۱۳ آبان امسال را باید یکی از مقاطع مهم پس از انتخابات دهم تلقی کرد ، نه از آن جهت که مثلا مردم بیشتری از روز قدس به میدان آمدند (که نیامدند) و نه تنها از این جهت که اوباش کمتری از آن روز و روزهای دیگر در پایتخت خودی نشان دادند ( که دادند ).
این روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموی بود. سایت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستانها فراخوان داده بود که بیایید و آنها پاسخ داده بودند که می آییم.
در برخی روزها کسانی گفته بودند که از خارج به ایران می آییم و اگر مثل همیشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به همراه رادیو آمریکا و بی بی سی ( هم شبکه های تلویزیونی و هم رادیویی آنها) تبلیغات گسترده و مصاحبه ها و میزگردهای متعدد گذاشته بودند .
حتی گروهک تروریستی مجاهدین خلق و جامعه بهاییان نیز برای چندمین بار حمایت خودشان را از جنبش سبز کذایی اعلام کردند و گفتند: ما هستیم ( شعار معروف فرقه ضاله که در این ماهها به شعار " ما هستیم ، ما هستیم ، ما همه با هم هستیم " تبدیل شد ). استفاده بسیار بسیار گسترده از ایمیل و سایت و وبلاگ در این ایام و ماهها تشدید شد و تقریبا کسی نبود که ایمیلی داشته باشد و هر روز و هر ساعت ایمیلهای تبلیغاتی با شعارها و تبلیغات متنوع در حمایت از این حرکت و قیام ! در این روز دریافت نکند .
حتی وبلاگهای بچه های مسلمان و انقلابی و میهن دوست و ولایی نیز از تیررس تبلیغات آنان در امان نماند و با کامنتها و فحشهای ناموسی یا درخواستهای حضور در ١٣ آبان که بیشتر برای مخاطبان این وبلاگها نوشته می شد ، فضا سازی رسانه ای خود را تکمیل می کردند . بگذریم از کامنتهایی که در برخی سایتهای بی در و پیکر مثل تابناک و آینده و ... که هر اراجیفی را به عنوان کامنت منتشر و تایید می کردند و هنوز هم به این شیوه ضد ملی خود ادامه می دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تریبون تبلیغاتی همه کسانی می شوند که ذکرشان رفت .
با این همه، ۱۳ آبان امسال چه اتفاقی افتاد ؟ برنامه ای که راس ساعت ١٠ در مقابل لانه سابق جاسوسی آمریکا قرار بود برگزار شود و دانش آموزان و دانشجویان و جوانان از ساعت ٣٠/٨ دقیقه در آن حضور سبز پیدا کرده بودند و تا ساعتی بعد از پایان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتی یک شعار سبز اموی در آن محدوده ( تاکید می کنم در آن محدوده ) نبود.

هم از لحاظ تعداد کسانی که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کسانی که شعارهای انقلابی و ملی و ولایی سر می دادند امسال سالی منحصر به فرد بود . اما کسانی که به فراخوان بسیار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دین و ضد ملت و بیگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کیهان ١٠٠ تا ١۵٠ نفر ؟ به قول رجا نیوز ٢٠٠ نفر که به طور پراکنده خیابانها را بالا و پایین می رفتند و می آمدند ، به قول برخی سایتهای خارجی "چند صد " نفر؟ و در بدبینانه ترین نقل قول صورت گرفته "حداکثر یک هزار نفر"؟ آیا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهایی و بی دین و متمرد و مرتد و پشیمان و گوش به فرمان رادیو و تلویزیونهای خارجی و پس از این همه ماهها تبلیغات و رسانه و ایمیل و وبلاگ و پیامک و ... هزار نفر است ؟!
دوست دارم تشکرات صمیمانه خود را از تمامی اشخاص و گروههای پیش گفته ابراز کنم و در این تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ این تشکر، سپاسی از صمیم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه این سالهای اخیر به نوعی عادت و تکرار ملال آور تبدیل شده بود.
مقایسه کنید میزان و نحوه حضور و شعارهای تظاهرات روز قدس امسال را با سالهای پیش . آیا سالهای پیش هم مردم با این میزان انگیزه در تظاهرات شرکت می کردند ؟ روز ١٣ آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهای قبل . آیا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان ما ، مانند سالهای پیش در آن حضور یافته بودند ؟ آنها که در زیر زمین و پستوهای مترو میدان هفتم تیر قایم شده بودند کاش در خیابان طالقانی ، "قائم" ! می شدند تا می دیدند چهره های بی استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژی بچه ها را و مقایسه می کردند آن روحیه را با کسانی که وقتی از سوراخ مترو وارد میدان هفتم تیر می شدند و خیل جمعیت را می دیدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهانی دستبندهای سبز را باز می کردند و آن را در کیف و جیبشان می چپاندند!

١٣ آبان امسال یک "نشانه" است برای کسانی که می بینند و به قول رهبر انقلاب "بصیرت" دارند ؛ نشانه یک پایان برای آنها که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را هدف گرفته بودند و البته عده ای نا آگاهانه فکر می کردند زیر عَلَم "نخست وزیر امام " سینه می زنند و چشمشان را به روی این همه دروغ و تبلیغات از همه سوی جبهه کفر و نفاق داخلی و خارجی بستند .
آن "نخست وزیر امام" امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمی دارد و رویی !) و ببیند که از آن ١٣ میلیون رای ، ١٠٠ تا حداکثر ١٠٠٠ نفر برایش باقی مانده است که تازه بخشی از آن هم شعار می دهد: " نه موسوی، نه احمدی؛ فقط رژیم پهلوی"! بله آقای موسوی! آنها نه تو را می خواهند و نه احمدی نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده های رژیم منفوری هستند که امامی که تو نخست وزیرش بودی علیه او قیام و انقلاب کرد و جوانانی در تثبیت و تحکیم آن به جنگی رفتند که تو امروز به نخست وزیر آن "دوران" بودن، خود را مفتخر نشان می دهی. کلاهت را بالا بگیر اگر آن را باد نبرده است . آنها چیزی نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطیل شکلی را به صورت تابوت حمل می کنند و می گویند این تشییع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کسانی که شعار می دادند : نه موسوی ، نه احمدی ؛ فقط رژیم پهلوی !
تو گوش نکردی اما مردم ما شنیدند که رهبر عزیزمان چند روز پیش در جمع نخبگان چه فرمودند :
- "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود."
یعنی شروع با "نخست وزیر امام" و پایان با " رژیم پهلوی" ! این هشدار چند ماه پیش آقا به تو و صحنه گردانان دیگر بود و ما البته امروز می فهمیم راز ِ حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی و عبدالمالک ریگی و حقیرهایی چون گوگوش و گنجی ( که گفته بود خمینی را باید در موزه تاریخ جست و جو کرد) از نخست وزیر امام و نخست وزیر دوران جنگ چیست .
این درخواست سایت كذايي بالاترين در ساعت ١۴ روز سیزدهم آبان بسیار با معناست که : "از کمی تعداد ناراحت نباشید. از مردم درخواست می کنیم که فقط دو ساعت دیگر تحمل کنند و در خیابانها باشند . ما اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدیم که در روز ِ کاری، برنامه تظاهرات گذاشتیم . مردم الان سر کارهای خودشان هستند و اگر دو ساعت دیگر بتوانید تحمل کنید و در خیابانها بمانید، ادارات که تعطیل شود مردم به ما ملحق می شوند ( به بیان دیگر از این قلت و کمی تعداد بیرون میآییم !)"
جالب اینجاست که ساعت ١٧ دیروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطیل شده بود ، سرتاسر خیابان ولی عصر "عج" ساکت و آرام و خلوت بود و حتی خبری از آن ١٠٠ تا ١۵٠ نفر دو ساعت پیش هم نبود !
آری این گزارش و این درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسیار با معناست. و معنی و مفهوم آن این است که جنبش سبز به وضعیت قرمز رسیده و مُهر پایان بر آن خورده و تمام شده است . خلاص !
در حقیقت یوم الله ١٣ آبان امسال ، ویژگی جدیدی دارد و آن ثبت چهارمین حادثه تاریخی در این روز پس از سه حادثه قبلی یعنی تبعید امام خمینی ، کشتار دانش آموزان و دانشجویان به دست رژیم پهلوی در سال ١٣۵٧ و تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده آمریکا در سال ١٣۵٩ و اینک زدن مُهر پایان بر جنبش سبز اموی است.
این پیروزی خجسته باد
* درباره شكست بزرگي كه حاميان سبز اموي در روز ۱۳ آبان متحمل شدند، گفتني هاي زيادي هست كه مي خواستم آنها را بنويسم اما مطلب دوست عزيزم، تقي دژاكام را كامل و جامع ديدم و به همين دليل به جاي صرف وقت براي نوشتن مطلب جديد، توان تبليغاتيم را صرف تبليغ اين مطلب بصيرانه ميكنم.

امام روحالله روحش شاد كه مي فرمود:
"....نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با آمريكا هستيم. ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا (هستيم)، اين تفاله هايي كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الان هم هستند.
بايد هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاهها معرفي كنيد، ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند. اينها مي خواهند خرابي كنند كار ندارند به اين كه كي كشته بشود وكي از بين برود ... نطق و سخنراني يك نفر آدمي كه با آنها دوست است كف مي زنند و سوت مي كشند و آمريكا را از ياد مي برند. خط اين بود كه اصلا آمريكا منسي (فراموش) بشود. يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا امريكا منسي (فراموش) بشود... " (صحيفه امام جلد ۱۵ صفحه ۲۹ )

* برخي شعارهاي پيشنهادي براي ۱۳ آبان:
- جنبش سبز اموي/ جيرهخوراي اجنبي
- موج فريب مخملي/ ضد ولايت علي
- آمريكايي حيا كن / سبز ما رو رها كن
- سبز فقط سبز علي / ننگ به سبز مخملي
- مرگ بر اسلام آمريكايي
- نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
- دانشجوی مسلمان/ پیرو خط قرآن
- دروغگو دشمن خداست / موسوی دوست آمریکاست
- نخستوزیر امام/ خائن به خط امام
- علم ، ایمان، اندیشه/ با موسوی نمیشه
و ...
این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه كه در قالب درددلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.

رنگ سبز از ديرباز نشان تقدس و معنويت و ائمه اطهار(ع) بوده است اما در انتخابات اخير رياستجمهوري و ايام پس از آن به بازيچه عدهاي خاص تبديل شد، بازيچه برخي از كساني كه نه تنها به مقدسات اعتقادي نداشتند، بلكه بارها به آنها توهين كرده بودند؛ افرادي مثل اعضاي گروهك تروريستي منافقين، گوگوش، اكبر گنجي (فحاش به امام زمان و ائمه)، سلطنتطلبهاي فحاش و ...

گوگوش
مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بيناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر ميشود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بيناموسهايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است ...

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها
ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها
فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها
این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها
بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها
این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بیناموسها
* اين هم شعري درباره جنبش سبز علوي:
ما جمله برآنیم که خورشید برآید شام سیه غصه عالم به سر آید
با جنبش سبز علوی در پی آنیم تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید
* هميشه كه نبايد فقط مطلب توليد كنيم، گاهي مطالب توليدي خيلي زياده اما درست توزيع و تبليغ نميشه. اين شعر رو هم ميذارم تا به اندازه خودم اون رو تبليغ كرده باشم.
اين شعر به بهانه جشن تولد اخير خاتمي سروده شده است؛ چرا كه خاتمي و موسوي و دوستانشان خودشان فتنه و آشوب را كليد زدند و به جاي شيرينكامي از آن انتخابات عظيم، كام ملت غيور ايران را تلخ كردند و حالا در اين ميان، خيلي راحت براي خود جشن تولد مي گيرند...
به به سلام ! جشن تولد گرفته ای
عیشی برای دور و بر خود گرفته ای

فصلی گذشت، سینه مردم کباب شد
بازی بچه های وطنم هم خراب شد
فصلی گذشت ، خون به دل عشق کرده ای
با خون ریخته ...بله .. عشق کرده ای
حالا برای شادی خود کیک را بخور
چاقو بکش به سینه من ،حنجرم ببر
یک تکه از جگرم را به لب بکش
خورشید شهر مرا رنگ شب بکش
فصلی گذشت ، فصل دگر را خراب کن
یک تکه دیگر از جگرم را کباب کن
چاقو بکش وطنم را دو تکه کن
این من ..بزن.. بدنم را دو تکه کن
فصلی گذشت، فتنه و آشوب می کنی
آتش بزن به وطن ، خوب می کنی
یادت که هست جشن وطن را بهم زدی
با خون پاک جوانان شکم زدی
کادو چه لازم است برایت بیاوریم؟
فصلی پر التهاب و خیانت بیاوریم؟
حالا برقص فصل دگر را خراب کن
با خون چند نفر دیگر خضاب کن
چاقو بکش تکه ی این کیک را بخور
کافی اگر که نیست گلوی مرا ببر
منبع: كركسهاي سبز
توي اين مدت، برو بچه هاي رسانهاي حسابي با تناقضات و دروغگويي هاي سبزها آشنا شدهاند؛ اونا هر قهرمان و چهره برجسته اي رو تلاش مي كنن كه متعلق به جبهه خودشون جلوه بدن و به محض اينكه مي بينن اون فرد در انظار عمومي عدم تعلق خودش به اونا رو اعلام ميكنه و يا اينكه از حاميان نظام اسلامي و دكتر احمدينژاد هست، فحش و ناسزا رو نثارش ميكنن. يكي از نمونههاي اخير اين ماجرا به حميد سوريان قهرمان كشتي فرنگي كشورمون مربوط ميشه كه مدالش رو به دكتر محمود احمدينژاد رئيسجمهور تقديم كرد.

هرکس به حمید سوریان تاخته است
آتش به سراي خويش انداخته است
با تختی روزگار هرکسی در افتد
در راند یکم ضربه شود باخته است