آن استاد كاملا مخالف عقايدم بود اما خودش در راه آرمانش بسيار ثابت قدم بود و از افراد هدفمند و آرمانخواه خوشش مي آمد حال چه موافق باشند و چه مخالف.
پنج شنبه به پيشنهاد يكي از اقوام به يك دورهم نشيني كه نام آن را "گرد همايي مديران و كاربران پرشين بلاگ" گذاشته بودند، رفتم. براي "مكان" اين گردهمايي(!) هم به ميمنت و مباركي با حضور خواهران و برادران (!)، "رستوران شاندرمن" در نظر گرفته شده بود.

تصور مي كردم حتما وبلاگ نويس ها گرد هم جمع مي شوند و از محاسن و معايب وبلاگ هايشان سخن خواهند گفت و يا با استفاده از تجارب مديران پرشين بلاگ راهكارهاي گسترش و بهبود كيفيت مطلبشان براي حركتي منسجم در جهت حركتي متعالي را پيگيري خواهند كرد.
اما از همان لحظه اول كه وارد اين جمع شدم شستم تير خورد كه اينگونه نيست ؛ اما باز هم به خودم نهيب مي زدم كه شايد اشتباه مي كنم. تا چشم بر هم گذاشتم جلسه تمام شده بود و يك عده دختر و پسر غالبا جوان به جز دور هم نشيني و صرف بستني و نوشيدني هاي البته مجاز و آشنايي با هم كار ديگري نكرده بودند.(از حق نبايد گذشت كه تعداد انگشت شماري از وبلاگ نويس هاي آرمانخواه هم بودند كه شايد آنها هم از روند جلسه تعجب زده شدند.)
البته بيشترين تعجب من از مدير پرشين بلاگ بود كه فقط صحنه گرداني را براي اهداف دم دستي كه ذكر كردم دنبال مي كرد و البته گاهي به دنبال بازاريابي براي خود و ديگران هم بود.

من با اقدامات سازماندهي شده در عرصه وبلاگ نويسي چندان موافق نيستم اما قطعا اقدام در جهت منسجم كردن اين پتانسيل قوي براي آرمانهاي متعالي كاري بس موثر خواهد بود و اين جمع نيز در جهت اين هدف مي توانست گامي موثر بردارد.
درد بي آرماني از آن درهاي بد است. گاهي كه انسجام و اقدامات آرماني اهالي باطل در جهت آرمان نادرستشان را مي بينم حسرت مي خورم كه چرا اهالي حق در جهت آرمانشان سست اند ...
وبلاگ نويسان بيش از اين مي توانند آرمانخواه باشند. درسته ؟
"رجایی فر" روز پنج شنبه( ۷ اردیبهشت) یکی از سخنرانان همایش انتقام ابابیل بود که اتفاقا حرفهای خیلی بی پروایی زد و طبق معمول هم این حرفها منعکس نشد اما در همان مراسم بخشی از این صحبت ها واکنش تند جواد شمقدری را برانگیخت که برای خود شمقدری دردسرآفرین شد.
وی به جز بخش های عادی سخنرانی خود که به تشریح روند تاریخی تسخیر لانه جاسوسی تا واقعه طبس اختصاص داشت، در بخش های مهم سخنانش که در این وبلاگ برای اولین بار به صورت کامل منتشر می شود، گفت : " ما در شرایط مختلف سعی کرده ایم که موضع خودمان را نسبت به آمریکا بر اساس معیارهای اصیل انقلاب اسلامی تبیین کنم و در اینجا حضور یافته ام تا بگویم ما سعی کردیم برای جلوگیری از احتمال وقوع حمله نظامی آمریکا به ایران- اگر چه حضرت امام فرمودند که حتی احتمالش را هم نباید در اذهان راه بدهیم- برای ایجاد آمادگی ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام را تشکیل دادیم که در شاخه ای از فعالیت های خود شروع به ثبت نام از کسانی کرد که تمایل دارند علیه اشغالگران سرزمین های اسلامی به انجام عملیات شهادت طلبانه بپردازند."

" این ستاد با استقبال خیلی گرم و مثبت مردم روبرو شد و با توجه به نبودن هدف دنیایی برای این کار، و این که فقط کسانی که از داوطلبان شهادت در راه اهداف انقلاب اسلامی و فرامین الهی هستند، ثبت نام می شوند، می بینیم که استقبال گسترده ای از آن صورت گرفته و با وجود محدودیت هایی که اعضای ستاد دارند، بیش از 55 هزار نیروی شهادت طلب دارد که فقط در تهران ثبت نام شده اند به جز عده ای که در بوشهر به عنوان گردان استشهادیون مدافع نیروگاه اتمی بوشهر ثبت نام شدند".
"این توضیح را از این جهت دادم که در چند روز اخیر در اخبار آمده بود که آقای هاشمی فرموده اند که سیاست جمهوری اسلامی عملیات انتحاری نیست و من خدمت ایشان عرض می کنم که ما می دانیم سیاست شما عملیات انتحاری نیست چون به خصوص فرزندان برومند شما نشان دادند که اهل انتحار در عرصه های دیگر و بهره برداری های دیگر هستند اما آن چیزی که ما نامش را استشهاد می گذاریم و شما به آن می گویید انتحار، همان چیزی است که می تواند مانع حمله آمریکا باشد و بازدارندگی ایجاد کند.
"برژینسکی در مشاوره ای که به کاخ سفید داده به 4 دلیل به بوش گفته که به ایران حمله نکنید که یکی وجود نیروهای استشهادی در ایران است و اشاره می کنم به فرمایشات روز گذشته مقام معظم رهبری که فرمودند اگر آمریکا ضربه ای را به ایران وارد کند منافعش در سراسر دنیا مورد صدمه قرار می گیرد و اکنون سوال من این است که آیا ما با لشگرکشی به اقصی نقاط دنیا می خواهیم این کار را بکنیم یا این که می خواهیم از ارتش یا سپاه نیروهای کلاسیک اعزام کنیم یا این که واقعا فقط این کار از طریق عملیات استشهادی ممکن است؟"
" این جمله را نیز از رهبری نقل می کنم که می فرمایند : عملیات استشهادی اوج حماسه و عظمت یک ملت است. و توجه آقای هاشمی را به این نکته جلب می کنم و بقیه طرفداران مذاکره و رابطه با آمریکا را که آیا اکنون تغییری در مناسبات جهانی رخ داده که چهره آمریکا را پیش ما پاک تر و منطقی تر کرده که امکان مذاکره یا ایجاد رابطه را مطرح کرده ایم یا این که قدم در راهی بی بازگشت گذاشته و اصول انقلاب را به بازی گرفته ایم!"
"خیلی متاسفم در شرایطی که بحث های به این مهمی را در صحنه داریم، رسانه های ما به سراغ مسائلی می روند که تعجب می کنم چگونه پیش آمده؛ مثل حضور خانم ها در ورزشگاهها که از آقای احمدی نژاد انتظار نداشتیم به این صورت این قضیه را مطرح کنند که با واکنش شدید علما و مومنین مواجه شود."
"به نظر می آید که همه اینها وسایلی هستند که ما از توجه به آن چیزی بزرگی که در حال اتفاق افتادن است، غافل شویم ؛ مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی به معنای پایان یک مقابله است. حالا این مذاکره می خواهد هر نتیجه ای داشته باشد. همانطور که تمام مسئولین مطرح کننده این مساله مطرح کرده اند، با توجه به بدبینی و سوء ظنی که نسبت به خود آمریکا و نیت و اهدافش است، بعید است که ما بتوانیم فکر کنیم که نتیجه مثبتی گرفته شود؛ می توان گفت که پیشاپیش می دانند که نتیجه ای مثبت گرفته نمی شود اما بنای آن دارند که یک روارویی 28 ساله را تعطیل کنند."
"من شخصا نمی فهمم این کارشناسانی که به آقای احمدی نژاد چنین مشاوره هایی را دادند که ایشان به صراحت گفتند که کارشناسان ما بر این مساله حکم کردند، من نمی فهمم از چه طایفه ای بودند که امثال ما و بسیاری از دوستان دیگر که در این قضیه نظر دارند در این قضیه نبودند و به نظرات آنان توجه نشده است."
"رهبر معظم انقلاب که حتی دیشب (۶ اردیبهشت) در فرمایشات خودشان نشان دادند که آمریکا چه موضعی نسبت به ایران دارد، معلوم نیست جزو کدامیک از این کارشناسان حساب می شود و اصلا نظر کارشناسی ایشان لحاظ شده است یا نه ؟"
"علاقمندم به جای کلمه واقعه طبس، کلمه معجزه طبس را به کار ببریم و باید این را بگویم ؛ آقایانی همچون آقای لاریجانی نفرمایند که آمریکا از واقعه طبس عبرت بگیرد . چون آن معجزه مال آن اخلاص ها و آن مسئولان و افرادی همچون رجایی بود که در سازمان ملل حاضر شد و بدن شکنجه شده اش را نشان داد و گفت که ما با آمریکا مذاکره نمی کنیم؛ آن معجزه متعلق به آن مسئولین بود. پس شما به خودتان امیدوار نباشید که اگر آمریکا حمله کند، معجزه طبس برای شما هم اتفاق می افتد."
***
* شمقدری پس از اظهارات جنجال برانگیزش، با خبرگزاری فارس مصاحبه ای انجام داد که فروز رجایی فر جوابیه افشاگرانه ای برای وی نوشته است که می توانید اینجا بخوانید.
روز پنج شنبه هفتم اردیبهشت ماه به مناسبت سالگرد واقعه طبس همایشی تحت عنوان "انتقام ابابیل"در سالن سید الشهدای تهران برگزار شد که یکی از سخنرانان این همایش "جواد شمقدری" مشاور هنری رئیس جمهور بود که در بخشهایی از سخنانش حرفهایی زد که بسیار قابل توجه و تامل به نظر می رسد.
این بخش از سخنان وی مربوط به بحث ورود بانوان به ورزشگاه ها با دستور رئیس جمهور بود که در سخنرانی قبل از وی مورد انتقاد شدید فروز رجایی فر (از دانشجویان پیرو خط امام تسخیر کننده لانه جاسوسی و دبیرکل فعلی استشهادیون) قرار گرفته بود.
سخنان جواد شمقدری درباره این موضوع را بدون هیچ کم و کاست و بدون هیچ گونه تحلیلی برای اولین بار منتشر می کنم تا خود مخاطبان قضاوت نمایند :
شمقدری گفت : "در مورد بحثی که خانم رجایی فر مطرح کردند من بر خودم نمی بخشم که وارد آن نشوم. من تاسف می خورم برای خودمان؛ ما اگر بنشینیم و از یکدیگر تعریف کنیم هنری نکرده ایم ولی چه خوب است که گاهی وقتها و اکنون هم که مراسم خودی تر است این را بگویم که همه ما علی رغم سابقه های انقلابی و شناخت مطالعاتی که داریم باز دچار خطا می شویم و تامل نمی کنیم".

"آیا دشمن فقط در حوزه نظامی، در درون مرزها و در حوزه میزهای مذاکره فقط توطئه می کند؟ نه این گونه نیست بلکه اتفاقا اصل توطئه دشمن و تحرکات آنها در درون ساختارهای اجتماعی و فضاهای فرهنگی و هنری ماست که ما از این حوزه ها غافل بوده ایم."
"اگر من به شما بگویم که آقای احمدی نژاد در راستای خنثی سازی بعضی از توطئه های دشمن چنین تصمیمی(دستور ورود بانوان به ورزشگاه ها) را گرفته، آن وقت شما چه خواهید گفت؟"
"تاسف می خورم؛ چون طبیعی است که هر کدام از ما مشغله داریم اما افسوس بزرگ این است که بعضی مباحث درباره علت این تصمیم انتقال هم داده می شود اما بعضی بزرگ ها همچنان در موضع خود باقی می مانند و البته این از نشانه های آخر الزمان است که گفته شده چهره واقعی و مخفی نفاق بیرون می زند."
"اینها مال من بسیجی حزب اللهی با سابقه و مال مسجد روها و آیت الله ها و سردار سپاه ها و امثالهم است نه مال افرادی که در کوچه و خیابان داعیه اسلام دارند. این بحث مال ماهاست و می دانیم که شمشیر امام زمان چقدر گردن علما را می زند."
"برای این که به زمان ظهور برسیم قطعا باید یک تصفیه بشود و خوب می دانید که بخشی از این تصفیه در ایام انتخابات شکل گرفت و انقلاب درست در حال پیش رفتن است و در این مسیر نقاب ها برداشته می شود."
* یکی از حضار این مراسم از شمقدری پرسید : شما گفتید که آن تصمیم جلوی برخی توطئه ها را گرفت؛ می شود بگوئید چه توطئه هایی؟
شمقدری گفت : "اینها چیزهایی است که من نمی توانم بگویم. شما یا باید اعتماد کنید یا اعتماد نکنید. من به جهت کارم بارها به استادیوم رفته ام . چند سال پیش من خودم یکی از دخترهایی که با لباس پسرانه می خواست وارد ورزشگاه شود و طفلک لو رفته بود را دیدم."
"یک آمار مخفی وجود دارد که می گوید وقتی 100 هزار نفر وارد استادیوم می شوند، بالای 5000 نفر از دخترانی که لباس پسرانه پوشیده اند وارد استادیوم می شوند. حالا فرض کنیم حتی 500 نفر یا 50 نفر؛ پس به هر حال چنین پدیده ای وجود دارد."
"من نه مجتهد هستم، نه فقیه و نه درس این کار را خوانده ام. ولی ظاهرا یکی از دلایل جدی مخالفت با دستور رئیس جمهور مبنی بر ورود خانم ها به ورزشگاه ها بحث اختلاط است و می گویند نباید کاری کنیم که اختلاط زن و مرد در جامعه اسلامی رواج یابد."
"ظاهرا حرف درستی است و کسی در آن تردید ندارد ولی سوال من این است که مرز و فرم این اختلاط کجاست. در اتوبوس و بازار و مغازه هم اختلاط هست اما همه ما می گوئیم که اشکالی ندارد."
"چه کسی اختلاط در ورزشگاه های ما را در اوایل انقلاب زیر سوال برد؟ بروید تحقیق کنید و ببینید که نقطه روشنی وجود ندارد."
"حاضر نیستیم صریح بگویم اما بعید می دانم امام(ره) چنین نظری داده باشد؛ اگر کسی مدرکی دارد ارائه دهد که امام چنین نظری داده باشد."
"یادم می آید که سال 59 امام فرمودند که خانم ها باید از فردا با حجاب سرکار بیایند. چون بالاخره کارمند دولت بودند. در صدا و سیمای ما تا سال 59 مجری اخبارگو بی حجاب بود و در اواسط تابستان 59 امام فرمان دادند که در حوزه های اداری خانم ها با حجاب بیایند و امام تعریفی کلی دادند و اصلا فرم ارائه ندادند چون بحث مصداق است که به خود آدم ها بر می گردد و حتی در این هم ابهام وجود دارد که امام زمانی فرموده باشند که در همه حوزه های شهری این اتفاق بیافتد، من تردید دارم. البته پسند من این است؛ بروید تحقیق کنید."
"ما گاهی وقت ها دچار تندروی ها و شرایطی می شویم که خیلی در چارچوب حکومت داری معنا نمی یابد؛ بروید بپرسید و روی آن فکر کنید که آیا در زمان حکومت امام علی یا پیامبر اکرم (ص)، اهل کتاب آیا واقعا با حجاب بیرون می آمدند یا بی حجاب."
شمقدری در پاسخ گفت : "ما 27 سال است که برای حفظ حجاب در حال تلاش هستیم اما امروز چه وضعیتی داریم؟ فرض کنید قراراست با یک سازوکار جدید بتوانیم عفاف و حجابی را که مورد نظر اسلام حقیقی است، در جامعه به شکل درست و ماندگار پیاده کنیم اگر چنین تصمیمی بخواهیم بگیریم این کار حوزه های مختلف را در بر می گیرد."
"من نظر خودم را گفتم ولی بنده به آقای احمدی نژاد چنین مشاوره ای را ندادم و این تصمیم در جای دیگری گرفته شده است."
"تعصبات شما خیلی قشنگ است، من خودم به همه این نظرات احترام می گذارم اما تندروی ما را به جایی نخواهد رساند" !

آنان سه سنگر کلیدی را از دست داده بودند و از این جهت بر روی سنگری دست گذاشتند که اگر فتح شود، به خیال خودشان سایر سنگرها نیز فتح شده به شمار می آید؛
آن سنگر جایی نیست جز "مجلس خبرگان رهبری" ...
این سنگر از آن جهت برای آنان مهم است که به خیال خامشان با تصرف این مجلس می توانند هر چه بیشتر از طریق تاثیرگذاری بر رکن مهم رهبری سایر دستگاه های تحت نظر ولی فقیه را نیز به احاطه خود در آوردند و قطعا روی کار آوردن افرادی که ورود در سیاست را چندان درخور شان خود ندانسته و فقط توصیه به تقوای الهی می کنند(!) می تواند برای آنان بهترین گزینه باشد.
کسانی که از وجهه خوبی نزد احزاب سنتی چه در میان اصولگرایان و چه در میان اصلاح طلبان برخوردارند و آنان به راحتی می توانند به وسیله این افراد با کمترین هزینه به مقاصد مورد نظر خود دست یابند.
اما قطعا روی کار آوردن چنین افرادی از سوی گروه های به اصطلاح اصلاح طلب نیازمند آن است که لیدرهای جریان اسلام ناب که در خط اصیل خمینی کبیر و رهبر انقلاب گام برمی دارند، به نوعی کنار گذاشته شوند.
به همین علت پس از تلاش برای منحرف کردن قانون انتخابات خبرگان این خط به وضوح قابل مشاهده است که هر روز موج تبلیغات علیه نیروهای توانمند انقلاب در حوزه های علمیه فزونی می یابد.
اکثر این جریانات از سایت های اینترنتی همچون "روز" و "پیک نت" که وظیفه تصمیم سازی یا در اصل " بسته بندی تصمیمات اتخاذ شده" را بر عهده دارند سرچشمه می گیرد و فردای انتشار این اخبار در ابعاد مختلف از طریق روزنامه ها و جریانات نفوذی اشاعه می یابد که نمونه بارز آن را در جریانی که علیه آیت الله مصباح یزدی به راه انداختند می توان یافت.
اما امروز بر روی فردی دست گذاشته اند که می توان او را در میان سایر مراجع تقلید از نظر سیاسی و تقید به تفکر اسلام ناب امام خمینی(ره) یک سر و گردن از سایرین بالاتر دانست.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی که در حال حاضر حوزه درس خارج فقه ايشان يكى از پرجمعيت ترين دروس حوزه های علميه "شيعه" است و قريب به دو هزار نفر از طلاب و فضلاى عاليقدر از محضر ايشان استفاده می کنند.

البته جریان تخریب این عالم و تحلیل گر برجسته روزگار - که اوازه ولایتمداری و دقت نظر ایشان در مسائل سیاسی زبانزد خاص و عام است - هنوز فراگیر نشده و تازه در حال استارت خوردن است اما جریانات ناب و ولایی نظام در عرصه های مختلف باید به هوش باشند که در دامی که جاه طلبان در آستانه انتخابات خبرگان رهبری (پاییز ۸۵) افکنده اند، گرفتار نیایند.
از این جهت به دوستان خودی و کسانی که داعیه عدالت دارند، توصیه می کنم در نظریات سیاسی و روشن بینی این مرجع عالیقدر جستجویی نمایند تا ببینند که غیر خودی ها دست روی چه نقطه های حساسی گذاشته اند و قصد حذف چه کسانی را دارند ...
شاید خواندن این جملات آیت الله مکارم برای غیر خودی ها و البته حتی خودی ها چندان خالی از فایده نباشد که فرمودند : "غبارهاى هوا و هوس فضاى روح را تيره و تار كرده و مانع ديد چشم باطن ماست، همت كن و غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد! ؛
عجب اين كه خدا به ما از خود ما نزديكتر است ولى چرا ما از او دوريم؟ او در كنار ماست چرا ما مهجوريم؟ آرى؛ يار در خانه و ما گرد جهان مى گرديم! و اين بزرگ ترين درد ما و مشكل ماست و بدترين حرمان ما، هرچند راه درمان روشن است".