقک شبیه است. او ابروهایش را بر می دارد، چهره ای ناموجه دارد، بسیاری از دختران جوان از طرق مختلف با او در تماسند تا جایی که اگر جستجویی در میان وبلاگ ها داشته باشید می بینید که دختران جوان وبلاگ های مختلفی با مضامینی زننده در حمایت از او براه انداخته اند .
کسانی که حضور حسنی در نمایشگاه کتاب و یا سایر مراسم ها را به یاد دارند صحنه های جلف او با دختران بزک کرده را بارها دیده اند ... همین فرد گهگاه در سیما از مسائل عقیدتی هم سخن به میان می آورد که موجب رنجش بسیاری از دلسوزان شده بود
از سوی دیگر، خبرنگاران و اهالی رسانه به خوبی می دانند فرزاد حسنی فردی است که آشنایی چندانی با تاریخ و سیاست ندارد، پس چه لزومی داشت که او برای مصاحبه ای سیاسی با هاشمی انتخاب شود؟!
او یک کتوله سیاسی است و به همین خاطر اصلا نمی داند له شدن محرومان در زیر چرخ های توسعه اقتصادی کارگزاران سازندگی چیست... او اصلا نمی داند که در دولت هشت ساله هاشمی و کارگزارانش بر محرومان چه گذشت و شکاف طبقاتی چگونه به وجود آمد ...
آیا فرزاد حسنی حتی برای یک بار جملات امام خمینی و رهبر انقلاب درباره لزوم ساده زیستی مسئولان حکومتی را شنیده است تا بداند اشرافیت مسئولان به چه معناست؟!
آیا این آقاپسر ضعیف النفس اصلا می داند که در مراسم 15 خرداد بر سر طلاب جوانی که قصد پرسیدن چند سوال از جناب هاشمی رفسنجانی را داشتند، چه آمد؟
به همین دلایل حسنی مقهور و مجذوب هاشمی در این مصاحبه شد و آنچنان برای دولت سازندگی هاشمی و عملکرد و سیاست او مداحی می کرد که خیلی ها برای او و هاشمی تاسف خوردند.
شاید هم مسئولان دفتر هاشمی با علم به این که این فرد بی هویت را به خوبی می توانند برای تبلیغ هاشمی ابزار قرار دهند، او را به این مصاحبه فراخواندند اما باز هم اشتباه کردند چون کار آنها نتیجه منفی داد و بینندگان "فوق العاده" در پنج شنبه شب گذشته نیز نه تنها سوالات هرچه بیشتری درباره هاشمی برایشان به وجود آمد بلکه همان اندک محبوبیت فرزاد حسنی نیز بر باد رفت و خیلی ها هم برای همیشه از این دو نفر متنفر شدند.
برای متولیان برنامه " فوق العاده"، مدیر شبکه 3 و در راس همه آنها جناب آقای ضرغامی متاسفیم؛ چون انسانهای ضعیف النفسی همچون فرزاد حسنی از نیروهای آنها هستند ...
یاد حضرت روح الله به خیر ... می فرمود : وای به روزی که کسی خود را نساخته باشد و قبل از آنکه خود را بسازد، مورد توجه مردم قرار گیرد ...

اين عكس شاهكار دوست خوبم (علي آقا ربيع) عكاس خبرگزاري فارسه كه خيلي از روزنامه ها هم اين عكس رو منتشر كردن./به حالت دست سلطانيه نماينده ايران در آژانس هم دقت كنيد ... ![]()
بچه حزب اللهي ها بايد اينجوري كار كنند تا هميشه مثل خار در چشم دشمنان باشند ... عالمانه، هوشيارانه و زيركانه ...
فقط مي توان گفت : ايوالله حاج حسين شريعتمداري
«به نظر ميرسد كه در واقع (آيتالله) خامنهاي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود.
تازهترين گزارشهاي پزشكي نشان ميدهند كه وقتي او (حضرت آيت الله خامنه اي) هفته گذشته از بيمارستان مرخص شد، دچار گردش خون نامناسب، ضربان قلب ضعيف، فشار خون بالا و نارسايي شنوايي است و تقريباً بينايي در يكي از چشمان خود را از دست داده و از درد شديد كمر رنج ميبرد.
ظاهراً نميتواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد. همه اين عوارض ناشي از سرطاني است كه او به آن مبتلا است. با اين حال به پزشكان خود گفته است كه تا زماني كه آمريكاييها از منطقه خارج نشدهاند و در لبنان، جمهوري اسلامي اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند»

اين ادعا هاي «مايكل لدين» از اعضاي موثر موسسه «امريكن اينتر پرايز» است كه برخي او را مسئول طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران معرفي ميكنند.
ادعاهاي اين مقام امريكايي در تاريخ 10 ژانويه مصادف با 20 ديماه سال جاري منتشر شد و پيش از آن، در 4 ژانويه مصادف با 14 دي نيز در سايت pajamasMEDIA به طور اشاره آمده بود. اين شايعه آغاز ماجرايي شد كه سپس برخي شبكههاي خبري مانند فاكس نيوز كه زير نظر پنتاگون عمل ميكند و برخي خبرگزاريهاي غربي ديگر، آن را دنبال كردند و اين روزها در سطح مردم اين سؤال با نگراني مطرح ميشود كه «از حال آقا چه خبر؟ ميگويند...» و ادعاهاي فوق تكرار ميشود.
اساساً مقوله شايعه كه برخي آن را "انتقال پيام و خبر از طريق شفاهي و بدون داشتن ماخذ و منبع شناخته شده " تعريف ميكنند و برخي ديگر با نگاه خوشبينانه شايعه را "بخشي از خبري ميدانند كه به علل مختلف دور از دسترس افكار عمومي قرار ميگيرد". مقولهاي پيچيده و پرسابقه است كه موضوع اصلي اين گزارش نيست.
البته عدهاي از كارشناسان، شايعه را به دليل غيرموثق و بياساس بودن، شايسته تحقيق و پيگيري هم نميدانند، ولي برخي ديگر معتقدند به عنوان كنشي پيچيده با كاربردهاي چندگانه حتماً بايد جدي گرفته شود.
شايعات در كشور ما سابقه طولاني دارند و نمونههاي جالبي از آنها در دسترس است كه بعضاً پس از چندي به عنوان «دروغ سال» نيز شهرت يافته اند.
مثلاً ماجراي كج شدن برج ميلاد از نمونههاي بارز آن است. اين بحث از يك طنز آغاز شد. «رضوانيه» توليد كننده اين طنز خود در اين باره ميگويد:« زماني كه در زمستان 81 خبر خندهدار و غيرواقعي درباره كج شدن برج ميلاد را مينوشتم، هرگز فكر نميكردم كه روزنامهها، وب سايتهاي خبري و شبكههاي راديو، تلويزيون، خبري به اين مضحكي! را باور و سپس منتشر كنند. شايعه كج شدن برج ميلاد تا حدي در ميان مرد تقويت شد كه يكي از شبكههاي خبري معتبر غرب نيز اين خبر را با جديت اعلام كرد و ماجرا چنان جدي تلقي شد كه دفتر يكي از سازمانهاي بينالمللي مستقر در تهران نيز قصد تشكيل كميته بحران درباره اين موضوع را داشت....»
انتشار شايعه بيماري سرطان رهبر انقلاب اسلامي نيز موضوع بي سابقه اي نيست و بسياري از مردم به خاطر دارند كه از روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي تا مدتها، عين همين بحث درباره بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) تكرار ميشد و راديو هاي عراق و اسرائيل بيش از ديگران آن را دنبال مي كردند.
البته روشن است كه شخصيتهايي حتي در طراز رهبري انقلاب نيز همچون همه مردم ممكن است دچار عارضهاي يا كسالتي شوند. كما اينكه آيتالله خامنهآي نيز مدتي است دچار سرماخوردگي نسبتاً شديد شدهاند كه آثار آن در صداي ايشان در آخرين ديدار نيز نمايان بود و به همين خاطر مقداري از برنامه هاي ايشان با توصيه پزشكان كاسته شد.
جالب است كه ايشان همزمان با انتشار اين خبر (بخوانيد شايعه) ديدارها و ملاقاتهاي عمومي مانند ديدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قيام 19 دي و ديدار با شركتكنندگان در هم انديشي علماي اهل تسنن و تشيع در دومين همايش بزرگداشت ابن ميثم بحراني در 25 دي ماه داشتهاند كه رسانههاي مختلف از جمله صدا و سيما، متن، صدا و تصاوير آن را منتشر كردند.
معمولاً چنين شايعاتي با اهداف چند گانه مانند ايجاد نگراني و اضطراب در مسئولان و مردم، ارزيابي واكنش مردم و ارزيابي نحوه واكنش مسئولين دستگاههاي رسمي به چنين موضوعي ساخته و پرداخته ميشوند و ازهمين رو شايد لازم بود دستگاه هاي ذي صلاح، اطلاع رساني مناسبي را انجام مي دادند.
اين ترفند در اوج جنگ 33 روزه جنوب لبنان و در مورد سيد حسن نصرالله نيز از سوي منابع رژيم صهيونيستي بكار گرفته شد.
كساني كه شايعه سرطان رهبر معظم انقلاب اسلامي را طراحي كردند تا واكنش مردم را ارزيابي كنند، بدانند مردم با نگراني كه از عشق به رهبري حكايت دارد اين موضوع را دنبال مي كنند و اين روزها در مساجد كشورمان شعار «خدايا خدايا تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما خامنه اي رهبر به لطف خود نگهدار» با شور و سوز بيشتري پس از نمازها تكرار مي شود. زماني كه براي تهيه اين گزارش به سايتهاي مختلف مراجعه كرديم كاربران اينترنتي درباره اخبار مربوط به اين موضوع، اظهار نظرهاي مختلف و جالبي كرده بودند، ولي بيشتر از همه، اين عبارت تكرار شده بود. « به كوري چشم دشمنان، خامنهاي زنده است».
دست خدا بر سر ماست *** خامنه ای رهبر ماست
آقا جون دوستت داریم
تا حالا فكر كرديد چرا احمدي نژاد مثل مرفهين بي درد زندگي نمي كند و دين خود را به زرق و برق دنيا نمي فروشد ؟
احمدي نژاد يك مرد است ... يك مرد بزرگ ... درود خداوند بر مجاهد في سبيل الله محمود احمدي نژاد ... ما به اين رئيس جمهور مكتبي افتخار مي كنيم نه به زالوصفتان و مرفهان بي درد و دزداني كه شكم خود را از حرام پر كرده اند ...
* با تشکر از "محمد مهدی" که این عکس تاریخی رو در اختیار من قرار داد .
از شما چه پنهون ... گفتنش هم به نظر من ايرادي نداره ... من خيلي همسرم رو دوست دارم و خيلي بهش مديونم
اما حرف دل ...
دوست دارم پاك بشم؛ مثل روز اول تولد ...
به همين خاطر دوست دارم به حج برم و پشت ديوار بقيع بشينم و زار بزنم؛ از گناهكاري خودم ...
دوست دارم روبروي كعبه بشينم ... به خانه خدا نگا كنم و زار بزنم ... بگم خدايا منو ببخش ...
راستشو بخاين، دوست داشتم زمان امام بودم و براش جون ميدادم ... اما نشد كه اونموقه باشم ...
دعا كنيد اول حاجي بشم بعد شهيد شم ... البته حتما همراه همسر عزيزم ... مونسم ...
چرا چرت و پرت ميگم ... شهادت كار مدعيان بي هنر نيست
ببخشيد ... شب تولدي زده به سرم ...
دعا كنيد بتونم باز بنويسم ... يا حسين